رد پای سهراب در شعر تاجیکستان

به مناسبت تولد سهراب سپهری، نگاهی گذرا به جایگاه این شاعر ایرانی در کشورهای فارسی زبان و به ویژه تاجیکستان داشته‌ایم

نویسنده: شاه‌منصور شاه‌میرزا پژوهشگر تاجیکستانی در موسسه فرهنگی اکو

مترجم:

​​​​​​​

وقتی نام سهراب سپهری، شاعر و نقّاش و مترجم به زبان و یادها می‌آید، شخصیتی هنرمند و فروتن و خلّاق و عاطفی در ذهن ما مجسم می‌شود. سپهری در پنجاه‌ودو سال زندگی مجموعه شعر، هشت کتاب (عبارت از 8 منظومه) اتاق آبی، کتاب منثور خاطره‌های کودکی و اندیشه‌های فلسفی را برای ما به یادگار گذاشت. کمتر شاعری با یک کتاب شعر شهرت و محبوبیتی را مثل سپهری در دنیای ادب کسب کرده است، اگر رودکی را با هزار مصرع، خیام را با 40 رباعی و حافظ را با یک دیوان غزل بشناسند، سپهری را با همین آثار اندک، ولی ماندگار می‌شناسند. او با همین یک کتاب نماینده برجسته شعر ایران در کشورهای دیگر به ویژه کشورهای فارسی زبان شد.
خانواده او همه ادیب و هنرمند بودند: پدربزرگش ملک‌المورخین مؤلف ناسخ‌التواریخ، مادربزرگش حمیده سپهری شاعر، مادر و برادر و خواهران نقّاش یا علاقه‌مند به هنر بوده‌اند.
تسلّط او به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، ژاپنی و چینی موجب شد تا شماری از اشعار شاعران معروف را از این زبان‌ها به فارسی ترجمه کند.
ارادت عمیق شاعران تاجیکستان به سپهری
 شهرت نقّاشی او با شهرت شاعری‌اش تقریباً در یک پایه و یا اندکی بالا و پایین قرار دارد. سپهری در فضای ادبی کشورهای اتّحاد شوروی سابق شهرت و محبوبیّت فراوان داشت و دارد، به ویژه در روسیه، تاجیکستان، ازبکستان، به نحوی که سال 2002 نظر به نوشته روزنامه اطّلاعات (9 مرداد 1381) ترجمه صدای پای آب به زبان ازبکی توسط نرگس شاه‌علی‌آوا کتاب سال در این کشور عنوان گرفت. در تاجیکستان معروف‎ترین شاعران بازار صابر، عسکر حکیم، دارا نجات، فرزانه خجندی، آذرخش، عبدالجبار سروش، نورعلی نورزاد و... به او شعر بخشیده‌اند و یا از آثار او جهت خلق منظومه‌ها الهام و تأثیر گرفته‌اند.
 شعر سهراب در عین صمیمی بودن و زمینی، لایه‌هایی از فلسفه و عرفان دارد و پیام شعرش صلح و محبّت، همبستگی انسان‌ها و دوری از خشونت و نزاع است. او میان ادیان الهی هیچ تبعیضی قائل نیست، انسان‌ها را گذشته از نژاد و زبان و مذهب و جغرافیای زندگی‌شان در یک پایه می‌بیند و به آن‎ها عشق می‌ورزد. رسالت خویش را از شاعری همین می‌داند که بذر محبّت در دل‌ها بکارد و از انسان‌ها بخواهد: آب را گل نکنیم! که این شعر در حقیقت منشور سپهری است که گویا تمام درددلش را در آن ریخته است:
 آب را گل نکنیم: «در فرودست انگار، کفتری می‌خورد آب / یا که در بیشه دور، سیره‌ای پر می‌شوید.
 یا در آبادی، کوزه‌ای پُر می‌گردد. / آب را گل نکنیم/ شاید این آب روان، می‌رود پای سپیداری تا فروشوید اندوه دلی... »
 سپهری با اکثر مکاتب شرقی و غربی، باورها، جهان‌بینی و آرای و اندیشه‌های بزرگان جهان آشنایی کامل داشت و از آن‎ها چنان کار می‌گیرد که به سختی می‌توان تشخیص داد که او نماینده کدام مذهب و آیین است؛ در عینی که به مسلمان بودن خود اشاره دارد: «من مسلمانم/قبله‌ام یک گل سرخ/جانمازم چشمه، مهرم نور...»
اعتدال‎گرایی در شعر نیمایی
در شعر او مجموعه‌ای از بهترین مضامین و آرایه‌های شعر فارسی جمع آمده‌اند، تو گویی از همه شعرا بهترین نمونه‌ها را برگزیده‌اند و آن را در پیمانه شعر او یک‎جا ریخته‌اند. این است که شعرش شیرین، گوش‌نواز، دلنشین و ماندگار است و خواننده را زود به خود جذب می‌کند. شعرش مرزها را درنوردیده و بیرون از جغرافیای ایران کنونی است و در دل خاص و عام، مأوا گزیده است، چون مخاطب او قشر خاصی نیست، او حدّ وسط را هدف قرار داده و پیامش را بیشتر به سوی آنان نگرانیده است.
10 صفحه اول