«سقف» پوشالی!

نگاهی به دومین ساخته ابراهیم امینی که با استقبال مواجه نشد

نویسنده: مائده کاشیان

مترجم:

​​​​​​​
ابراهیم امینی فیلم‎نامه‌نویس سینما پس از فیلم «چشم بادومی» که سال گذشته در جشنواره فجر مورد استقبال قرار نگرفت، امسال با دومین فیلمش «سقف» به این رقابت آمد. «سقف» یک کمدی خانوادگی است که در زمان جنگ 12 روزه می‌گذرد. ماجرا از این قرار است که تخریب خانه این خانواده و خطر جنگ باعث می‎شود آن‌ها به شمال کشور و ویلای پسردایی‌شان کوچ کنند و زیر سلطه او بروند.
قصه «سقف» در بستر جنگ 12 روزه روایت می‌شود و خانواده با آغاز جنگ از تهران خارج می‌شوند، بنابراین فضای آن دوران چندان در فیلم احساس نمی‌شود. «سقف» تلاش می‌کند از زاویه کمدی به تبعات جنگ و مصائب از دست دادن خانه و زندگی بپردازد و اهمیت اتحاد و همدلی اعضای خانواده را نشان بدهد، اما در فیلم خبری از این‌ها نیست. فیلم پرداخت ضعیف و سطحی از سوژه خود دارد و موفق نمی‌شود با خلاقیت و ظرافت، این مسئله مهم را به تصویر بکشد. تحقیر خانواده و به‎خصوص پدر، همسر و فرزندانی که برای پدر ارزشی قائل نیستند، عزت نفس ندارند و زندگی با ذلت کنار پسردایی را می‌پذیرند. کاراکترهای سرگردان و جدا از هم قصه، از برانگیختن درک و همراهی تماشاگر عاجز هستند و شخصیت‌ها به عنوان اعضای خانواده نمی‌توانند یک مجموعه منسجم را ترسیم کنند. قصه در یک چرخه تکراری قهر و آشتی پدر خانواده با صاحب ویلا که قبلا خواستگار همسرش نیز بوده، روایت می‌شود و ماجراهای کودکانه فیلم مخاطب را همراه نمی‌کند. واضح است که تولید عجولانه فیلم کاملا پرداخت قصه و کیفیت تولید فیلم را تحت تاثیر قرار داده است. سام درخشانی، بیژن بنفشه‌خواه، فریبا نادری، گیتی قاسمی و سانیا سالاری بازیگران فیلم هستند و بازی آن‌ها به امتیازی برای این فیلم تبدیل نمی‌شود. بیژن بنفشه‌خواه هم یکی از ضعیف‌ترین بازی‌های خود را در فیلم به نمایش گذاشته است.
10 صفحه اول