حاشیه تازه، تاوان سالها مماشات با منصوریانها
ماجرای عجیب درگیری فیزیکی و شکستن دوربینهای مداربسته در ساختمان فدراسیون ووشو نشان میدهد که خواهران منصوریان دست بردار حواشی نیستندنویسنده: شایان الهآبادی
مترجم:
خواهران منصوریان در سالهای اخیر بیش از آنکه با مدالهایشان در صدر اخبار باشند، با حواشی عجیب و غریبشان تیتر یک رسانهها شدهاند. ماجرا دیگر به موفقیتهای ورزشی ختم نمیشود؛ از درگیری با پدر یک ورزشکار دیگر گرفته تا انواع طلبکاریها بابت پاداش و اعتراضهای مکرر و بیپایان علیه فدراسیون ووشو. همین چند ماه پیش بود که کمیته انضباطی فدراسیون، به دلیل تخلفات اخلاقی و محتوای هنجارشکنانه در فضای مجازی، شهربانو منصوریان را به پرداخت یک میلیارد ریال جریمه و ۱۴ ماه محرومیت و سهیلا منصوریان را به ۵۰۰ میلیون ریال جریمه و ۱۰ ماه محرومیت محکوم کرد. پس از این احکام سنگین، انتظار میرفت آتش حواشی این خواهران فروکش کند و بالاخره چهرهای ورزشیتر از خود به نمایش بگذارند، اما روز گذشته پردهای دیگر از نمایشهای جنجالی آنها اکران شد. فدراسیون ووشو از وقوع اتفاقی تلخ و بیسابقه در جریان رقابتهای انتخابی تیم ملی زنان پرده برداشت؛ اتفاقی که با توجه به تصاویر و روایتهای منتشر شده، یکی از عجیبترین و تأسفبارترین حوادث سالهای اخیر ورزش ایران به شمار میرود. به نظر میرسد این خواهران که از دوران اوج خود فاصله گرفتهاند، هر از گاهی به یک جنجال تازه نیاز دارند تا نامشان به دست فراموشی سپرده نشود.
ماجرای خواهران پرحاشیه این بار چه بود؟
پس از پایان مرحله دوم رقابتهای انتخابی تیم ملی ساندا زنان و شکست سهیلا منصوریان مقابل دیانا رحیمی، خواهران منصوریان که این باخت را حقخوری تلقی میکردند، با داد و فریاد وارد ساختمان فدراسیون شدند. آنها در دفتر ریاست و دوربین مداربسته را شکسته و پس از توهین به مسئولان، کارکنان و اعضای تیم ملی، به رئیس فدراسیون حمله کردند. اما این پایان کار نبود؛ فدراسیون ووشو در بیانیهای مدعی شد که الهه منصوریان در دفتر ریاست با یک چاقوی میوهخوری خودزنی کرده تا جراحت ایجادشده را به رئیس فدراسیون نسبت دهد! فدراسیون تأکید کرده است که مسئول حراست و ناظران وزارت ورزش در زمان وقوع این اتفاقات حضور داشتهاند و شهربانو منصوریان (که پیشتر از حضور در اماکن ووشو محروم شده بود) حاضران را تهدید کرده است. در مقابل، شهربانو با انتشار تصویری از دست خونآلود خواهرش در اینستاگرام مدعی شد که الهه از سوی رئیس فدراسیون مجروح شده است. البته با کمی تأمل میتوان دریافت که این اتفاق بیشتر به یک خودزنی ناشیانه شبیه است.
برابر بی عدالتی سکوت نخواهید کرد؟ عجب!
پس از این اتفاقات عجیب، الهه منصوریان در پستی اینستاگرامی با اشاره به ۲۲ سال عضویت در تیم ملی و افتخاراتشان گفته: «در برابر بیعدالتی سکوت نکنید. خواهران منصوریان حاشیهساز شدند چون حرف میزنند و میخواهند حق خودشان و ورزشکاران دیگر را بگیرند. اگر حرف زدن در برابر بیعدالتی حاشیهسازی است، من تا آخر عمرم حاشیهساز هستم!» این ژست حقبهجانب و فرار رو به جلو در حالی گرفته شده که عالم و آدم شاهد رفتارهای زننده و مستندات دوربینشکنی آنها هستند. آیا فرار رو به جلو و توجیه عربدهکشی با نام «عدالتخواهی» قابل پذیرش است؟ در کجای دنیای ورزش حرفهای، گرفتن حق با حمله فیزیکی و شکستن دوربینهای مداربسته تعریف شده است؟ الهه منصوریان همچنین مدعی شده که خواهران منصوریان با دست و پای شکسته به مسابقات رفتهاند و «غیرت» داشتهاند. اما آیا واقعا اگر در مقطعی افتخاری کسب کردهاند دلیل میشود حالا هرکاری خواستند انجام دهند؟
ورزشکارانی بدون اخلاق حرفهای
به نظر میرسد خواهران منصوریان با توجه به اینکه به پایان دوران ورزش قهرمانیشان نزدیک شدهاند، سعی دارند با ایجاد هیاهو، نگاهها را به سوی خود بازگردانند تا فراموش نشوند. ورزشکاری که پرچم ایران را بالا برده، وقتی اخلاق حرفهای نداشته باشد و اعتبار فدراسیون و ورزش کشور را زیر سوال ببرد، چه جایگاهی نزد مردم دارد؟ نگاهی به کامنتهای مردم در آخرین پستهای اینستاگرامی الهه منصوریان به خوبی نشاندهنده تغییر نگاه جامعه است. پیامهایی با مضمون «واقعا جای شما در تیم ملی نیست» یا کنایهها به وضوح نشان میدهد که آنها چگونه محبوبیت ناگهانی سالهای گذشته خود را با دستهای خود نابود کردهاند. مردم از این حجم از درگیری و طلبکاری خسته شدهاند و چهره این قهرمانان در ذهن جامعه به شدت مخدوش شده است.
آقای فدراسیون این هم پاداش سالها مماشات!
حتی اگر خواهران منصوریان در این مصداق مقصر کامل نباشند هم نمیتوان منکر روند رفتارهای نادرست آنها شد؛ اما آنها یکروزه به این نقطه نرسیدهاند و سالهاست که نامشان در متن انواع پروندههای انضباطی و حاشیههای رسانهای دیده میشود، اما تقریبا هر بار ماجرا با یک محرومیت کوتاهمدت، یک عذرخواهی ظاهری یا مصالحهای موقت به پایان رسیده است. نتیجه آن رویکرد، امروز مقابل چشم همه قرار دارد. اگر ورزشکاری به خود اجازه میدهد در اتاق رئیس فدراسیون را بشکند و فضای یک مجموعه ملی را به آشوب بکشد، این فقط شکست اخلاقی یک ورزشکار نیست؛ این شکست یک سیستم مدیریتی است که طی سالها نتوانسته مرزهای اقتدار و انضباط را تعریف کند.
10 صفحه اول


