خودم را در رقابت بهتر میتوانم ارتقا دهم
حمید محمدی، در گفتوگو با خراسان، از تجربه اجرای ویژهبرنامه جام جهانی شبکه ورزش میگوید و تاکید میکند مردم از سر ناچاری نباید برنامه او را ببینندنویسنده: مصطفی قاسمیان
مترجم:
دوستداران فوتبال سالهاست که با حمید محمدی آشنایی دارند؛ مجری و گوینده اخبار و برنامههای ورزشی که دامنه فعالیتش به برنامههای سیاسی و اجتماعی تلویزیون و اینترنت هم کشیده و صدایش را میتوان نه فقط در برنامههایی مانند «90»، «فوتبال 120» یا «گزارش ورزشی»، بلکه حتی در بعضی فیلمهای مستند سیاسی هم شنید. او که بیش از دو دهه سابقه فعالیت در تلویزیون دارد، این روزها با برنامه «بیست، بیست و شش» به عنوان ویژهبرنامه شبکه ورزش برای جام جهانی، در قاب رسانه ملی دیده میشود و این برنامه را در کنار رسول مجیدی اجرا میکند. با او درباره این برنامه و تجربه کلی برنامههای ورزشی و جام جهانی گپوگفتی کردیم که در ادامه میخوانید.

بازخوردها نسبت به برنامه «بیست، بیست و شش» چطور است؟ خصوصاً با توجه به این که در شبکه ورزش هستید و اصل پخش بازیها را ندارید.
به نظرم خیلی خوب بوده. کامنتها و نظرهایی که از مردم میگیریم، واقعاً باعث دلگرمی است.
واکنشهای منفی نمیگیرید؟
من واکنش منفی میگیرم، ولی خیلی کم. اول از همه درک میکنم که اعصاب همه ما، از جمله خود من، ضعیفتر شده است. ممکن است یک نفر چیزی را نپسندد و همان لحظه با شدت زیاد واکنش نشان بدهد. یک نمونه برایتان بگویم. در بازی اسپانیا و پرتغال، دفاع چپ پرتغال مصدوم شد. بعد در بازی اسپانیا و بلژیک، کورتوا مصدوم شد. بعد در بازیشان با فرانسه، باز هم یکی از بازیکنان تأثیرگذار این تیم مصدوم شد. من این را کاملاً به شوخی روی آنتن گفتم.گفتم: «رسول، من برای انگلیس خیلی نگرانم. ما که آرژانتین را میبریم و میرویم فینال، ولی اگر این روند ادامه پیدا کند و یکی از بازیکنان ما هم مصدوم شود، چه کار کنیم؟» این کاملاً شوخی بود، اما زیر همان ویدئو در اینستاگرام، از هر نوع فحشی که فکر کنید، نصیبم شد؛ حتی فحشهای ناموسی.
واقعاً؟ از طرف دوستداران اسپانیا؟
از طرف انواع و اقسام مخاطبان فوتبال، خصوصاً طرفداران مسی. حتی کسانی که عکس خانوادگی گذاشته بودند یا ظاهر کاملاً موجه داشتند! من فقط همانجا این حجم از توهین را دیدم و در نهایت مجبور شدم استوری بگذارم و بنویسم: «دوستان، انشاءا... متوجه شوخی با حرف جدی هستید!» احساس میکنم وقتی آدمها در فضای مجازی هستند، چون رودررو نیستند، راحتتر هر چیزی را مینویسند. اگر من و شما حضوری با هم صحبت کنیم، شاید خیلی چیزها را نگوییم، اما پشت صفحه موبایل بعضیها هر چیزی که دلشان بخواهد مینویسند.
من الان نتایج یک نظرسنجی از پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، وابسته به وزارت فرهنگ را دارم که گفته 44 درصد مردم ایران اخبار جام جهانی را دنبال کردهاند. نکته مهم اینجاست که 20 درصد کاهش نسبت به 2018 مشاهده میشود، چون در جام جهانی 2018، این عدد 64 درصد بوده. یعنی یک پنجم نسبت به دوره قبل کمتر شده! حتی تیتر گزارش هم این است که «فوتبال دیگر تجربهای فراگیر نیست». شما این وضعیت را احساس نمیکنید؟
من با کلمه «دیگر» مشکل دارم. به نظرم هیچوقت چنین چیزی نبوده است. پژوهشگاه باید تیتر میزد «فوتبال فعلاً تجربهای فراگیر نیست»، نه «دیگر».
به خاطر جنگ؟
کاملاً. به نظرم این موضوع مقطعی است. اصلاً به نظرم «دیگر» درست نیست. در پژوهش علمی باید عوامل متعددی را دخیل بدانیم. ما عوامل مداخلهگر داریم. الان بزرگترین عامل مداخلهگر، جنگ و اقتصاد است. همین حسی که همه مردم گرفتهاند. من خودم تا قبل از شروع جام جهانی یک حالت نیمهافسردگی داشتم. آدم بلاتکلیف است، نمیداند چه کار باید بکند و این روی همه زندگی سایه میاندازد. اگر من هم مجری برنامه جام جهانی نبودم، شاید بعضی از بازیها را اصلاً نمیدیدم. مثلاً بازیهای ضعیفتر یا بازیهایی که ساعت 4 صبح یا 6 صبح برگزار میشد. اما چون در دل کار هستم، طبیعتاً آنها را هم دنبال میکنم.
در این دوره رقیبهای بیشتری دارید. تقریباً همه پلتفرمها برنامه ورزشی دارند و امسال حتی تلویزیونهای اینترنتی هم راهاندازی شدهاند و آنها هم برنامههای ویژه دارند. در این باره نظرتان چیست؟
خیلی استقبال میکنم. این را اصلاً تعارف حساب نکنید. من فضایی را که دستوپای یک عده را ببندی و بعد به یک نفر بگویی «بدو» و بعد همان را قهرمان کنی، قبول ندارم. یعنی همه برنامهها قطع شوند، فقط من و رسول برنامه برویم، بعد هم از ما تقدیر کنند؛ به چه دردی میخورد؟ اتفاقاً اگر هر کسی با هر سلیقهای برنامه ساخت و بعد یک نفر آمد از من تشکر کرد، آن وقت در فضای رقابتی توانستهام وظیفه خودم را انجام بدهم. هر برنامهای که شما میبینید، در یک ژانر خاص ساخته میشود. یکی طنز است، یکی تخصصی فوتبالی است و دیگری شکل دیگری دارد. به نظرم این تنوع دید برنامهسازها به فوتبال، از اتفاقات مثبت امروز نسبت به گذشته است.
اجازه بدهید با شما مخالفت کنم. چون در این دوره تلویزیونهای اینترنتی همشهری و آن اتفاقاً با فضایی شبیه به برنامه شما ساخته میشوند و رقیبهاییاند که در دورههای قبل نبودند.
من به آزادی بیان رسانهای بسیار اعتقاد دارم. میگویم عیب ندارد یک نفر برنامه سطح پایین بسازد، یک نفر برنامه سخیف بسازد، یک نفر برنامه فاخر بسازد؛ دمش گرم. شاید یک نفر از حمید محمدی خوشش نیاید و اصلاً نخواهد مجری مرد ببیند و خانم جعفری و خانم ناظمی را [در تلویزیون همشهری] دوست داشته باشد. اگر من این سبد را برایش فراهم نکنم، مشکل از من است. سبد رسانهای باید آنقدر متنوع باشد که هرکسی هرچه خواست انتخاب و تماشا کند. دلیل عمومیام همین دموکراسی رسانهای و آزادی بیان بود که هرکسی بتواند خودش و محصولش را عرضه کند، اما دلیل شخصیام این است که من خودم را در رقابت بهتر میتوانم ارتقا دهم. اگر فقط من باشم، مردم از سر ناچاری باید من را ببینند و بگویند: «خب، همین است دیگر.» آن وقت من برای چه تلاش کنم؟ با چه کسی رقابت کنم که بخواهم مخاطب را به سمت خودم بکشم؟
نسبت به دوره قبل جام جهانی، شما به جای آقای جواد خیابانی به شبکه ورزش آمدید، اما الان اگر مخاطب برنامه شما و آقای خیابانی را پشت سر هم ببیند، گریپاژ میکند! یک برنامه مبتنی بر شوخی، کلکل و دعواست و برنامه شما متینتر، فنیتر، مبتنی بر فکت و با هیجان کمتر است. این جایگزینی چطور ممکن شد؟
این که در ذهن مدیران شبکه چه گذشته که من را انتخاب کردهاند، واقعاً نمیدانم. البته ممنونم و بابت این فرصت ناب تشکر میکنم، اما میخواهم بگویم بزرگترین رکن هر برنامه، مجری آن است. اگر بخواهم رتبهبندی کنم، اول مجری است و بعد محتوا، تیم محتوا، کار گرافیکی، شبکه و بقیه عوامل. خبرها و اطلاعاتی که ما میدهیم، بخش زیادی از آن قابل جستوجو است و مردم خودشان هم میتوانند پیدایش کنند. وقتی مجری به آن اطلاعات اضافه میشود، ارزش افزوده ایجاد میشود. در برنامههای آقای خیابانی، شخصیت و ایگوی آقای خیابانی و آقای عزیزی به محتوا اضافه میشود و در برنامههای دیگر، شخصیت ابوطالب یا امیرحسین قیاسی یا خانم ناظمی. یکی حمید محمدی را میپسندد، یکی رسول را، یکی خانم جعفری را و یکی آقای خیابانی را. شاید من درستترین حرفهای دنیا را بزنم، ولی مخاطبی من را دوست نداشته باشد. این حق طبیعی اوست و کاملاً هم به او حق میدهم.
وقتی شما به گروه اضافه شدید، حتماً برایتان توضیح دادند که فضا چیست و قرار است چه رویکردی داشته باشید. آن طراحی اولیه چه بود و چقدر به آن رسیدید؟
فکر میکنم به درصد خیلی بالایی به همان طراحی اولیه رسیدیم. در جلسهای که با من برگزار شد، گفتند ما در شبکه تخصصی ورزش برنامه فوتبالی تولید میکنیم، اما پخش زنده بازیها با شبکه سه است و ما پخش زنده نداریم. یعنی برنامه ما مستقل از پخش زنده است. ما درباره فوتبالی که قرار است یک ساعت بعد برگزار شود حرف میزنیم، ولی حواسمان هست که بازی از شبکه ما پخش نمیشود. مخاطب بعد از برنامه میرود از هر جایی که دوست دارد فوتبال را تماشا میکند. در آن جلسه به من گفتند که رویکرد برنامه، تخصصی و تحلیلی است و این نکته مهم را هم اضافه کردند که دوست دارند من همان حمید محمدی همیشگی باشم؛ همان چیزی که از من میشناسند.
در یک تحلیل کلی، برنامههای ورزشی این روزهای تلویزیون، به خصوص چون جذابیت اصلی فوتبال تصویر مسابقه است، بیش از حد حرفمحور نشدهاند؟ این نقد به برنامه شما هم وارد است.
کاملاً نقد درستی است. من شخصاً طرفدار کوتاهتر شدن زمان برنامه هستم. راستش را بخواهید، برنامه سهساعته را نمیپسندم. اگر بخواهم صادقانه بگویم، حتی در قالب جام جهانی که این همه موضوع برای گفتن وجود دارد، به نظرم بیشتر از یک ساعت، یا نهایتاً یک ساعت و نیم، لازم نیست. حرف همیشه زیاد است و میشود ساعتها صحبت کرد، ولی در این دنیای پرسرعت، مخاطب دیگر آن حوصله گذشته را ندارد. چه کسی 4 ساعت پای تلویزیون مینشیند؟ خود من هم اگر در خانه باشم، برنامه 4 ساعته را کامل تماشا نمیکنم. الان بخش زیادی از مخاطبان، بریدههای برنامه را در اینستاگرام یا شبکههای دیگر میبینند.
سؤال آخرم درباره فضای این روزهاست. همیشه در صداوسیما ملاحظات رسانهای وجود داشته، اما این روزها با شرایط جنگ، این ملاحظات بیشتر هم شده است. در برنامههای شبکه سه یا بعضی برنامههای اینترنتی، درباره تیم ملی یا مسائل سیاسی، گاهی از واژههایی مثل «وطنفروش» و امثال آن زیاد استفاده میشود، اما به نظر میرسد برنامه شما تا حد زیادی از این فضا دور مانده و بیشتر در فضای تخصصی حرکت کرده است. چرا؟ آیا شما مقاومت میکنید یا اصلاً به شما گفته نمیشود وارد این بحثها شوید؟
نه، سیاست کلی سازمان برای همه شبکهها یکی است و شبکه ورزش هم از این قاعده مستثنا نیست. فوتبال یک موضوع واحد است، اما هر مجری با ادبیات خودش درباره آن حرف میزند و درباره جنگ هم همینطور است. شبکه سه یک جور حرف میزند، آقای خیابانی یک جور، خانم جعفری یک جور، ابوطالب یک جور و من هم با ادبیات خودم. سیاستهای کلی سازمان واحد است. من هم حمله به کشور را محکوم کردهام، همدردی کردهام و بدون لکنت هم گفتهام، اما با ادبیات خودم. شاید دلیل این که برنامههای دیگر بیشتر دیده میشوند، این باشد که الفاظ، الفاظ دیگری است. اصل ماجرا که تفاوتی ندارد. مگر من طرفدار حمله به کشورم هستم؟ مگر طرفدار کشته شدن مردم بیگناهم؟ معلوم است که نه. ما هم محکوم کردیم، هم ابراز همدردی کردیم، اما با لحن خودمان.
و جنجالی نشده.
دقیقاً. بهترین تعبیر را خودتان گفتید. جنجالی نشده است. ببینید سیاستهای کلی صداوسیما همیشه یکسان بوده. شب شهادت، همه شبکهها تسلیت میگویند و روز ولادت، همه تبریک میگویند. اگر کشور هدف حمله قرار بگیرد، همه آن را محکوم میکنند. تفاوت در این است که شخصیت مجری چگونه آن را بیان میکند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


