آه از داغ دوباره میناب

62 قطعه مانده از پیکرهای پاک 32 دانش آموز مدرسه میناب، دوباره داغ میناب و ایران را تازه کرد...

نویسنده: صادق غفوریان

مترجم:

 پس از  پنج ماه، دوباره میناب یک خاطره تلخ را تجربه کرد؛ تشییع ۶۲ قطعه از پیکرهای ۳۲ دانش‌آموز، تجدید خاطره‌ای جانکاه از رنج ناتمامی است که ابعاد آن تا سال ها و شاید برای همیشه در سلول سلول مردم میناب و ایران بماند.
آری، میناب دیروز فقط میزبان یک مراسم تشییع نبود؛ شهری بود که دوباره زیر بار اندوه خم شد. مردم آمده بودند تا باقی مانده پیکر فرزندانشان را تا بهشت بدرقه کنند؛ فرزندانشان که 9 اسفند 1404، دفتر و کیف مدرسه‌شان با خون و آتش گره خورد و حالا پس از گذشت چند ماه، پاره‌های تنشان با نتیجه آزمایش های دی ان ای شناسایی شده است.
صحنه های دردناک وداع با این پاره های تن، اشک هایی بسان خون، ضجه هایی از فراق و بغض های غریبانه دیروز، بار دیگر نشان داد بعضی زخم‌ها نه ترمیم می‌شوند و نه از حافظه پاک. شناسایی ۶۲ قطعه پیکر متعلق به ۳۲ دانش‌آموز، برای خانواده‌هایی که ماه ها با داغ زندگی کرده‌اند، هم نشانه‌ای از پایان انتظار بود و هم آغاز دوباره سوگ.
در چنین روزی، میناب بیش از هر زمان دیگری یادآور شد که فاجعه فقط در لحظه وقوع اتفاق نمی‌افتد، بلکه گاهی قرار است برای همیشه ادامه پیدا ‌کند. گاهی در انتظار مادر شهید ماکان نصیری که هنوز چشم به راه نشانی از فرزندش مانده، گاهی در سکوت پدر شهید هانی پری تقی نژاد که از هانی، فقط یک قطعه از پای او باقی ماند و شناسایی شد و گاهی در بغض شهری که هنوز نتوانسته آن کلاس های درس خونین را از یاد ببرد.


یک حقیقت تلخ 
وداع دیروز با قطعات باقی مانده از 120 دانش آموز شهید مدرسه شجره طیبه میناب، از یک واقعیت تلخ دیگرهم پرده برداشت. این که برخی داغ‌ها با گذشت زمان نه تنها کوچک نمی‌شوند، بلکه با هر کشف یا خاطره تازه، عمیق‌تر می‌شوند. وقتی پیکر کودکان با آزمایش DNA شناسایی شد، یعنی این پرونده برای مردم بسته نشده است. هنوز داغ‌ها تازه است، هنوز عکس‌ها بر دیوارهای شهر حس زندگی دارد و هنوز برای خانواده‌ها، فقدان نه یک خاطره دور، که یک درد روزانه است.
میناب دیروز با اشک مردمش سخن گفت؛ با تابوت‌هایی که کوچک بودند اما بار اندوهشان سنگین بود. این تشییع، یادآور ارزش جان‌های کوچکی بود که قربانی توحش آمریکایی صهیونی شدند و نیز هشداری بود درباره خطر فراموشی. 
از همین رو، تشییع دیروز تنها بدرقه چند پیکر نبود؛ بازخوانی یک فاجعه انسانی بود. فاجعه‌ای که نباید در ازدحام خبرها گم شود و نباید از کنار آن با بی‌ توجهی عبور کرد. میناب نشان داد که سوگ، وقتی با کرامت و همدلی همراه شود، می‌تواند حافظه یک ملت را زنده نگه دارد.

 62 قطعه از 32 دانش آموز
  بر اساس اعلام منابع رسمی، ۶۲ قطعه پیکر کشف‌شده پس از آزمایش‌های تخصصی، متعلق به ۳۲ دانش‌آموز شهید تشخیص داده شد. همین خبر کافی بود تا میناب یک بار دیگر در مدار اندوه قرار گیرد؛ شهری که هنوز نام و تصویر کودکانش را از یاد نبرده است.  هر قطعه شناسایی‌شده، نه فقط یک نشانه هویتی، بلکه سندی از عمق رنجی است که بر یک شهر و بر ده‌ها خانواده تحمیل شده است. 
محمد رادمهر، فرماندار میناب گفته است: طی چندین هفته عملیات تفحص در محل مدرسه و محیط اطراف آن، ۶۲ قطعه از پیکر شهدای دانش‌آموز کشف شد که پس از انجام آزمایش‌های ژنتیکی (DNA)، مشخص شد این قطعات متعلق به ۳۲ دانش‌آموز شهید مدرسه شجره طیبه میناب است.

اما از ماکان خبری نیست
خیلی از ما و بلکه خیلی از مردم ایران، در این روزها که خبر شناسایی 62 قطعه از پیکرهای دانش آموزان مدرسه شجره طیبه به رسانه ها آمد، پیگیر ماکان شدیم؛ ماکانی که امروز نه تنها مفقودالاثر است، بلکه فرزند یکایک مادران و پدران ایرانی است. بسیاری که برادر نداشتند، او را برادر نداشته خودشان می دانند و مزار نمادین او در گلزار شهدای میناب، امروز جایی برای روایت دلتنگی هاست.
 در عین حال مجتبی قهرمانی، رئیس‌کل دادگستری هرمزگان گفت: با وجود تلاش گسترده چندین گروه تخصصی و انجام عملیات متعدد تفحص در مدرسه شجره طیبه میناب و مناطق پیرامونی آن طی هفته‌های گذشته، تاکنون هیچ بخشی از پیکر شهید ماکان نصیری پیدا نشد. بر اساس بررسی‌های انجام‌شده، موشک آمریکایی در لحظه اصابت به مدرسه مستقیماً به محل حضور این کودک برخورد کرده است. از همین رو، با وجود چندین مرحله جست‌وجوی دقیق و تخصصی توسط گروه‌های مختلف، تاکنون هیچ اثری از پیکر این شهید به دست نیامده است.

با مادر ماکان همکلام شدیم
در روزهایی که مادر ماکان، در انتظار خبری از دردانه هفت ساله اش بود و هست، ما به سراغش رفتیم. حرف هایش با کلمات از جنس غم و درد و فراق، آمیخته است. او این طور به ما گفت: « اصلا تصورش را هم نمی کردیم، از بین ۱۶۸ نفر که در مدرسه بودند، فقط پیکر ماکان ما پیدا نشود. یعنی روزی که آن جا در مدرسه در حال آواربرداری بودند، من در تمام آن روز، تمام وجودم این بود که ماکان زنده از زیر آوار بیرون بیاید، نه این که حتی شهید شده باشد. من می خواستم، ماکان زنده باشد، حتی اگر مصدوم و مجروح باشد. آن روز از صبح تا شب، اصلا این فکر به ذهنم نیامد که ممکن است ماکان پیدا نشود، من منتظر ماکان بودم...
نمی دانم مصلحت خدا چه بود که پیکر ماکان من پیدا نشد. شاید به خاطر کارهای خود ماکان بود. اصلا چنین طاقتی در من وجود نداشت که تصور کنم پیکر ماکان من زیر خروارها خاک بماند...»
​​​​​​​
واکنش های معنادار و بی تفاوتی های معنادار
داغ دوباره میناب، طی دیروز با واکنش ها و همدردی های فراوانی همراه شد. از جمله محمد معتمدی، خواننده مطرح موسیقی ایرانی نوشت: 
«تکه های دیگری از بدن دانش آموزان میناب که تازه تفحص شده بود با ضجه های مادران شان دفن شد اما به اندازه یک روز فیلتر یک وب سایت برای برخی هموطنان و چهره ها واکنش برانگیز نشد . نه کشته شدن شون نه دوباره پیدا شدن تکه های بدن شون. چه حس خفگی کشنده ای! چه دنیای زشتی ! چه بالماسکه وقیحانه ای ! و چه اپوزیسیون نمایی چندش آوری.»


توییت روز



نکته
چرا افتخارآفرینی های جهانی این روزهای المپیادی ها دیده نمی شود؟
اغلب مواقع، همین طور بوده و المپیادی ها در سکوت و دور از هیاهو در عرصه های جهانی روی سکو می روند، افتخارآفرینی می کنند و پرچم کشورمان را به اهتزاز در می آورند اما چندان دیده نمی شوند.
طبیعتا این روزها حواس همه چه مسئولان و چه مردم به مسائل کشور و یا به جام جهانی پرت است یا پرت بود از طرفی تا حاشیه ها و دعواهای سیاسی هست، چرا به موفقیت ها و افتخارآفرینی دانش آموزان المپیادی بپردازیم؟!
مثلا، فلان نماینده انگار از روز اول نیت اش این بوده که نماینده شود تا به این و آن تهمت بزند، همه را وطن فروش و خائن بنامد و طوری وانمود کند که همه جز خودش از مسائل کشور سر در نمی آورند. جالب این جاست، این آقایان خودحق پندار، هیچ وقت هم ارزش را در این نمی بینند که از موفقیت های علمی در عرصه های جهانی بگویند و این عزت آفرینی را ارج نهند. این دست از نمایندگان واقعا، نمایندگان خوبی نیستند.
در عین حال این هفته، دانش آموزان المپیادی ایران در رشته های فیزیک، شیمی و زیست شناسی المپیاد 2025 در کشورهای کلمبیا، لیتوانی و ازبکستان درمجموع 13 مدال رنگارنگ برای کشورمان کسب کردند که واقعا دمشان گرم.



خبر
استفاده ۷۴ درصدی کاربران ایرانی
 از فیلترشکن

در نشست علمی «زیست‌بوم دیجیتال ایرانیان؛ یافته‌های یک نظرسنجی» که به همت مرکز افکارسنجی دانشجویان جهاددانشگاهی(ایسپا) برگزار شد، یافته‌هایی از نظرسنجی اخیر این مرکز از کاربران اینترنت درخصوص شبکه‌های اجتماعی و فناوری‌های ارتباطی مطرح شد و مورد بررسی قرار گرفت.به گزارش ایسنا، در این نشست معصوم آقازاده معاون پژوهشی ایسپا گزارشی درباره یافته‌های نظرسنجی ملی با موضوع نگرش کاربران اینترنتی درخصوص شبکه اجتماعی و فناوری‌های ارتباطی ارائه کرد و گفت: این نظرسنجی در بازه زمانی ۲۵ تا ۳۱ خردادماه ۱۴۰۵ به پیشنهاد وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران(ایسپا) انجام شده است.
معاون پژوهشی ایسپا ادامه داد: بر اساس نظرسنجی انجام شده، ۵۷.۶ درصد مردم مخالف قطعی اینترنت در شرایط بحرانی بودند و ۳۵.۱ درصد این تصمیم را درست دانسته‌اند. همچنین حدود ۷۴ درصد اعلام کردند که از فیلترشکن استفاده کرده‌اند و میزان آشنایی استفاده از هوش مصنوعی به صورت تخصصی ۸ درصد بوده است.در ادامه دکتر احسان چیت‌ساز معاون سیاست‌گذاری و برنامه ریزی توسعه فاوا و اقتصاد دیجیتال وزیر ارتباطات  گفت: هرچند مرکز ملی فضای مجازی اعلام کرده که با سیاست فیلترینگ موافق نیست و این رویکرد جای خوشوقتی دارد اما در عمل بر اساس نتایج این نظرسنجی می‌بینیم ۷۴.۴ درصد کاربران اینترنت از فیلترشکن استفاده می کنند و این سیاست دور زده می شود که این روند نتایج مخربی برای اقتصاد و امنیت ملی دارد.
10 صفحه اول