رگ قیمت سیبزمینی؛ رگ بیخیالی مسئولان!
نویسنده:
مترجم:
کیسه رو برداشتم و حدود 4 کیلو سیبزمینی ریختم داخلش و با خودم برنامهریزی میکردم که با یکمیلیون تومان میوه و گوجه و پیاز و... خرید کنم... ناگهان میوهفروش که آشنا بود اعلام کرد مهندس سیبزمینی کیلویی 100 هزار تومان شده مطمئنی می خوای 4 کیلو برداری؟ چون بعد از 10 سال اخلاق من رو میشناخت که حسابشده خرید میکنم. کمی مکث کردم و گفتم بگذارید بپرسم سیبزمینی در خانه داریم یا نه بههرحال به یک بهانهای حجم سیبزمینیها را کم کردم تا به150 هزار تومان برسد که شد 5 عدد سیبزمینی... یکی از مشتریان به شوخی گفت این سیب رو باید آب پز کنیم که هدر نرود.اگر بخواهیم دلیل گرانی یکماهه سیبزمینی را از مسئولان جویا شویم قطعاً خواهند گفت به خاطر خشکسالی کشت این محصول در فلان استان قطب تولید کم شده است و سیبزمینی در بازار کم شده است. اما مسئله تنها محدود به قیمت سیبزمینی نیست و روند قیمت کالاها به خصوص مواد غذایی و مایحتاج سفره مردم مدام در حال افزایش است و گویی این افزایش قیمت انتهایی ندارد. اگرچه باید پذیرفت شرایط کشور خاص و جنگی است و تحریم و کاهش درآمدها و مشکلات در واردات کالاهای اساسی فراوان است و افزایش قیمتها اجتنابناپذیر اما تولیدات داخلی واقعاً متأثر از همین تحریمها و جنگ است مثلاً تولید سیبزمینی چرا باید با مشکل مواجه شود؟ در این میان کارکرد و وظیفه وزارت عریض و طویل جهاد کشاورزی چیست؟ این که بگوید عرضه و تقاضا مدیریت تنظیم بازار را بر عهده دارد و تمامی قیمتها را آزادسازی کردهاند یعنی مسئولیتی بر عهده ندارند؟ چرا بعد از یک ماه برای همین یکقلم تدبیری وجود ندارد؟ بخش عمدهای از جامعه، صیفیجات را جایگزین پروتئین کردهاند که بتوانند زندگی را ادامه دهند چرا در این شرایط هیچ برنامهای وجود ندارد که حداقل سیبزمینی موردنیاز مردم تأمین شود؟ اگر وزارت جهاد میخواهد همهچیز با عرضه و تقاضا باشد لزوم وجود چنین وزارتخانه با این حجم نیرو و دمودستگاه چیست؟ وقتی در مصارف آب اینگونه رفتار میشود در کشت اینگونه میشود در دام و دامداری هم برنامه مدونی نیست. البته این گزاره محدود به جهاد کشاورزی نیست اما واقعاً جای تأمل دارد یک مدیر جهاد کشاورزی در وزارتخانه نمیداند که با توجه به شرایط موجود باید حجمی از تولید در بازار عرضه شود یا اگر کمبود تولید وجود دارد تأمین شود که بازار با التهاب قیمت روبه رو نشود؟ چندی پیش گفتیم که باید بهجای صندلیهای راحتی، چهارپایه برای نشستن کارکنان دستگاهها تهیه شود تا درک کنند شرایط کشور جنگی است و باید جهادی کار کنند نه این که مدیر مربوطه رفته است مسافرت و کل کشور معطل امضای طلایی ایشان است. این که مردم در این شرایط جنگی نهایت صبر و همراهی را دارند و در شرایط تورم نقطهبهنقطه 150 درصدی با حقوق ثابت بدون تغییری که حتی 15 روز ماه را پوشش نمیدهد در این 5 ماه سنگ تمام گذاشتهاند معنی جز این دارد که انتظار دارند مدیران و کارکنان دستگاههای عریض و طویل اجرایی نیز جهادی عمل و رفتار کنند. چرا به رگ غیرت برخی کارکنان و مدیران برنمیخورد که این سیبزمینی که در یک ماه گذشته قیمتش 3 برابر شده شام و ناهار یک خانواده 4 نفره است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


