از این صداها متنفرم!

بررسی روان شناختی پدیده صدابیزاری یا میسوفونیا

نویسنده: زهرا عیدگاهی | کارشناسی ارشد روان شناسی شخصیت

مترجم:

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که صدای جویدن، ضربه زدن با خودکار، تق‌تق کردن یا حتی نفس کشیدن یک نفر، به‌شدت آزارتان دهد. برای بیشتر افراد این صداها ممکن است کمی ناخوشایند باشند، اما برای بعضی افراد واکنش بسیار شدیدتر است؛ به‌طوری‌که شنیدن یک صدای خاص می‌تواند باعث عصبانیت، اضطراب، تنش یا میل شدید به دور شدن از آن موقعیت شود. این حالت را میسوفونیا (Misophonia) یا «صدابیزاری» می‌نامند. نکته مهم این است که در میسوفونیا، مشکل لزوماً بلند بودن صدا نیست، بلکه یک صدای معمولی هم می‌تواند برای فرد به محرکی بسیار آزاردهنده تبدیل شود.

 چه صداهایی می‌تواند محرک باشد؟
محرک‌های میسوفونیا در افراد مختلف متفاوت‌اند. صداهایی مثل جویدن، ملچ‌ملوچ، هورت کشیدن، سرفه، صاف کردن گلو، نفس کشیدن یا ضربه‌های تکراری می‌توانند در برخی افراد واکنش شدید ایجاد کنند. بنابراین ممکن است صدایی که برای یک نفر کاملاً عادی است، برای فرد دیگر بسیار آزاردهنده باشد. گاهی حتی دیدن حرکتی که با صدا همراه است هم می‌تواند واکنش فرد را بیشتر کند.
 واکنش فقط «کلافه شدن» نیست
فردی که میسوفونیا را تجربه می‌کند ممکن است با شنیدن صدای محرک، احساس خشم، انزجار، اضطراب یا تنش شدیدی پیدا کند. گاهی بدن هم واکنش نشان می‌دهد؛ مثلاً ضربان قلب بالا می‌رود، عضلات منقبض می‌شود یا فرد احساس بی‌قراری می‌کند. به همین دلیل، گفتن جمله‌هایی مثل «این‌قدر حساس نباش» معمولاً کمکی نمی‌کند؛ چون واکنش فرد فقط یک تصمیم آگاهانه برای عصبی شدن نیست.
چرا یک صدای ساده این‌قدر آزاردهنده می‌شود؟
هنوز علت دقیق میسوفونیا مشخص نیست، اما یکی از توضیحات علمی این است که در بعضی افراد، مغز نسبت به صداهای خاص حساسیت و واکنش هیجانی بیشتری نشان می‌دهد. یعنی صدایی که برای دیگران اهمیت خاصی ندارد، ممکن است خیلی سریع توجه فرد را به خود جلب کند و احساس ناخوشایندی ایجاد کند. درواقع ، موضوع فقط «شنیدن صدا» نیست، بلکه نحوه پردازش آن صدا و ارتباطش با توجه، هیجان و واکنش‌های بدنی هم اهمیت دارد.
فرد ممکن است از موقعیت‌های مختلف فرار کند
یکی از مشکلات مهم صدابیزاری، رفتار اجتنابی است. یعنی فرد برای این‌که با صدای آزاردهنده مواجه نشود، ممکن است از بعضی موقعیت‌ها دوری کند؛ مثلاً ترجیح دهد با دیگران غذا نخورد، در مهمانی‌ها کمتر حضور داشته باشد یا از نشستن کنار فرد خاصی اجتناب کند. این رفتار در کوتاه‌مدت آرامش ایجاد می‌کند، اما اگر ادامه پیدا کند، می‌تواند روابط خانوادگی و اجتماعی فرد را تحت تأثیر قرار دهد و کیفیت زندگی او را کاهش دهد.
 آیا صدابیزاری همان حساسیت به صداست؟
خیر. میسوفونیا با بعضی مشکلات دیگر مانند هایپراکوزیس یا حساسیت شدید به بلندی صدا تفاوت دارد. 
در میسوفونیا معمولاً مسئله یک صدای مشخص و واکنش شدید هیجانی به آن است، نه این‌که تمام صداهای بلند برای فرد غیرقابل تحمل باشد. به همین دلیل، بهتر است افراد براساس چند علامت، خودشان را مبتلا به میسوفونیا تشخیص ندهند و در صورت شدید بودن علایم، از متخصص کمک بگیرند.
 چطور مدیریتش کنیم؟
برای میسوفونیا هنوز یک درمان قطعی و واحد که برای همه افراد مؤثر باشد، مشخص نشده است. با این حال، درمان شناختی ـ رفتاری (CBT) یکی از رویکردهایی است که در مدیریت این مشکل مورد توجه قرار گرفته است. در این روش، فرد می‌تواند واکنش‌های هیجانی خود را بهتر بشناسد، افکار مرتبط با محرک را مدیریت کند و مهارت‌های مناسب‌تری برای مواجهه با موقعیت‌های آزاردهنده یاد بگیرد. البته روش مداخله باید بر اساس شرایط و شدت مشکل هر فرد انتخاب شود.
صدابیزار «لوس» نیست
صدابیزاری به این معنا نیست که فرد «لوس»، «عصبی» یا «کم‌تحمل» است. از طرف دیگر، هر ناراحتی از صدا هم به معنای میسوفونیا نیست. 
آنچه اهمیت دارد، شدت واکنش و تأثیر آن بر زندگی روزمره و روابط فرد است. اگر صدایی خاص باعث خشم، اضطراب یا اجتناب مداوم می‌شود و زندگی فرد را مختل می‌کند، بهتر است به جای سرزنش خود یا دیگران، موضوع را جدی بگیریم و برای ارزیابی تخصصی و یادگیری راهکارهای مناسب از روان‌شناس کمک بگیریم.
10 صفحه اول