قهر موسیقی با فردوسی و خیام

شهریار پیروزفر، خواننده تیتراژ سریال زخم کاری، از مسیر ورودش به موسیقی، ناگفته های حضورش در مسابقه «آوای جادویی» و دغدغه‌ هایش می گوید

نویسنده: محمد بهبودی نیا

مترجم:

 تا امروز صداهای فراوانی از خراسان، چه در قالب موسیقی سنتی و مقامی و چه در موسیقی پاپ، به فضای هنری کشور معرفی شده‌اند؛ چه صداهایی که ریشه در میراث موسیقایی این خطه دارند و چه خوانندگانی که تلاش کرده‌اند این میراث را با زبان موسیقی امروز پیوند بزنند. شهریار پیروزفر، خواننده مشهدی که تیتراژ پایانی فصل چهارم «زخم کاری» با صدای او منتشر شد، یکی از صداهای مورد توجه نسل تازه موسیقی است. پیروزفر در کارنامه خود با چهره‌هایی مانند آرش بیات، امیر بیات ،علیرضا افکاری، حبیب خزاعی‌فر و... همکاری داشته و قطعاتی را منتشر کرده است . اما آنچه گفت‌وگوی او را خواندنی‌تر می‌کند، تعلق خاطر او به  گنجینه‌های ادبی خراسان، انتقاد از جای خالی موسیقی برای نوجوانان و تک‌بعدی شدن مارکت موسیقی است. 
​​​​​​​
آن طور که ما خبر داریم علاقه مندی شما به خوانندگی، ریشه در مشهد و خراسان دارد،؛ لطفا خودتان از شروع این روند تا امروز برایمان بگویید.
من از کودکی علاقه عجیبی  به موسیقی و خوانندگی داشتم؛ اصالتا مشهدی هستم اما دوران نوجوانی و جوانی ام را  در شیراز زندگی کردم و آن جا با دوستانی که هنوز با آن ها ارتباط دارم، قدم های اول را برداشتم  و به صورت جدی وارد این حوزه شدم. 
نخستین تجربه‌های من در خوانندگی با همکاری حسین انفرادی، آرش بیات، امیر بیات،رضا رشیدنژاد و... شکل گرفت. اکنون ساکن تهران هستم اما خراسان تا همیشه  برای من یک میراث ادبی بزرگ است.
شهریار، از خراسان و میراث ادبی اش گفتی، چرا مفاخر این دیار همچون فردوسی و خیام و عطار در موسیقی جایگاه درخوری ندارد؟
 اتفاقاً این موضوع دغدغه من هم هست و تا امروز چند رباعی خیام و بخش‌هایی از شاهنامه را آهنگ‎سازی و اجرا کرده‎ام؛ اما فکر می‌کنم این تلاش‌ها به‌تنهایی کافی نیست. وقتی به گنجینه ادبی خراسان نگاه می‌کنیم، می‌بینیم با آثاری روبه‌رو هستیم که ظرفیت بسیار بالایی برای تبدیل شدن به آثار موسیقایی ماندگار دارند. فردوسی، خیام و عطار هرکدام جهان فکری، زبانی و موسیقایی ویژه‌ای دارند که می‌تواند دستمایه خلق آثار تازه قرار بگیرد. با این حال، در فضای امروز موسیقی و به‌ویژه در بازار رسمی، کمتر شاهد تولید آثاری برآمده از این میراث هستیم. به نظرم باید هم آهنگ‎سازان و خوانندگان و هم تهیه‌کنندگان و شرکت‌های موسیقایی، نگاه جدی‌تری به این ظرفیت داشته باشند. اگر قرار است موسیقی امروز ما ریشه‌های فرهنگی خود را حفظ کند، یکی از راه‌ها همین بازخوانی خلاقانه میراث ادبی است. 
شما سال 1401 در برنامه استعدادیابی  «آوای جادویی» خوش درخشیدید؛ اما خیلی زود حذف شدید. این برنامه چه نقشی در مسیر حرفه‌ای شما داشت؟
درباره حذف زودهنگامم از این برنامه حرفی برای گفتن ندارم، چون نظر داوران این برنامه بود و باید به آن احترام گذاشت. من با هدف معرفی صدایم به فعالان حوزه موسیقی وارد این برنامه استعدادیابی شدم که این اتفاق خوشایند رخ داد. عامل اصلی معرفی من به این برنامه  شهریار رضویان و چند نفر از دوستان نزدیکم بودند و در مسیر اجراها، آرش بیات، امیر بیات و رضا رشیدنژاد  در نهایت لطف و مهربانی همراه من بودند.
یکی از جذابیت‌های این برنامه برای من، حضور خوانندگان صاحب‌نامی مانند محمد اصفهانی، رضا صادقی، محمد معتمدی، رضا یزدانی و همچنین آهنگ‎سازانی از جمله علیرضا افکاری بود. پشت صحنه‌های این برنامه و برخوردهای مهربانانه محمد اصفهانی را هیچ‎گاه از یاد نمی برم. من و دوستان خراسانی ام که در مسیر ساخت آثار با من همراه بودند تلاش کردیم موسیقی مقامی خراسان را با آهنگ‎سازی‌های مدرن‌تر به مردم ایران معرفی کنیم که تا حدود زیادی این اتفاق رخ داد.
قطعه «خاک گرامی» که برای ایران در شرایط جنگ خواندید هم  به‌شدت شنیده شد؛ این قطعه چطور ساخته شد ؟
 9 اسفند 1404 بود، قصد داشتم از تهران عازم مشهد شوم که به یکباره خاک ایران توسط آمریکا و اسرائیل بمباران و سفرها لغو شد. وقتی تصاویر بمباران‌های کشورم را دیدم، برایم غیرقابل باور بود که کشور من مورد هجوم قرار گرفته و کودکان این سرزمین را از زیر آوار بیرون می‌آورند. بعد از دیدن این صحنه ها و کودکانی که دیگر بین ما نبودند، کاملا تعادلم را از دست دادم؛ از شدت خشم، در اتاقم فریاد می‌کشیدم و گریه می کردم. این بغض سنگین ساعت ها با من همراه بود. یکسره به در و دیوار مشت می کوبیدم. همان شب با یکی از دوستان شیرازی ام  صحبت ‌کردم و درباره تاریخ ایران حرف ‌زدیم. بغض امانم را بریده بود و شب از نیمه گذشت، نشستم  و ترانه «خاک گرامی» را با اشک نوشتم و ملودی آن را ساختم و این کار با میکس و مستر مصطفی مومنی  ساخته شد.
تیتراژ پایانی «زخم کاری 4» نیز از جمله آثاری است که در کارنامه کاری  شما مورد توجه قرار گرفته است. داستان شکل‌گیری این قطعه چه بود؟
موسیقی این اثر را علیرضا افکاری ساخته و تنظیم هم توسط حبیب خزاعی‌فر انجام شده است. فضای راک گونه این اثر یکی از لذت‎بخش‎ترین اتفاقات این همکاری برای من بود. این موسیقی از سوی تیم تولید سریال  «زخم کاری» به دست من رسید. برای دیدن بخشی از کار به پشت صحنه سریال رفتم و با محمدحسین مهدویان ،جواد عزتی و دیگر بازیگران گفت‌وگوهایی داشتم و در جریان داستان فیلم قرار گرفتم . قرار شد ترانه این اثر را بنویسم و اجرا کنم. در طول ساخت تیتراژ تلاش ‌کردم کلام بهتری برای این اثر انتخاب کنم، اما در این نوع همکاری‌ها معمولاً از سوی عوامل تولید چارچوب‎هایی برای هماهنگی بیشتر تیتراژ با فیلمنامه تعیین  می‌شود و همین مسئله، فضای مانور در ترانه را برای من محدود می‌کرد. در نهایت این ترانه را نوشتم و اجرا کردم.
صدای شما، بسیاری از مخاطبان را به یاد محسن چاوشی می‌اندازد. خودتان تا چه اندازه این شباهت را می‌پذیرید؟
من برای محسن چاوشی و هنرش احترام زیادی قائلم و صدای او را بسیار دوست دارم. بعضی از مخاطبانم به این شباهت اشاره کرده اند، اما به نظر من تفاوت های زیادی در سبک و اجرای من و محسن چاوشی وجود دارد ؛یکی از این تفاوت ها،  تحریرهای ایرانی و موسیقی مقامی خراسان است که من تقریبا در تمام آثارم استفاده می کنم. در انتخاب ترانه و ساختار ملودی هم تفاوت های زیادی را شاهدیم.
به نظر شما مهم ترین چالش های امروز موسیقی چیست؟
از زد و بندها و دست های پنهان پشت مارکت موسیقی و گرانی بلیت و ناتوانی تعداد زیادی از مخاطبان برای تهیه بلیت، دوستان خواننده من زیاد صحبت کرده اند. من می خواهم از زاویه ای دیگر به این موضوع بپردازم. در مارکت موسیقی ما تولید موسیقی  برای گروه سنی جوانان و نوجوانان کمرنگ است. دقت کرده اید کودکان سه چهار ساله ما حتی این روزها همان ترانه‌هایی را گوش می‌دهند و می خوانند که بزرگسالان ما گوش می‌دهند و این موضوع از جنبه‌های مختلف آسیب‌زاست. در مارکت موسیقی، درآمدزایی و جذب مخاطب بیشتر، به هدف‌های اصلی تبدیل شده و تا حدود زیادی نوجوانان ما فراموش شده‌اند. در این زمینه باید چاره‌اندیشی کرد و می‌توان این موضوع را در کنسرت‌نمایش‌ها و... پررنگ‌تر کرد. نه‌تنها در این زمینه، بلکه باید چاره‌اندیشی‌هایی در دستورکار قرار گیرد تا حرف مردم و درد مردم را در آثار موسیقی‌محور بشنویم. امروز مارکت موسیقی ما از عاشقانه‌ها پر شده است، در حالی که همه زندگی مردم فقط عشق نیست. ما باید به دنبال روایتی درست‌تر از زیست مردم این سرزمین و انعکاس آن به زبان موسیقی باشیم تا مارکت موسیقی ما از جهان تک‌بعدی که در آن گرفتار شده، بیرون بیاید.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار