گزارش تحلیلی از این که ایران چگونه با وجود کارشکنی‌های دولت لبنان و با بهره‌گیری همزمان از ابزارهای نظامی و دیپلماتیک، از حزب‌ا...حمایت کرد

ابعاد پنهان پرونده پیچیده لبنان

نویسنده: جعفر یوسفی

مترجم:


از نخستین ساعات انتشار تفاهم‌نامه‌اسلام‌آباد، بخشی از مخالفان مذاکره از برخی تریبون‌های رسمی تا رسانه‌های ظاهراً انقلابی کوشیدند این گزاره را القا کنند که جمهوری اسلامی در معامله با آمریکا، حزب‌ا... را نادیده گرفته یا برای پایان‌دادن به جنگ خود، لبنان را تنها گذاشته است. این ادعا نه با متن تفاهم سازگار است، نه با تحولات میدان و نه حتی با مواضع رسمی حزب‌ا... . بررسی زنجیره وقایع نشان می‌دهد ایران، برخلاف این روایت، توقف تجاوز به لبنان را به یکی از شروط اصلی پایان جنگ خود تبدیل کرد.
 جنوب لبنان پیش از ۹ اسفند
ورود حزب‌ا... به جنگ در ۱۲ اسفند ۱۴۰۴، آغاز تجاوز اسرائیل به لبنان نبود. پس از آتش‌بس  7 آذر 1403 ، حزب‌ا... تا پیش از جنگ جدید حمله‌ای را به نام خود ثبت نکرد؛ اما اسرائیل حملات تقریباً روزانه، ترورهای هدفمند، تخریب روستاها و اشغال پنج موضع در جنوب لبنان را ادامه داد. توافقی که باید طی ۶۰ روز به عقب‌نشینی کامل اسرائیل منجر می‌شد، عملاً اجرا نشد.بنابراین لبنان پیش از ورود حزب‌ا... نه آرام بود و نه آتش بسی در میدان برقرار بود. اسرائیل از ماه‌ها قبل زمینه ایجاد منطقه حائل را فراهم کرده بود؛ طرحی که بعدها یسرائیل کاتز آشکارا آن را تشریح کرد: تسلط بر جنوب تا رود لیتانی، انهدام پل‌ها، نابودی زیرساخت‌های حزب‌ا... و جلوگیری از بازگشت ساکنان.   پس از آغاز مرحله جدید جنگ، ارتش اسرائیل تا عمق جنوب پیش رفت، بیش از یک‌میلیون نفر را آواره کرد. 
 دولتی که مسیر دیگری را انتخاب کرد
در همین دوره، دولت نزدیک به آمریکا و عربستان در بیروت، به‌جای استفاده از ظرفیت منطقه‌ای ایران، راهبرد مذاکره مستقیم با اسرائیل را دنبال کرد. تلاش‌های تهران، از جمله رایزنی‌ها و سفرهای شهید علی لاریجانی برای کمک به حل بحران جنوب و بازسازی مناطق آسیب‌دیده، با مواضع سرد و گاه تقابلی دولت لبنان مواجه شد.در 2 تیرماه، درست پس از آن‌که تهران توقف جنگ در «همه جبهه‌ها از جمله لبنان» را وارد تفاهم با آمریکا کرده بود، دور تازه مذاکرات مستقیم لبنان و اسرائیل در آمریکا آغاز شد. جوزف عون اصرار داشت مذاکرات بیروت با تل‌آویو مسیری مستقل است و ایران نباید به جای لبنان تصمیم بگیرد. حزب‌ا... اما استدلال معکوسی داشت: اهرم‌های ایران در برابر آمریکا، بیش از مذاکرات مستقیم و نامتوازن بیروت، توان وادارکردن اسرائیل به عقب‌نشینی را دارد. 
 لبنان در بند اول تفاهم
پاسخ ایران به بحران لبنان فقط نظامی نبود. ایران در میدان، بخش مهمی از ظرفیت‌های لجستیکی و نظامی اسرائیل را در شمال سرزمین‌های اشغالی درگیر و منهدم کرد؛ اما اقدام تعیین‌کننده در دیپلماسی رخ داد: توقف فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبهه‌ها، از جمله لبنان، به بند نخست تفاهم اسلام‌آباد تبدیل شد.تهران عملاً آتش‌بس در جغرافیای خود را به توقف تجاوز در لبنان گره زد. به این ترتیب، واشنگتن برای حفظ تفاهم با ایران ناچار شد بر اسرائیل فشار وارد کند. ایران نه‌تنها حزب‌ا... را کنار نگذاشت، بلکه سرنوشت مردم جنوب لبنان را وارد معامله کلان خود با آمریکا کرد.ارتش اسرائیل از محور زوطر شرقی تا نزدیکی ارتفاعات علی‌الطاهر پیش رفته بود؛ نقطه‌ای راهبردی که خط دفاعی و یکی از مهم‌ترین عقبه‌های نظامی حزب‌ا... به شمار می‌رفت. سقوط این ارتفاعات می‌توانست راه نفوذ اسرائیل به عمق اقلیم‌التفاح را باز کند. درست در همین نقطه حساس، تفاهم اسلام‌آباد جلوی ادامه پیشروی اسرائیل را گرفت و باعث شد ارتفاعات علی‌الطاهر، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های راهبردی و نظامی حزب‌ا... حفظ شود. اگر این تفاهم شکل نمی‌گرفت، اسرائیل با اشغال علی‌الطاهر، راه نفوذ به عقبه اصلی مقاومت را باز کند.
 چرا تل‌آویو مخالفت کرد؟
واکنش اسرائیل، بهترین معیار برای سنجش کارکرد بند نخست است. مقام‌های اسرائیلی آشکارا اعلام کردند حاضر به عقب‌نشینی نیستند. نتانیاهو گفت ارتش «تا هر زمان که لازم باشد» در جنوب می‌ماند و کاتز بر حضور نامحدود در مناطق امنیتی تأکید کرد. لیندسی گراهام نیز سازوکاری را که بدون حضور مستقیم اسرائیل میان ایران و آمریکا طراحی شده بود، «اشتباهی بزرگ» خواند.در همان زمان منابع اسرائیلی به آکسیوس گفتند نگرانی اصلی تل‌آویو این است که تفاهم، نقش ایران در لبنان را تثبیت و آزادی عمل نظامی اسرائیل را محدود کند. اسرائیل پس از امضای تفاهم نیز با انتشار نقشه منطقه اشغالیِ گسترده‌تر، حمله به نبطیه، صُحمر و مناطق جنوبی و ادامه ترورها، برای فرسوده‌کردن بند نخست تلاش کرد. 
 سه نوبت قدردانی صریح حزب‌ا...
شیخ نعیم قاسم دست‌کم در سه موضع علنی، از نقش ایران و تفاهم اسلام‌آباد قدردانی کرد. او در نامه 26 خرداد به قالیباف نوشت: «کلمات از بیان قدردانی عمیق ما از موضع قوی و حمایتی شما از لبنان، مردم و مقاومت آن قاصرند.» وی تأکید کرد ایران، توقف جنگ در لبنان را «بند اول و اساسی» توافق قرار داده است.دبیرکل حزب‌ا... در موضعی دیگر، تفاهم را «اعلام رسمی شکست آمریکا و اسرائیل» دانست. او در تازه‌ترین سخنان خود نیز گفت شرط عدم تجاوز به لبنان، حمله اسرائیل را مهار کرد و موجب بازگشت ۳۰۰ هزار آواره شد: «آنچه مردم را بازگرداند، توافق اسلام‌آباد است.»
 چرا قالیباف به سوئیس رفت؟
سفر هیئت ایرانی به سوئیس در فضایی انجام شد که پس از پیام «علی‌الاصول»، موجی علیه ادامه مذاکرات شکل گرفته بود تا جایی که در یک برنامه صداوسیما آرزو شد فرودگاه مهرآباد بسته شود تا هیئت مذاکره‌کننده نتواند سفر کند.آنچه در این فضاسازی نادیده ماند، ضرورت تثبیت بند لبنان و درخواست‌های منتقل‌شده از سوی حزب ا... لبنان برای جلوگیری از ادامه کشتار بود. قالیباف در پرواز بازگشت، فلسفه تصمیم را چنین توضیح داد: «اگر به سوئیس نمی‌رفتیم، هر لحظه خون بیشتری از مسلمانان و شیعیان لبنان ریخته می‌شد.» این جمله نشان می‌دهد انتخاب میان «مذاکره یا مقاومت» نبود؛ مذاکره در آن مقطع، ابزار حفاظت از مقاومت و مردم لبنان بود.
 اثر عملی یک بند دیپلماتیک
تفاهم نتوانست همه تجاوزات اسرائیل را یک‌باره متوقف کند، اما هزینه سیاسی و راهبردی ادامه آن ها را بالا برد. آمریکا برای نخستین‌بار علناً از توسعه اشغال جنوب انتقاد کرد؛ سرعت عملیات اسرائیل کاهش یافت، آتش‌بس تجدید شد و صدها هزار نفر امکان بازگشت یافتند. اعتبار یک توافق فقط با شمار تخلفات سنجیده نمی‌شود، باید پرسید بدون آن، ماشین جنگی اسرائیل تا کجا پیش می‌رفت.
 استناد رهبری به بند اول تفاهم
پس از نقض‌های پیاپی اسرائیل، در پیام رسمی رهبر انقلاب بار دیگر بر اعتبار بند نخست تأکید شد: «جمهوری اسلامی ایران... حفظ تمامیت ارضی لبنان و رفع کامل و بدون قیدوشرط تجاوز رژیم صهیونیستی را به‌عنوان شرط اول تفاهم‌نامه پایان جنگ تحمیلی با آمریکای متجاوز قرار داده است.»اهمیت این عبارت در زمان صدور آن است که با وجود اطلاع کامل از تخلفات اسرائیل، اصل تفاهم کنار گذاشته نشد، بلکه به‌عنوان مبنای حقوقی و سیاسی مطالبه عقب‌نشینی کامل تثبیت شد.
 منتقدانی که نتیجه را پیشاپیش نوشته بودند
با وجود این اسناد، برخی مخالفان داخلی از روز نخست نتیجه را تعیین کرده بودند: هر مذاکره‌ای ضعف است و هر توافقی عقب‌نشینی. به همین دلیل، نامه دبیرکل حزب‌ا...، بازگشت آوارگان، فشار آمریکا بر اسرائیل و اعتراف منابع اسرائیلی به تقویت دست ایران، در روایت آنان جایی نیافت. نقد تفاهم اشکالی ندارد ، اما حذف فکت‌ها و متهم‌کردن ایران به رهاکردن حزب‌ا...، بیشتر بازی سیاسی بود.
 هدف حملات مکرر اسرائیل
برداشت غالب در اسرائیل این است که ایران با واردکردن لبنان به تفاهم، سپری سیاسی ـ دیپلماتیک برای حزب‌ا... ایجاد کرده است. ازاین‌رو، حملات مکرر صرفاً عملیات نظامی نیست، تلاشی برای بی‌اعتبارکردن بند اول، اثبات ناتوانی ایران در تضمین آن و بازگرداندن آزادی عمل اسرائیل است.
 طرح بزرگ‌تر؛ تغییر معادله امنیتی لبنان
رژیم صهیونیستی صرفاً پایان جنگ را نمی‌خواهد، هدفش تحمیل نظمی تازه است که لبنان از ایران جدا شود، حزب‌ا... خلع سلاح شود، ارتش لبنان جای آن را بگیرد، خلع سلاح توسط طرف خارجی راستی‌آزمایی شود، اسرائیل مرحله‌ای عقب بنشیند و سپس رابطه مستقیم امنیتی و سیاسی شکل گیرد.کاتز نیز عقب‌نشینی را به خلع سلاح حزب‌ا... مشروط کرده است. در این چارچوب، اسرائیل می‌خواهد خروج از خاک اشغالی را بفروشد و در برابر آن تغییر ساختاری در لبنان دریافت کند که حزب ا... در آن جایی نداشته باشد. 
 هسته اصلی پرونده لبنان
تفاهم اسلام‌آباد دقیقاً در نقطه مقابل این نقشه قرار دارد. ایران، توقف جنگ و تمامیت ارضی لبنان را به توافق بزرگ‌تر آمریکا و ایران پیوند زده؛ در حالی که اسرائیل می‌خواهد آینده لبنان فقط میان بیروت، واشنگتن و تل‌آویو تعیین شود.به همین دلیل، جنگ امروز صرفاً بر سر چند روستا یا یک آتش‌بس شکننده نیست؛ نبرد بر سر این پرسش بنیادین است که معادله امنیتی لبنان را چه کسی تعیین می‌کند. مجموعه شواهد نشان می‌دهد جمهوری اسلامی با ترکیب میدان و دیپلماسی، نه‌تنها حزب‌ا... را رها نکرد، بلکه در حساس‌ترین مقطع، هزینه پایان جنگ خود را به حفاظت از لبنان و مقاومت گره زد. نسبت‌دادن کم‌کاری به چنین تصمیمی، دست‌کم با واقعیت‌های مستند پرونده سازگار نیست و ظلم به کسانی است که شب و روز در حال مجاهدت هستند.
هرمز؛ اهرم ایران برای مهار اسرائیل
در مقابل، ایران نیز برای وادار کردن آمریکا به اجرای بند لبنانِ تفاهم اسلام‌آباد، از تنگه هرمز  که مهم ترین ابزار راهبردی اش بود به‌عنوان اهرم فشار استفاده کرد. پس از آنکه اسرائیل با وجود توافق، حملات خود به جنوب لبنان را ادامه داد، سپاه در ۳۰ خرداد اعلام کرد تنگه هرمز دوباره بسته می‌شود و صراحتاً «اقدامات اسرائیل در لبنان» و عمل‌نکردن آمریکا به تعهدات آتش‌بس را دلیل این تصمیم دانست. یک روز بعد نیز منبع نزدیک به تیم مذاکره‌کننده ایران اعلام کرد هرمز تا زمانی که آتش‌بس لبنان رعایت نشود، بازگشایی نخواهد شد. این اقدام عملاً هزینه نقض تفاهم توسط اسرائیل را متوجه واشنگتن می‌کرد؛ زیرا بازگشایی هرمز یکی از اهداف اصلی آمریکا در توافق بود. همزمان مذاکرات ایران و آمریکا به دلیل درگیری‌های لبنان مختل شد و ترامپ نیز شخصاً از اسرائیل خواست با آتش‌بس موافقت کند. به این ترتیب، تهران تلاش می‌کرد با اهرم هرمز، آمریکا را وادار کند برای مهار عملیات اسرائیل در لبنان وارد عمل شود.
10 صفحه اول