نمایش دهه شصتی پرسپولیس تارتار
قرمزها با هدایت تارتار که بهعنوان یک مربی با تفکرات دفاعی شناخته میشود در دو بازی اخیر با زدن 4 گل در 20 دقیقه اول بازی، خاطرات پرسپولیس دهه 60 را زنده کردندنویسنده: صابری
مترجم:
هفته دوم لیگ برتر جذاب، پرگل، با حداقل حاشیه ادامه پیدا کرد و در یکی از بازیها پرسپولیس درحالی با نتیجه 4 بر یک تیم شجاع و پرتلاش استقلال خوزستان را شکست داد که انتظار بیشتر تماشاگران از تیم تارتار بازیهای دفاعی و لااقل ناهماهنگی بازیکنانی بود که چندان کنار هم بازی نکردند. اما برخلاف شروع بسیار ضعیف هاشمیان با پرسپولیس، این تیم با تارتار نه تنها در قامت یک مدعی ظاهر شده، بلکه شبیه نسخههای خاطرهانگیز پرسپولیس در دهه 60 هم بازی میکند. پر از عطش پیروزی در دقایق اول، با انگیزه، جوان و همه اینها نوید لیگی جذاب را میدهد؛ بهویژه اینکه آنطرف استقلال و سپاهان هم خوب بازی میکنند و تراکتور هم نتیجهگرا و موثر بازی میکند. سوای نتیجه در این بازی خبر خوب برای قرمزها این بود که بازیکنانی مثل علیپور، بیفوما، سرگیف و حتی تا حدی اورونوف بازیهای خوبی انجام دادند.
شروع هجومی
قرمزها در دو بازی اخیرشان 6 گل زدند که 4 گل آن قبل از دقیقه 20 به ثمر رسیده. جالب اینکه برابر استقلال خوزستان اگر از دقیقه 60 به بعد کمی دقت بیشتری داشتند میتوانستند گلهای بیشتری هم بزنند. جنگندگی بازیکنان جوان این تیم که خیلی زود هماهنگ شدند؛ ترکیب درست جوانی و تجربه در خطوط مختلف بهویژه دفاع و هافبک، قرعه خوب که اجازه اجرای درست و بدون دغدغه فوتبالی شناور و رها را بدون دغدغه به تارتار و بازیکنانش داد همگی باعث شد برخلاف چند فصل اخیر، در دو هفته اول پرسپولیس متفاوتی را ببینیم؛ هرچند که استمرار این روند بسیار مهمتر است.
بازگشت علیپور و سرگیف
علیپور در بازی قبلی فیکس بود اما نمایش ضعیفی داشت و اینکه تارتار با وجود سرگیف و شهرآبادی دوباره به او اعتماد کرد نکته جالب ترکیب اولیه قرمزها بود. اما این سرمربی خیلی زود نتیجه اعتمادش را گرفت چون علیپور طی حدود 63 دقیقهای که در زمین بود دو پاس گل خوب داد و یک گل که امضای شخصیاش را داشت به ثمر رساند تا بعد از 16 بازی که در جریان مسابقه گلی نزده بود بالاخره علاوه بر پاس گل، پایش به گلزنی هم باز شود.
مصدومیت جلالی، بدشانسی پیام
بعد از گل تماشایی خدابندهلو و ضربه دقیق علیپور در نیمه اول، اتفاق مهم دیگر بازی مصدومیت جلالی بود که گمانهزنیها از غیبت چند هفتهای او حکایت دارد؛ شروع نیمه دوم هم با ضدحمله سریع پرسپولیس، حمل توپ خوب بیفوما که بهجای عمری آمده بود و پاس درخشان علیپور و ضربه آخر مطمئن سرگیف همراه شد. اما کم کم قرمزها که عطششان کم شده بود با تعویضهایی که داشتند اجازه دادند رقیب جلو بکشد تا اینکه در دقیقه 64 پیام نیازمند که در دو دیدار اخیر مطمئن ظاهر شده بود روی یک بدشانسی گل بهخودی زد؛ وقتی که ضربه سر بازیکن استقلال خوزستان بعد از برخورد به تیر دروازه به پشت پیام خورد و وارد دروازه شد. ادامه بازی با حملههای تیم خوزستانی و ضدحملههای پرسپولیس همراه بود که ضربات آخرشان به ثمر نمینشست. داور هم در چند صحنه تصمیمات خاصی داشت که با اعتراض قرمزها همراه شد و نتیجهاش سه کارت زرد پشت سرهم بود. در نهایت در دقیقه 93 پاس تماشایی بیفوما با ضربه خوب شهرآبادی جوان همراه شد تا پرسپولیس در روزی که تماشاگران از دیدن یک دیدار خوب و جاندار راضی بودند برنده بازی باشد.
چهرههای خاص ترکیب پرسپولیس
مهدی زارع که فصل قبل هم بنای آمدن به پرسپولیس را داشت اما رضایتنامهاش برای روسیه صادر شد بعد از یک فصل ناموفق در پرسپولیس احیا شده و چالاک و جنگنده بازی کرد. مجید عیدی هم بعد از مدتها که دفاع راست پرسپولیس محل رفت وآمد بازیکنانی مثل العملود، فرجی، صحرایی، براجعه، دنیل گرا و... بود توانست در دو بازی اخیر این پست را بیمه کند. جلالی هم که میل تهاجمی بیشتری دارد تا زمانی که در زمین بود نمایش خوبی داشت. دو وینگر قرمزها یعنی عمری و محبی هم برخلاف بازی اول در این دیدار نمایش متوسطی داشتند. اما در میانه میدان پورعلی چهره خاصی بود؛ چراکه پرتلاش، ساده اما گاهی با پاس به عقبهای عجیب ظاهر شد. اورونوف و بیفوما برخلاف باکیچ که عصبی و سردرگم بود در دقایق حضورشان موثر بازی کردند و شهرآبادی هم نوید یک مهاجم هدف خوب را به فوتبال ما داد.

نکته
کاش زودتر قدر سهراب، محرم و تارتار را میدانستیم
از پیروز قربانی، رحمتی، محرمنویدکیا، زارع، سعید اخباری تا قدیمیترها مثل نکونام، سهراب بختیاریزاده و تارتار، این فصل روی نیمکت تیمهای ما مربیان جوان ایرانی هستند که شاید در شرایط عادی کسی به آنها اعتنایی نمیکرد تا دلالان بتوانند امثال گاریدو، موسیمانه، بوژوویچ، کارتال، ساپینتو و... را با تمام نتایج ضعیف و بدعهدی و قهرهای مکرر و شکایت از باشگاهها بیاورند و جیب همه پر شود اما تیمها ضرر کنند. صحبت این نیست که مربیان خارجی لیگ بیکیفیت بودند؛ اما نتایج آنها به شکلی نبود که همین داخلیها از عهدهاش برنیایند و این دو هفته تماشایی که از لیگ دیدیم هم گواه این ادعاست. بماند که مربیان خارجی بازیکنانی را به فوتبال ما تحمیل میکردند که مثل خودشان بیشترین هزینه و حداقل کارآیی را داشتند. به همین پرسپولیس نگاه کنید، دیشب گل چهارمش را شهرآبادی جوانی زد که در حالت عادی بین نامهای تکراری داخلی و خارجیهای بیکیفیت بعید بود سهمی از ترکیب پرسپولیس داشته باشد. استقلال هم با جوانانش و با پنجره بسته در حال نتیجه گرفتن است و هر چقدر ما از هیجان فوتبال لذت میبریم، به همان اندازه حسرت میخوریم که ای کاش زودتر به داخلیها اعتنا کرده بودیم. بهطور مثال همین سهراب که مربی با دانش و با شخصیتی است میتوانست فصل قبل و بعد از رفتن نکونام، بهجای اعتماد به موسیمانه، بژویچ و ساپینتو تیم را تحویل بگیرد و حالا کاملاً تثبیت شده باشد. افسوس...
شروع هجومی
قرمزها در دو بازی اخیرشان 6 گل زدند که 4 گل آن قبل از دقیقه 20 به ثمر رسیده. جالب اینکه برابر استقلال خوزستان اگر از دقیقه 60 به بعد کمی دقت بیشتری داشتند میتوانستند گلهای بیشتری هم بزنند. جنگندگی بازیکنان جوان این تیم که خیلی زود هماهنگ شدند؛ ترکیب درست جوانی و تجربه در خطوط مختلف بهویژه دفاع و هافبک، قرعه خوب که اجازه اجرای درست و بدون دغدغه فوتبالی شناور و رها را بدون دغدغه به تارتار و بازیکنانش داد همگی باعث شد برخلاف چند فصل اخیر، در دو هفته اول پرسپولیس متفاوتی را ببینیم؛ هرچند که استمرار این روند بسیار مهمتر است.
بازگشت علیپور و سرگیف
علیپور در بازی قبلی فیکس بود اما نمایش ضعیفی داشت و اینکه تارتار با وجود سرگیف و شهرآبادی دوباره به او اعتماد کرد نکته جالب ترکیب اولیه قرمزها بود. اما این سرمربی خیلی زود نتیجه اعتمادش را گرفت چون علیپور طی حدود 63 دقیقهای که در زمین بود دو پاس گل خوب داد و یک گل که امضای شخصیاش را داشت به ثمر رساند تا بعد از 16 بازی که در جریان مسابقه گلی نزده بود بالاخره علاوه بر پاس گل، پایش به گلزنی هم باز شود.
مصدومیت جلالی، بدشانسی پیام
بعد از گل تماشایی خدابندهلو و ضربه دقیق علیپور در نیمه اول، اتفاق مهم دیگر بازی مصدومیت جلالی بود که گمانهزنیها از غیبت چند هفتهای او حکایت دارد؛ شروع نیمه دوم هم با ضدحمله سریع پرسپولیس، حمل توپ خوب بیفوما که بهجای عمری آمده بود و پاس درخشان علیپور و ضربه آخر مطمئن سرگیف همراه شد. اما کم کم قرمزها که عطششان کم شده بود با تعویضهایی که داشتند اجازه دادند رقیب جلو بکشد تا اینکه در دقیقه 64 پیام نیازمند که در دو دیدار اخیر مطمئن ظاهر شده بود روی یک بدشانسی گل بهخودی زد؛ وقتی که ضربه سر بازیکن استقلال خوزستان بعد از برخورد به تیر دروازه به پشت پیام خورد و وارد دروازه شد. ادامه بازی با حملههای تیم خوزستانی و ضدحملههای پرسپولیس همراه بود که ضربات آخرشان به ثمر نمینشست. داور هم در چند صحنه تصمیمات خاصی داشت که با اعتراض قرمزها همراه شد و نتیجهاش سه کارت زرد پشت سرهم بود. در نهایت در دقیقه 93 پاس تماشایی بیفوما با ضربه خوب شهرآبادی جوان همراه شد تا پرسپولیس در روزی که تماشاگران از دیدن یک دیدار خوب و جاندار راضی بودند برنده بازی باشد.
چهرههای خاص ترکیب پرسپولیس
مهدی زارع که فصل قبل هم بنای آمدن به پرسپولیس را داشت اما رضایتنامهاش برای روسیه صادر شد بعد از یک فصل ناموفق در پرسپولیس احیا شده و چالاک و جنگنده بازی کرد. مجید عیدی هم بعد از مدتها که دفاع راست پرسپولیس محل رفت وآمد بازیکنانی مثل العملود، فرجی، صحرایی، براجعه، دنیل گرا و... بود توانست در دو بازی اخیر این پست را بیمه کند. جلالی هم که میل تهاجمی بیشتری دارد تا زمانی که در زمین بود نمایش خوبی داشت. دو وینگر قرمزها یعنی عمری و محبی هم برخلاف بازی اول در این دیدار نمایش متوسطی داشتند. اما در میانه میدان پورعلی چهره خاصی بود؛ چراکه پرتلاش، ساده اما گاهی با پاس به عقبهای عجیب ظاهر شد. اورونوف و بیفوما برخلاف باکیچ که عصبی و سردرگم بود در دقایق حضورشان موثر بازی کردند و شهرآبادی هم نوید یک مهاجم هدف خوب را به فوتبال ما داد.

نکته
کاش زودتر قدر سهراب، محرم و تارتار را میدانستیم
از پیروز قربانی، رحمتی، محرمنویدکیا، زارع، سعید اخباری تا قدیمیترها مثل نکونام، سهراب بختیاریزاده و تارتار، این فصل روی نیمکت تیمهای ما مربیان جوان ایرانی هستند که شاید در شرایط عادی کسی به آنها اعتنایی نمیکرد تا دلالان بتوانند امثال گاریدو، موسیمانه، بوژوویچ، کارتال، ساپینتو و... را با تمام نتایج ضعیف و بدعهدی و قهرهای مکرر و شکایت از باشگاهها بیاورند و جیب همه پر شود اما تیمها ضرر کنند. صحبت این نیست که مربیان خارجی لیگ بیکیفیت بودند؛ اما نتایج آنها به شکلی نبود که همین داخلیها از عهدهاش برنیایند و این دو هفته تماشایی که از لیگ دیدیم هم گواه این ادعاست. بماند که مربیان خارجی بازیکنانی را به فوتبال ما تحمیل میکردند که مثل خودشان بیشترین هزینه و حداقل کارآیی را داشتند. به همین پرسپولیس نگاه کنید، دیشب گل چهارمش را شهرآبادی جوانی زد که در حالت عادی بین نامهای تکراری داخلی و خارجیهای بیکیفیت بعید بود سهمی از ترکیب پرسپولیس داشته باشد. استقلال هم با جوانانش و با پنجره بسته در حال نتیجه گرفتن است و هر چقدر ما از هیجان فوتبال لذت میبریم، به همان اندازه حسرت میخوریم که ای کاش زودتر به داخلیها اعتنا کرده بودیم. بهطور مثال همین سهراب که مربی با دانش و با شخصیتی است میتوانست فصل قبل و بعد از رفتن نکونام، بهجای اعتماد به موسیمانه، بژویچ و ساپینتو تیم را تحویل بگیرد و حالا کاملاً تثبیت شده باشد. افسوس...
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


