وقت بازنگری در مستمری
روایتِ کسانی که علاوه بر هزینههای درمان با مشکلات معیشتی نیز دستوپنجه نرم میکنندنویسنده: مریم رستگار
مترجم:
کاش درد فقط همان چیزی بود که در بدن احساس میشود؛ آن وقت شاید میشد با یک نسخه، یک دارو یا یک عمل جراحی، آرامش کرد. اما اکنون موضوع معیشت و هزینه های جاری زندگی برای بسیاری از توانیابان دردی مضاعف را ایجاد کرده است. این روزها روایتهای تلخی از زندگی افراد دارای معلولیت به گوش میرسد؛ روایت آدمهایی که مستمری و حق پرستاری میگیرند، اما این پول پیش از آن که به پایان ماه برسد، در میان هزینههای ضروری زندگی گم میشود. نه این که توقع زیادی داشته باشند؛ هزینهها آنقدر بالا رفته که درآمدشان دیگر توان رسیدن به آن ها را ندارد. به گزارش خراسان رضوی، مردی همراه همسر نابینایش به مؤسسه خراسان آمده بود. کفاش است، اما پول اجاره مغازه را ندارد. همسرش برای درمان به قطره چشمی نیاز دارد و قیمت هر قطره از یک میلیون تومان گذشته است. مجموع مستمری این زوج توان یاب حدود ۱۰ میلیون تومان است؛ رقمی که باید هم خرج زندگی شود، هم درمان. توانیاب دیگری با معلولیت نخاعی و بدون توان حرکتی میگوید مجموع مستمری و حق پرستاریاش ۹ میلیون تومان است؛ اما همین مبلغ حتی هزینه اجاره خانه را پوشش نمیدهد. باقی هزینهها بماند برای دارو، درمان، تجهیزات و مراقبت. می گوید دارم نابود می شوم به هر جا هم که مراجعه می کنم کسی دستم را نمی گیرد، حداقل کمک کنند کاری دست و پا کنم.
به نظر میرسد وقت بازنگری در میزان مستمریها و کمکهزینههای درمان و پرستاری رسیده باشد. در کنار افزایش حمایتهای مالی، باید برای توانمند کردن کسانی که امکان اشتغال دارند نیز برنامهای جدی داشت. سرمایهای برای شروع یک کار، تسهیلاتی با شرایط آسان یا فرصتی برای درآمدزایی، گاهی میتواند از دهها کمک مقطعی مؤثرتر باشد. از سوی دیگر، نهادهای حمایتی میتوانند با شناسایی دقیق نیازهای مددجویان و ایجاد ارتباط میان آن ها و خیرین، کمکهای مردمی را از حمایتهای مقطعی به پشتیبانی هدفمند و پایدار تبدیل کنند. شاید اگر حمایتها بر اساس نیاز واقعی هر فرد تعریف شود، هم بار زندگی از دوش توانیابان سبکتر شود و هم خیرین بدانند کمکشان دقیقاً کدام گره را باز میکند. هدف نباید فقط عبور یک توانیاب از این ماه به ماه بعد باشد؛ باید کاری کرد که بتواند با درآمد، امنیت و امید، برای ماههای بعد زندگیاش برنامه داشته باشد. کمک واقعی، آن است که توانیاب را از صف انتظار برای کمک، به مسیر استقلال و زندگی شایسته برساند.
به نظر میرسد وقت بازنگری در میزان مستمریها و کمکهزینههای درمان و پرستاری رسیده باشد. در کنار افزایش حمایتهای مالی، باید برای توانمند کردن کسانی که امکان اشتغال دارند نیز برنامهای جدی داشت. سرمایهای برای شروع یک کار، تسهیلاتی با شرایط آسان یا فرصتی برای درآمدزایی، گاهی میتواند از دهها کمک مقطعی مؤثرتر باشد. از سوی دیگر، نهادهای حمایتی میتوانند با شناسایی دقیق نیازهای مددجویان و ایجاد ارتباط میان آن ها و خیرین، کمکهای مردمی را از حمایتهای مقطعی به پشتیبانی هدفمند و پایدار تبدیل کنند. شاید اگر حمایتها بر اساس نیاز واقعی هر فرد تعریف شود، هم بار زندگی از دوش توانیابان سبکتر شود و هم خیرین بدانند کمکشان دقیقاً کدام گره را باز میکند. هدف نباید فقط عبور یک توانیاب از این ماه به ماه بعد باشد؛ باید کاری کرد که بتواند با درآمد، امنیت و امید، برای ماههای بعد زندگیاش برنامه داشته باشد. کمک واقعی، آن است که توانیاب را از صف انتظار برای کمک، به مسیر استقلال و زندگی شایسته برساند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


