درختی که کاشتم، میوهای که ندیدم
نویسنده:
مترجم:
خانهها در نیجریه همه حیاط داشتند. حیاط ها بخشی از هویت خانوادهها بودند؛ زمینی برای گفتوگو، بازی و انتظار. من بارها از پشت پنجره اتاق، به مادرم نگاه کردم که در حیاط کوچکمان، سبزیهای تازه میکاشت. شاید برای دنیا حیاط ما کوچک بود، اما برای من، تمام دنیا همانجا خلاصه میشد؛ زیر سایه درخت انبهای که روزی کاشتم و دیگر هیچ گاه نبودم که میوهاش را ببینم.برگرفته از کتاب «چیزی به دور گردنت»، اثر «چیماماندا انگوزی آدیچی»
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
برنامههای صداوسیماشبکه دو ساعت 22:15 برنامه «سندباد» شبکه سه ساعت 22:30 مسابقه «پانتولیگ» شبکه نسیم ساعت20 برنامه «هزار و یک» شبکه نمایش ساعت 23 فیلم «درمان شده» شبکه آیفیلم ساعت 21 سریال «پادری» شبکه ورزش ساعت 23 تاتنهام - منچسترسیتی
-
معرفی بازی رانندگی
-
معرفی فیلم
-
تقویم تاریخ
-
حیرتانگیزترین شهری که دیدم
-
ذهنیتی در خدمت بالندگی
-
درختی که کاشتم، میوهای که ندیدم
-
آب که از سر گذشت، چه یک نی، چه صد نی


