عملیات احیای ابر
از «درباره الی» تا «تاسیان» و «کنکل»؛ کارنامه بازیگری که دوباره خودش را پیدا کردنویسنده: محمد عنبرسوز
مترجم:
وقتی صابر ابر با «درباره الی» به عموم مخاطبان معرفی شد، همه چیز نوید ظهور یک ستاره متفاوت در سینمای ایران را میداد؛ چهرهای منحصربه فرد با صدایی گیرا و تسلطی چشمگیر بر درک موقعیتهای درونی و چالشهای روانی. یک سال بعد، ابر در «اینجا بدون من» با بازی در نقش «احسان»، چنان ترکیبی از احساس، اضطراب و شفقت را به نمایش گذاشت که خیلیها از او به عنوان مهمترین استعداد بازیگری نسل جدید نام بردند. در آن سالها، صابر ابر پدیدهای بود که انگار میخواست بازیگری در سینمای ایران را وارد فصل تازهای کند؛ فصلی انسانی، ملموس، دقیق و پرجزئیات.

بعد از آن روزهای خوب
اما خیلی زود اتفاقی افتاد که بسیاری از بازیگران مستعد در سینمای ایران گرفتار آن میشوند؛ صابر ابر گرفتار تقلید از خودش شد یا به عبارت دیگر، آنچنان بازیهای ماندگارش در نقش یک جوان رنجور و افسرده روی ذهن او خط انداخته بودند که حتی در سریال سرحالی مثل «قورباغه» هم نتوانست تمام ظرفیتهایش را به منصه ظهور بگذارد. او دیگر نه آن بازیگر متغیر و چندلایه، بلکه بازآفرینی نسخهای از «ابر» بود که تماشاگرها در «درباره الی» یا «اینجا بدون من» دیده بودند. نفسنفس زدن، بازی با مکث و ادای جملات با صدایی آرام و بازنمایی رنج، چشمهای مضطرب و... به بخشی از الگوی بازیگری او تبدیل شد و در هر فیلمی تکرار میشدند، بدون اینکه چیزی تازه به آنها اضافه شود.
قصه پیله بسته شده
تا مدتها ابر در پیلهای فرو رفت که خودش تنیده بود؛ هنرمندی که به دام سبک خودش افتاد و هرقدر تلاش میکرد، نمیتوانست از آن فراتر برود. نقشهایش گرچه بد نبودند و همیشه استاندارد بازیگری در آنها وجود داشت، اما دیگر نه آن نقشآفرینیها الهامبخش بودند و نه صابر ابر را میشد به عنوان یک هنرپیشه مولف در نظر گرفت. مخاطبان آثاری با بازی او، پیشاپیش میدانستند قرار است چه اجرایی ببیند و این یعنی پایان غافلگیری. او در سالهای بعد از «اینجا بدون من»، در بیش از 30فیلم سینمایی بازی کرده که به جز چند اثر کمدی و آثار شاخصی مثل «من دیگو مارادونا هستم» و «رخ دیوانه»، لحن اجرایش در بقیه آثار بسیار شبیه یکدیگر بوده است.
بازگشت با «تاسیان»، اوجگیری در «کنکل»
اما مثل هر قصه خوبی، در کارنامه هنری صابر ابر هم نقطه عطفی هست، او دوباره متولد شد. اولین نشانههای این تولد تازه در سریال «تاسیان» بروز کرد؛ جایی که ابر با شخصیت «سعید»، نهتنها رنجور و خسته نبود، بلکه مرموز و بعضا شرور به نظر میرسید؛ بیآنکه بخواهد ترحم مخاطب را به دست آورد. این آغاز عملیات احیای صابر ابر بود؛ بازیگری که جرئت کرد از خودش عبور کند. اما نقطه اوج این بازگشت، بیتردید اجرای تمیز او در سریال «کنکل» است؛ جایی که ابر با نقشآفرینی درخشان خود در نقش «ابراهیم جندقی» (معروف به ابی دستکج) یک شمایل کاملا بدیع و جذاب را مقابل دوربین میبرد که پیشتر از او سراغ نداشتیم. ابی در «کنکل»، همزمان که دزد است و نوعی لاتی نرم نیز دارد، بامزه و پرجزئیات هم ظاهر میشود. ابر برای اجرای این نقش حتی روی صدا و بیانش هم کار کرده و چهرهای کاملا متمایز از خود بروز میدهد. این بار نه خبری از بازیهای غمانگیز و کمرمق است و نه حسهای خفهشده در این اجرا به چشم میخورد؛ برعکس، «ابی» مردی سرزنده و پرامید است که اتفاقا در کار خودش هم بسیار موفق ظاهر میشود و گرهها را باز میکند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


