سیاستمدارِ با مبنا و کنشگری ناصح
روایتی کمتر شنیده شده از زندگی، منش و میراث احمد توکلی به روایت استاد نظافت یزدینویسنده: امیر رضا توکلی
مترجم:
در میانه تحولات پرتلاطم منطقهای و جهانی، درگذشت احمد توکلی اقتصاددان وسیاستمدار برجسته در جمهوری اسلامی آنطور که باید در کانون توجه قرار نگرفت. اما هنوز، ردپای اثرگذاری و منش منحصربهفرد او در ذهن بسیاری از دلسوزان انقلاب باقیاست. به همین بهانه با حجتالاسلام والمسلمین محمد جواد نظافت یزدی، عضو شورای عالی حوزه علمیه خراسان و مدیر مدارس علمیه حضرت مهدی (عج) گفتوگویی انجام دادیم؛ گفتوگویی سرشار از ناگفتهها، خاطرات و تحلیلهایی عمیق از منش مرحوم احمد توکلی. آنچه میخوانید، روایتی بیپرده از یک سیاستمدار «با مبنا» است؛ کسی که در کشاکش قدرت، هرگز دیانت و عدالت را قربانی نکرد.
سیاستمداری با مبنا
* مرحوم احمد توکلی سیاستورزی بود که انصافاً ویژگیهای کمنظیر و جذابی داشت. یکی از بارزترین ویژگی های او این بود که او سیاستورزی «با مبنا» بود. از معدود چهرههایی بود که وقتی موضع میگرفت، آن را مستند به قرآن، روایات و سیره اهلبیت (ع) میکرد.
*توکلی بارها به مدرسه علمیه ما آمد. در روزهایی که فضای سیاسی در بدنه جریان انقلابی و اصولگرایی با دولت نهم همراه بود،او با نهایت تواضع و صبوری، پای صحبت طلبهها مینشست، حتی وقتی تند با او مخالفت میکردند. گعده میگرفت، نقد میشنید و از گفتوگو استقبال میکرد.
ناصح ولایت
*احمد توکلی دیندار بود، نه در شعار، بلکه از اعماق جان. نه اهل ریا بود، نه اهل بازیهای سیاسی. صراحت لهجه داشت، از معاملههای پشتپرده پرهیز میکرد.
*نگاهش به ولایت فقیه عمیق و عقلانی بود. میگفت:«من ذوب در ولایت نیستم؛ من ناصح ولایت هستم.» و بارها توضیح میداد که ناصح یعنی کسی که با دلسوزی نقد میکند، پیشنهاد میدهد، تحلیل ارائه میدهد. برخی بر این باورند که ذوب در ولایت یعنی ما اصلا فکر نکنیم، رهبری به تنهایی فکر کنند و ما اجرا کنیم. ولی ایشان می گفت ما فکر میکنیم، و از باب « النصیحه لائمه المسلمین » به رهبری پیشنهاد می دهیم و وقتی رهبری حکمی کردند ما بدون چون و چرا قبول می کنیم و میگوییم سمعا و طاعتا
* مشی رهبر انقلاب هم همین است که خطوط کلی را ترسیم کرده و میگویند بروید عمل کنیدو اگر پیشنهاد و نظری هم دارید آن را مطرح کنید. اصلا اندیشه رهبر انقلاب این نیست که کسی فکر نکند و اتفاقا ایشان دوست دارند که مردم اهل تفکر و اهل نقد باشند.
* یک بار در جریان انتخابات سال 1384 به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری به مدرسه ما آمد و وقتی طلبه ها درباره گزینه های وزارتخانه ها از او سوال کردند که آیا با رهبری هم هماهنگی میکنید برای انتخاب وزرا که ایشان پاسخ داده بود خیر من خودم در این باره به جمع بندی میرسم و چرا بخواهم برای حضرت آقا هزینه بتراشم، یک طرفداری عاقلانه به رهبری داشتبود.
عدالتخواهِ واقعی؛ نه عدالتخواه پوپولیستی
*توکلی مصداق یک عدالتخواهِ اصیل بود. با فساد میجنگید، بدون این که خط قرمزی بشناسد. بهویژه روی مقابله با فساد در میان نیروهای خودی حساس بود. میگفت: «اگر خودیها خطا کنند، ضربهاش چندبرابر است.»
*رفتارش در مبارزه با فساد، از روی دلسوزی بود، نه برای تسویهحساب یا نمایش. مثلاً یکبار فسادی را از یکی از فرزندان مسئولان شناسایی کرده بود؛ قبل از رسانهای شدن، مستقیماً پیش آن پدر رفت و گفت: «خودت این را اعلام کن، تا هم آبرویت حفظ شود، هم نظام هزینه ندهد.» او اهل آبروریزی نبود، اهل انتقامجویی و مچ گیری نبود.
من وامدار کسی نمی شوم!
*من زندگی شخصی مرحوم توکلی را از نزدیک دیده بودم؛ سادهزیستی و استقلال مالی، از مشخصههای ثابت زندگی او بود.
*در دورهای که کمکهای مالی رئیس دولت نهم به برخی نهاد ها رایج بود، او حاضر نبود که برای کمک به برخی نهاد های حتی دینی و فرهنگی واسطه شده و رایزنی کند و در این باره می گفت که :«من وامدار کسی نمیشوم؛ اگر بشوم، آزادیام را از دست میدهم» این مرزبندی برای یک سیاستورز، کار آسانی نیست. اما او بهخاطر همین مرزبندیها آزاد ماند و آزاد حرف زد.
عقلانیت انقلابی توکلی باعث بی مهری بسیاری به او شد
*توکلی روی عقلانیت در سیاست خیلی تأکید داشت. تصمیمگیری هیجانی را خطرناک میدانست. بارها در جلسات با طلاب گفت:«ببینید تصمیم امروزتان، فردا روز چه تبعاتی دارد.»
* همین عقلانیت باعث شد گاهی حتی از جانب نیروهای حزباللهی مورد بیمهری قرار گیرد. اما عقبنشینی نمیکرد. اخلاص داشت، دنبال پست نبود، و اگر مصلحت اسلام را در عقبنشینی میدید، شجاعانه عقب مینشست.
منتقد منصف
* با مخالفانش منصفانه برخورد میکرد. مثلاً مرحوم هاشمی رفسنجانی را در اوج قدرت نقد کرد و رقیب انتخاباتی اش شد . به قدری صریح مرحوم هاشمی را نقد کرده بود که مانده بودند آیا سخنانش را در تلویزیون پخش کنند یا نکنند. با این اوصاف اما منصفانه مرحوم هاشمی رفسنجانی را نقد میکرد و با با تفکیک بین دورههای مختلف زندگی او و مرزبندی بین هاشمی رفسنجانی قبل از انقلاب، بعد از انقلاب، دوران سازندگی و غیره هر قسمت از دور های کارنامه مرحوم هاشمی رفسنجانی را
جدا گانه ارزیابی می کرد. این نکته مهمی است که توجه کنیم با بی تقوایی نقد نکنیم نه افراط در حمایت، نه افراط در دشمنی.
*اهل نوشتن بود. دست به قلم بود. برای رؤسای جمهور نامههای متعدد و دلسوزانه مینوشت. فرقی هم نمی کرد که رئیس دولت از نگاه سیاسی موافق او باشد یا مخالف او ، در هر حال سعی داشت که مسیر اصلاح شود و اصلا دوست نداشت و منتظر نبود تا زمین خوردن مسئولان را ببیند. هیچگاه نگفت: «بگذار اشتباه کند تا مردم بفهمند.» بلکه میگفت: «باید نگذاریم کشور آسیب ببیند.»
توجه عمیق به زیارت و توسل
*احمد توکلی عاشق زیارت و توسل بود. یکی از دلایل سفرهای پرتکرارش به مشهد، عشق به امام رضا(ع) بود. با طلبهها صمیمی بود. گعده میگرفت، روایت میخواند، بحث طلبگی میکرد.
*یک شب برفی مرحوم توکلی را به خانه ام دعوت کردم و او با سختی خودش را به خانه ما رساند. برای احترام، غذا از بیرون تهیه کرده بودم. اما وقتی دید همسرم غذا پخته، گفت:«من همین کشکبادمجان را بیشتر دوست دارم.»و آن را با علاقه خورد و خانواده ما را در حقیقت تکریم کرد.
انفاق توام با ساده زیستی
* علاوه بر ساده زیستی، مرحوم توکلی اهل انفاق بود. این انفاق هم ناشی از همان ساده زیستی و دل کندن از دنیا بود.من خودم شاهد بودم یک بار مبلغی قابل توجهی که - فکر میکنم از سهم الارث بود - به دست ایشان رسیده بود و ایشان آن را برای یک موسسه خیریه انفاق کرد.
در غیاب توکلی؛ جای خالی صداقت و دلسوزی بیشتر حس میشود
*احمد توکلی نماد «کنشگر سیاسیِ ناصح» بود. نه حذف میکرد، نه با کسی معامله میکرد، نه از تذکر دادن میترسید. نقد میکرد، اما با صداقت؛ تذکر میداد، اما با دلسوزی.
*در روزهایی که نوعی انسجام در فضای سیاسی کشور در حال شکلگیریست، جایش خالیتر از همیشه بهنظر میرسد.
*امید است روش و منش او، بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد؛ بهویژه از سوی جوانان انقلابی. چون بیش از هر زمان، نیازمند سیاستورزی عاقلانه، صادقانه و مردمی هستیم؛ چیزی که احمد توکلی، بیادعا، نمایندهاش بود.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


