خلاقیت های میهنمحور از کلیشه تا کشف
گفتوگو با محمد خسروی راد، نویسنده کتاب «نقل گیتی» به بهانه معرفی این اثر در «عصرانه داستاننویسان رضوی»نویسنده: محمد بهبودی نیا
مترجم:
پس از پایان جنگ 12روزه میان رژیم صهیونیستی، آمریکا و ایران، موجی از تأملات هنری با محوریت وطن در میان نویسندگان و هنرمندان شکل گرفت. بسیاری از هنرمندان به نگارش درباره رنج ها، امیدها و هویت ملی روی آوردهاند؛ اما نوشتن از وطن، بیش از آنکه صرفاً ابراز احساسات باشد، نیازمند شناخت دقیق ظرافتهای روایت و آشنایی با راهکارهایی است که تجربه جمعی را به بیانی ادبی و تأثیرگذار بدل کند.بیتردید، نویسندگان ما برای شناخت دقیق تکنیکهای نویسندگی درباره وطن به نمونههایی موفق نیاز دارند که پیشتر با موضوع وطن نگاشته شدهاند. در این میان، رمان «نقل گیتی» اثر محمد خسروی راد را میتوان یکی از برجستهترین نمونهها دانست؛ اثری که با نگاهی موشکافانه و بیانی پرمغز، پیوندی معنادار میان روایت شخصی و واقعیتهای تاریخی برقرار کرده است.روز گذشته، نشست «عصرانه داستاننویسان رضوی» با محوریت نقد همین رمان، در فروشگاه مرکزی انتشارات به نشر مشهد برگزار شد. جمعی از نویسندگان و اهالی قلم خراسان در این نشست به بررسی ابعاد ساختاری، محتوایی و تأثیرگذاری اثر پرداختند. در حاشیه این نشست با محمد خسروی راد درباره فنون خلق داستان با محوریت وطن گفتوگویی داشتیم
بهعنوان سؤال اول، لطفاً بگویید رمان «نقل گیتی» روایتگر چیست و از چه موضوعی با مخاطب سخن می گوید؟
رمان «نقل گیتی» روایتگر زندگی سهیل، سربازی عراقی است که در میانه جنگ به سپاه بدر ایران میپیوندد و با گیتی، دختری مشهدی ازدواج میکند. بخشهای زیادی از داستان از طریق نامههای رد و بدلشده بین این دو شخصیت بازگو میشود؛ نامههایی که هم روایتگر عشق در روزگار دشوار جنگ هستند و هم بستری برای کشف هویت، تفاوت فرهنگی و تأثیرات اجتماعی و اقتصادی آن دوران. در بطن این روایت، مفهوم وطن بهصورتی غیرمستقیم و عمیق بررسیشده است.
شما در «نقل گیتی» بهگونهای متفاوت به موضوع وطن پرداختهاید. این انتخاب از کجا آمد؟
من این کتاب را سال ۱۳۹۵ نوشتم و در سال ۱۳۹۷ توسط انتشارات به نشر منتشر شد. نگاه من به وطن، نگاه خاک و مرز صرف نیست. من در رمان «نقل گیتی» کوشیدهام در لایههای پنهان روایتها، نشان دهم که وطن چیزی فراتر از جغرافیاست. وطن یعنی ترکیبی از اقلیم، فرهنگ، تمدن، درک مشترک و فرصتهای زیسته. یکی از پررنگترین جلوههای این نوع نگاه به وطن در این کتاب در میانههای گفتوگوی سهیل و پیرمردی ایرانی رخ میدهد که پیرمرد با درایت خاصی وطن را از دل خاک تا عمق روح آدمها تفسیر میکند.
توصیه شما به هنرمندانی که قصد خلق آثار درباره وطن را دارند چیست؟
به نظر من مفهوم وطن زنده، متغیر و پویاست و به همین دلیل در هر زمان نیازمند شناخت از دریچهای نو است. هنرمند باید از نگاههای تازه و جزئیات روزمره شروع کند؛ مثلاً از شستن استکانهای چای در مراسم امام حسین (ع) تا آیینهای چهارشنبهسوری و عید نوروز و در این مسیر مهم است در زمان نوشتن درباره وطن از شعارزدگی و اغراق بپرهیزیم. اگر مفهوم وطن را عمیقاً بفهمیم-نه صرفاً در فرم، بلکه در معنا- آن گاه آثارمان به ورطه ناسیونالیسم سطحی نمیافتد. در جنگ دوازدهروزه، دیدیم که مردم باوجود همه اختلافنظرها و مشکلات، به پشتوانه همین درک عمیق، از وطنشان دفاع کردند.
مهمترین چالش شما در زمان نوشتن این رمان چه بود؟
هنگام نوشتن این رمان، بارها در ذهنم با این پرسش روبهرو میشدم که وطن یعنی چه؟ چطور میشود مفهوم آن را دردل روایتهای داستان بیان کرد؟ نوشتن این رمان برای من نهفقط خلق یک داستان، بلکه سفری بود در فهم وطن و معناهای پنهانش در ذهن شخصیتها و تجربه زیستن شان. از همین رو هر فصل کتاب تلاش کوچکی برای یافتن پاسخی تازه به این پرسش بزرگ بود.
بهعنوان آخرین پرسش، به نظر شما بزرگترین چالش در مسیر خلق آثاری با موضوع وطن چیست؟
چالش اصلی در مسئله فهم عمیق موضوع نهفته است. هر هنری، زمانی فاخر میشود که هنرمند پیش از خلق موضوعی که میخواهد درباره آن اثری خلق کند را بهدرستی درک کرده باشد. نوشتن درباره وطن نیز همینطور است. اگر فقط از بیرون به آن نگاه کنیم، نتیجهاش اثری تصنعی خواهد بود؛ اما اگر وطن و تمامی مسائل ریشهای پیرامون آن را با پوست و خون حس کرده باشیم، اثرمان میتواند حرفهای تازهای برای گفتن داشته باشد.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


