ایران‌هراسی از مسیر کشاورزی

رسانه‌های غربی صادرات کشاورزی ایران به خلیج‌فارس را قاچاق می‌خوانند؛ سناریویی تازه از ایران‌هراسی با چاشنی بحران آب

نویسنده: محمد حقگو

مترجم:


 اگرچه موضوع صادرات «آب مجازی» از طریق محصولات کشاورزی، همواره یکی از دغدغه‌های مدیریت منابع آب بوده است، اما ماجرا زمانی مشکوک می‌شود که یک رسانه آمریکایی با لحنی خاص، گزارشی درباره شیوه های دورزدن تحریم‌های محصولات کشاورزی ایران منتشر می‌کند. به‌دنبال آن، رسانه بدنام «...اینترنشنال» با استناد به همین گزارش، نگرانی هایی درباره ناترازی آبی کشور مطرح می کند؛ و همزمان، رسانه آمریکایی دیگری نیز درباره روش‌های دور زدن تحریم‌های نفتی ایران، گزارشی منتشر می‌سازد. کنار هم قرار گرفتن این اخبار، فرضیه ای جدی را مطرح می کند: «اطلاعات درباره مسیرهای دورزدن تحریم‌ها این‌بار تبدیل به ابزاری برای ایران‌هراسی و عملیات روانی جدید و گسترش اثربخشی تحریم های آمریکا شده است.»

«میوه ممنوعه» اکونومیست و روایت پررنگ کردن تهدید صادرات ایران
نشریه انگلیسی اکونومیست اخیراً گزارشی منتشر کرده که به شیوه ای مرموزانه صادرات کشاورزی ایران به کشورهای حاشیه خلیج‎فارس را زیر ذره بین برده است. این گزارش به‎طور مشروح ادعا می کند که ایران از طریق شبکه ای گسترده و پنهانی (چه از نظر صادرات فیزیکی و چه از نظر تبادلات مالی) محصولات کشاورزی ایران را به کشورهای منطقه صادر می کند. حتی به کشورهایی مانند عربستان سعودی که رسماً ادعا می کنند وارداتی از ایران ندارند. 
در گزارش «اکونومیست» از واژه‌هایی همچون «قاچاق»، «تهاجم» و «نابودی» استفاده شده که معمولاً در متون امنیتی و جنایی دیده می‌شود. این انتخاب واژگان نه تنها به صادرات کشاورزی ایران بار منفی می‌دهد، بلکه تلاش می‌کند آن را به‌عنوان تهدیدی علیه کشورهای منطقه و حتی امنیت غذایی آن‎ها معرفی کند؛ در حالی که این تجارت در عمل، رابطه‌ای اقتصادی میان ایران و کشورهای همسایه است. حتی داده های آماری اکوایران نیز نشان می دهند در سال های گذشته، سهم صادرات کشاورزی از کل صادرات غیرنفتی ایران کاهش یافته و به حدود 13 درصد رسیده، هر چند از نظر عددی، این شاخص کاهشی نبوده است. این یعنی در عمل، تصویر ترس‌آفرین اکونومیست با روندهای آماری سازگار نیست.  
رسانه های معاند و پروژه ایران هراسی با محوریت بحران آب
اگرچه روایت اکونومیست می تواند کارکردی درجهت ترساندن طرف های تجاری از واردات کالاهای کشاورزی از ایران باشد، با این حال رسانه معاند «....اینترنشنال» سعی کرده پازل دیگری از ماجرا را تکمیل کند. این رسانه گزارش اکونومیست را به موضوعی درباره بحران عمیق آب در ایران گره زده و با تاکید بر وابستگی بالای کشاورزی ایران به منابع آب و افزایش بی رویه گلخانه ها، صادرات محصولات کشاورزی را عامل تشدیدکننده بحران آب معرفی کرده است. 
اما باید گفت که این روایت با ساده سازی و بزرگ‎نمایی خاصی همراه است. اولاً صادرات کشاورزی ایران به دلیل محدودیت های مالی و تحریم ها، فی نفسه با دشواری های خاص خود همراه است و در نتیجه نمی توان آن را به عنوان عاملی انحصاری برای بحران آب معرفی کرد. ثانیاً اگرچه کشاورزی ایران سهم بالایی از مصرف آب ایران دارد، اما بخش زیادی از این آب در بخش های سنتی و کشاورزی غیراشتراکی مصرف می شود و به احتمال زیاد حجم بالایی از این محصولات به صادرات نمی رسد. از سوی دیگر مسیرهای مالی غیررسمی که تاجران ایرانی برای دورزدن تحریم ها استفاده می کنند از جمله از بین بردن رد مبدأ محصولات صادرشده و جازدن کشورهای دیگر به عنوان مبدأ این محصولات، یک واقعیت اجتناب ناپذیر است که همه کشورها در شرایط تحریم از آن بهره می برند. 
جنگ روانی نوین
با نگاهی به واکنش‌های کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی و واکنش‌های منفی به گزارش‌هایی که رسانه‌های غربی منتشر کردند، می‌توان دریافت که این موج خبری صرفاً یک تحلیل اقتصادی یا زیست‌محیطی نیست، بلکه بخش مهمی از یک جنگ روانی علیه ایران است.
این جنگ روانی تلاش می‌کند از مسیر موضوعات غیرنظامی و حتی بخش کشاورزی، تصویر ایران را به عنوان کشوری غیرقانونی، غیرشفاف و تهدیدآمیز به مخاطب جهانی معرفی کند. این رویکرد همزمان با تشدید تحریم‌ها و فشارهای سیاسی، هدفمند به دنبال تضعیف ارکان اقتصادی و اجتماعی ایران است. 
لشکرکشی رسانه ای برای مهار تحریم شدگان آمریکا
با این همه، نگاه یک سویه به این مسئله و ندیدن این اقدام رسانه ای در چارچوب سایر برنامه های تحریمی آمریکا نیز نوعی خوش خیالی است. گواه این مسئله، دو خبر و گزارش دیگر در روزهای اخیر است. دیروز پایگاه اقتصادی «مسیر اقتصاد» به نقل از خبرگزاری آمریکایی CBS از اعزام گروه خبری از این خبرگزاری به آب های بین المللی برای پی بردن به مکانیزم عملکرد «ناوگان تاریک» صادرات نفت ایران خبرداد. این گزارش، با بررسی میدانی نام نفتکش هایی که در انتقال نفت ایران فعال بوده اند، بررسی تحریم شدگی یا تحریم نشدگی آنان و سایر جزئیات، از 12 انتقال کشتی به کشتی در مجمع الجزایر ریائو در یک روز گزارش تهیه کرده است. 
از سوی دیگر پایگاه خبری آن تایم به نقل از کاخ سفید با اشاره به شبکه های صادرات نفت روسیه اعلام کرد که دولت ممکن است تعرفه های مشابهی را به سایر کشورهایی که واردات نفت روسیه از آن‌ها شناسایی شده است، اعمال کند. ترامپ در این باره گفته است به دلیل خرید نفت روسیه، 25 درصد تعرفه دیگر بر کالاهای وارداتی از هند وضع کرده ایم. 
ارتباط این دو خبر را باید در طرح اخیر آمریکا برای وضع تعرفه های واردات از کشورها بررسی کرد. طرحی که بخشی از آن به تعرفه های ثانویه موسوم شده است و کارکردی شبیه تحریم های ثانویه دارد. با این تفاوت که کارشناسان مسائل راهبردی، تحریم های ثانویه را در عمل، شکست خورده می دانند اما تعرفه های ثانویه با توجه به نوع خاص تنبیه کشورها، می تواند یک اهرم با دامنه کاربرد گسترده تر و همچنین با ریسک بیشتری را در اختیار نظام تحریمی آمریکا قرار دهد. طبق این سیاست، کشورها یا نهادهای ثالث که با کشور تحریمی تجارت دارند، مشمول تعرفه های بالای صادرات به آمریکا خواهند شد. 
جنگ روایت‌ها؛ از صادرات کشاورزی تا ترس‌آفرینی هدفمند
در مجموع به نظر می رسد گزارش اکونومیست و سی بی اس و بازتاب‌های زنجیره‌ای آن در رسانه‌های خارجی و معاند، فراتر از یک تحلیل اقتصادی ساده است. این روایت‌ها نه با هدف روشنگری، بلکه در چارچوب یک عملیات رسانه‌ای طراحی شده‌اند: برجسته‌سازی نقش ایران در بازار کشاورزی منطقه، القای ناترازی آبی و سپس متهم‌سازی تهران به قاچاق، فساد و تهدید امنیت غذایی.
همه چیز به‌شکلی هدفمند کنار هم چیده شده است؛ از لحن شبه‌نظامی در گزارش‌های غربی گرفته تا ارجاع هماهنگ رسانه‌های فارسی‌زبان معارض به همان منابع، و حتی تمرکز همزمان بر پرونده‌های نفتی و کشاورزی. این هم‌افزایی تصادفی نیست. هدف، تغییر تصویر ایران در ذهن مخاطب جهانی و منطقه‌ای است: از کشوری صادرکننده و توانمند، به بازیگری «خطرناک» و بی‌ثبات‌کننده. و همچنین کشوری که با افشای مسیرهای دورزدن تحریم ها و طرح تعرفه های ثانویه آمریکا، هم اینک ریسک تجارت با آن به طور تصاعدی در حال افزایش است. 
در چنین نبردی، باید توجه داشت از یک سو مسئله فقط دفاع از واقعیت‌های اقتصادی نیست؛ بلکه دفاع از روایت ملی است. روایتی که باید با دقت، انسجام و تحلیل‌های مستند ساخته شود تا در برابر موج‌های رسانه‌ای هدفمند، ایستادگی کند.
از سوی دیگر دستگاه دیپلماسی اقتصادی کشور می بایست با حساسیت زیاد به این موضوع واکنش نشان دهد. تجربه صادرات نفت ایران نشان می دهد که حتی در سخت ترین شرایط نیز، امکان صادرات به همسایگان وجود دارد و بنابراین مسیرهای صادرات امن به کشورهای مقصد باید مورد بازبینی تحریمی قرار گیرد. 
دفاع از روایت ملی، هوشیاری دیپلماسی اقتصادی، بازبینی مصرف آب کشاورزی و همچنین بازطراحی مسیرهای صادراتی، چهار ضلع 
مربعی اند که می‌توانند کشور را در برابر لشکرکشی رسانه‌ای تحریم‌محور مصون کنند.
10 صفحه اول