انتشار تصاویر آزمایش موشک ناشناخته هوا فضای سپاه پاسداران همزمان با شمارش معکوس مکانیسم ماشه چه پیامی با خود به همراه دارد؟
پیام مناسب در زمان مناسب
نویسنده: مجاور
مترجم:
تصاویر تازهای که از آزمایش موشکی اخیر ایران منتشر شد، بهسرعت در رسانههای داخلی و خارجی دستبهدست شد. رد درخشان و متفاوت موشک در آسمان که برخی کارشناسان آن را برای نخستین بار در جهان توصیف کردهاند، موجی از گمانهزنی را برانگیخت.
برخی حتی پا را فراتر گذاشته و از آن بهعنوان نخستین «قارهپیمای ایرانی» نام بردند؛ عنوانی که هنوز تأیید رسمی نگرفته اما خود نشاندهنده وزن سنگین این رخداد در معادلات منطقهای و جهانی است.
جهش فناورانه در پیشرانها
برای فهم اهمیت این آزمایش، باید نیمنگاهی به مسیر پیشرفت فناوری موشکی کشور داشت. از رونمایی خرمشهر با پیشران پیشرفته «اروند» در سال ۹۵ تا معرفی موتور سوخت مایع RD-250، راهی پیموده شد که ایران را به ردیف معدود دارندگان فناوری قارهپیما نزدیک کرد. موتور اخیر با رانشی در حدود ۸۰ تا ۹۰ تن، معادل دو برابر توان شهاب ۳ نهتنها یک جهش فنی است، بلکه در صورت استفاده در موشک دومرحلهای، میتواند بردی بیش از ۱۰ هزار کیلومتر را پوشش دهد و چند تن سرجنگی را با سرعتی غیرقابل رهگیری حمل کند. این سطح از توانمندی نشان میدهد صنایع دفاعی کشور در حال عبور از مرحله بازدارندگی منطقهای به بازدارندگی فرامنطقهای است.
پیام چندلایه به غرب
اما آن چه ماجرا را مهمتر میسازد، زمانبندی این آزمایش است. تنها چند روز مانده به موعد فعالسازی مکانیسم ماشه از سوی اروپا، موشکی از پایگاه هوافضای سپاه به آسمان شلیک میشود؛ اقدامی که نمیتوان آن را تصادفی دانست. این پرتاب پیش از هر چیز، یک پیام چندلایه به غرب است و آن هم این که «بازدارندگی ایران فقط روی کاغذ نیست، بلکه در میدان نیز آماده عملیاتی شدن است.» در سطح کلان، این رخداد را باید پاسخ پیشدستانه تهران به سناریوی فشار حداکثری دانست. پیامی روشن که اگر جنگ روانی و تحریم ادامه یابد، ایران توان آن را دارد که موازنه قدرت را در صحنه عمل تغییر دهد. چنین معادلهای محاسبات غرب را بههم میریزد و هزینهها را برای آنان بالا میبرد.
از منظر رسانهای نیز، نحوه اعلام آزمایش قابلتوجه است. مقامات نظامی تنها به انتشار چند تصویر بسنده کردند و هیچ توضیح فنی ارائه ندادند. این شگرد هوشمندانه، عمداً فضایی از ابهام و بیاطمینانی ایجاد میکند و طرف مقابل را مجبور میسازد توان اطلاعاتی خود را برای کشف جزئیات به کار گیرد. به بیان دیگر، ایران با یک حرکت ساده، حریف را در گرداب «نمیدانم» گرفتار کرده است. همین ابهام، ابزار مؤثری برای افزایش قدرت بازدارندگی روانی به شمار میرود.
باید گفت پرتاب اخیر یک «مانور موشکی» صرف نبود؛ بلکه شلیک یک پیام راهبردی بود. پیامی که در آسمان شب ثبت شد تا روی میز مذاکره در بروکسل و واشنگتن خوانده شود. این پیام میگوید هر محاسبهای که قدرت ایران را نادیده بگیرد، دیر یا زود با واقعیت سخت میدان اصلاح خواهد شد. ایران نشان داد همانطور که در عرصه فناوری پیشرفتهای خیرهکنندهای به دست آورده، در حوزه بازدارندگی هم آماده است معادلات یکجانبه غرب را بر هم بزند.به تعبیر دیگر، موشک ناشناخته سپاه تنها آسمان ایران را روشن نکرد؛ بلکه ذهن سیاستمداران غربی را نیز درگیر کرد. آنان حالا باید میان ادامه فشار و پذیرش هزینههای امنیتی، یا بازنگری در راهبردهایشان یکی را انتخاب کنند. این همان انتخابی است که پرتاب اخیر، همچون خطی روشن در دل تاریکی، پیش روی اروپا و آمریکا قرار داد.
بازتعریف معادلات منطقهای
بعد منطقهای ماجرا نیز کماهمیت نیست. پیام این پرتاب برای کشورهای همسو با غرب در خلیج فارس و مدیترانه روشن است: همراهی با سیاست فشار علیه تهران میتواند امنیت پیرامونی آنان را بهسرعت دستخوش تغییر کند. ترکیب زمانبندی هوشمندانه با ابهام در نوع موشک نشان میدهد این آزمایش با هدفی دوگانه طراحی شده است؛ هم سیاست خارجی غرب را تحت فشار قرار دهد و هم معادلات امنیتی منطقه را بازتعریف کند. از سوی دیگر، این آزمایش پاسخی تلویحی به اظهارات تازه مقامات آمریکایی نیز بود. وزیر خارجه ایالات متحده اخیراً مدعی شده بود ایران حتی نباید موشک کوتاهبرد داشته باشد؛ ادعایی که بیشتر به طنز شبیه است تا سیاست. پرتاب اخیر در حقیقت یادآوری کرد که جمهوری اسلامی در برابر چنین سخنان کودکانهای، نه عقبنشینی میکند و نه ابزار بازدارندگی خود را به مذاکره میگذارد. در این میان، آنچه اهمیت مضاعف دارد، اثر روانی این رخداد بر محاسبات غرب است. آزمایش موشکی بدون توضیح، درست در آستانه مکانیسم ماشه، به تصمیمسازان اروپایی و آمریکایی این پیام را منتقل کرد که هر حرکت حقوقی و تحریمی میتواند با واکنشی میدانی همراه شود؛ واکنشی که پیشبینی آن دشوار و مدیریت پیامدهایش پرهزینه خواهد بود.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


