آرامش زیارت

نویسنده:

مترجم:

حال دلم اصلا خوب نبود، کلافه بودم. دیدی بعضی وقتا دنیا به این بزرگی چقدر برات کوچیک و تنگ میشه؟ منم حال میزونی نداشتم.  بی‌اختیار اولین جایی که به ذهنم رسید گفتم برم پیش امام رضا جان‌مون. یاد این گفته مولا افتادم که فرمودن «امام؛ همدم مهربان و پدر دلسوز است.» گفتم چه بهتر برم پیش امامم، پدرم، کسی که می‌دونم هربار بیام آرامش نصیبم میشه. اومدم کنار ضریح سراسر نورش که نشستم، انگار همه چیز آروم شد. همه خستگی‌ها، دلتنگی‌ها و دغدغه‌ها ریخت پای ضریح خوشگلش. نمی‌دونم چه حکمتی داره این صحن و سرای آقا که اگه در طول هفته چند روزی نیام پابوسش انگار یه چیزی تو وجودم گم شده، کمه. خلاصه که حرف زدن و زیارت آقا یعنی پیداکردن دوباره همه چی، خودم، امید، آرامش، قوت قلب. این‌جاست که آدم می‌فهمه زیارت فقط دیدن صحن و سرای مولا نیست. زیارت به نظرم یه جورایی دوباره زنده شدن دله...
نیمه شب‌ها که دلم غرق غم و غصه این دوران است / بهترین ملجأ قلبم حرم سلطان است
بچه محل امام رضا(ع)، محمود ماروسی
10 صفحه اول