شوک روانی فعال شدن اسنپ بک را چطور باید مدیریت کنیم؟

نقشه راهِ پسا ماشه

نویسنده: عماد سلیمانی

مترجم:


با فعال شدن مکانیسم موسوم به ماشه از سوی کشورهای اروپایی، فضای سیاسی و روانی جامعه ایران وارد مرحله تازه‌ای شده است. هرچند خود بازگشت احتمالی تحریم‌ها موضوعی جدی و پرهزینه است، اما آنچه بیش از همه باید نخبگان و سیاست‎گذاران را نگران کند، اثر روانی و اجتماعی این رخداد بر جامعه ایران است. اثری که می‌تواند اعتماد عمومی را تضعیف کند و زمینه‌ساز شکاف‌های تازه در بدنه جامعه شود. در چنین شرایطی پرسش محوری این است: ایران برای عبور کم‌هزینه‌تر از این مرحله چه باید بکند؟
 مدیریت اجتماعی و بازگرداندن روح زندگی
یکی از اولویت‌های اصلی، ایجاد حس عادی بودن در زندگی روزمره است. تداوم بحران، اگر با تزریق امید و نشاط همراه نشود، به تدریج سرمایه اجتماعی را تهی می‌کند.
پرهیز از دوقطبی‌های مصنوعی: بحث‌هایی همچون اختلاف نظرها درباره قانون حجاب یا شکاف‌های فرهنگی، اگر دوباره به سطح اول سیاست داخلی بازگردد، عملاً انرژی اجتماعی را در مسیر فرسایشی مصرف خواهد کرد. در شرایط پسا‌ماشه، هر نوع شکاف تازه هزینه‌ای مضاعف بر جامعه خواهد بود.
نشاط اجتماعی و فرهنگی: برگزاری کنسرت‌های ملی، مسابقات ورزشی گسترده، یا برنامه‌های مشابه ایده کنسرت استاد شجریان در میدان آزادی، می‌تواند به مردم این پیام را منتقل کند که زندگی عادی جریان دارد.
ترمیم سرعت و کیفیت اینترنت: برای نسلی که بخش بزرگی از زندگی خود را در فضای دیجیتال می‌گذراند، حل مشکل اینترنت فقط یک اقدام فنی نیست؛ بلکه یک سرمایه‌گذاری اجتماعی برای کاهش حس انسداد و افزایش مشارکت است.
جلوگیری از شوک روانی به معیشت
فعال شدن مکانیسم ماشه بیش از آن‎که بلافاصله معیشت را تغییر دهد، نگرانی از آینده را تشدید می‌کند. بنابراین دولت باید با اقدامات ملموس، این نگرانی را تعدیل کند.
کالابرگ الکترونیک و حمایت هدفمند: تداوم برنامه‌های حمایتی مانند کالابرگ می‌تواند به قشرهای آسیب‌پذیر اطمینان دهد که دربرابر تورم احتمالی تنها نخواهند ماند.
برنامه‌های ضد تورمی کوتاه‌مدت: کنترل بازار ارز، شفاف‌سازی در واردات کالاهای اساسی و ایجاد ذخایر استراتژیک باید با سرعت و بدون تعلل دنبال شود.
سرمایه‌گذاری در صنایع داخلی: تجربه تحریم‌های گذشته نشان داده که حمایت از صنایع کوچک و متوسط، هم اشتغال ایجاد می‌کند و هم مانع از وابستگی بیشتر به واردات می‌شود.
فعال‌سازی مسیرهای چندجانبه
ایران باید همزمان با تقویت جبهه داخلی، در عرصه بین‌المللی نیز فعالانه عمل کند.
تقویت پیوندهای منطقه‌ای: تعامل با کشورهایی که اخیرا با صراحت با سیاست های غرب بالاخص آمریکا و رژیم صهیونیستی مقابله کردند. کشورهای زیادی در مجمع عمومی سازمان ملل که اخیرا در نیویورک برگزار شد، به طور علنی و با شجاعت از سیاست های غربی اعلام انزجار کردند. ایران می تواند با یک برنامه ریزی دقیق و هوشمندانه در حوزه دیپلماسی اجماعی جدید علیه سیاست های غربی ترسیم کند.
بهره‌گیری از ظرفیت بریکس و شانگهای: واقعیت این است که عضویت ایران در نهادهای چندجانبه‌ای همچون بریکس و سازمان همکاری شانگهای، اگر صرفاً در سطح «حضور نمادین» و «تثبیت جایگاه ژئوپلیتیک» باقی بماند، نمی‌تواند پاسخگوی الزامات راهبردی کشور در شرایط کنونی باشد. فضای بین‌الملل بعد از فعال‌سازی مکانیسم ماشه، اقتضا می‌کند که ایران از این چارچوب‌ها نه به مثابه یک تریبون سیاسی، بلکه به‌عنوان سکوی عملیاتی برای گره‌گشایی از مشکلات اقتصادی و مالی بهره گیرد. امروز دیگر زمان آن نیست که صرفاً به اعلامیه‌های مشترک یا بیانیه‌های پایانی بسنده کنیم. ایران باید با جدیت و برنامه‌ریزی دقیق، مسیرهایی برای انعقاد قراردادهای واقعی در حوزه تجارت، تبادلات بانکی، پروژه‌های مشترک حمل‌ونقل و انرژی تعریف کند. چنین قراردادهایی تنها زمانی شکل می‌گیرد که تیم‌های تخصصی و دیپلماسی اقتصادی کشور، به‌صورت فعال در کمیته‌های کاری و کارگروه‌های تخصصی این نهادها حضور یابند و منافع ملموس ملی را دنبال کنند.
دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای: روایت ایران از «ظلم در حق ملت» باید در سطح بین‌المللی بازآفرینی شود. حضور در مجامع فرهنگی، ورزشی و علمی جهان بخشی از این دیپلماسی عمومی است.
 بازسازی اعتماد و تقویت انسجام
بیشترین هزینه مکانیسم ماشه، زمانی بر کشور تحمیل خواهد شد که شکاف میان دولت و جامعه عمیق‌تر شود.
گفت‌وگوی ملی: برگزاری نشست‌های منظم میان نماینده حاکمیت و گروه‌های اجتماعی، صنفی و دانشگاهی می‌تواند حس مشارکت در تصمیم‌سازی را افزایش دهد  یا حتی افزایش گفت‌وگوهای صریح و بی‌پرده با مردم همانند گفت‌وگوی اخیر رهبر انقلاب با مردم، یا مصاحبه‌های علی لاریجانی و محمدباقر قالیباف نشان می‌دهد که حاکمیت به‌جای پنهان کردن دشواری‌ها، رویکردی مبتنی بر صداقت و شفافیت را برگزیده است. این شفافیت، حتی اگر همراه با اذعان به مشکلات باشد، در ذهن جامعه به‌مراتب مشروعیت‌آفرین‌تر از سکوت یا ارائه تصویر غیرواقعی از وضعیت کشور خواهد بود. در واقع، جامعه ایرانی در شرایط فشار خارجی بیش از هر چیز به این اطمینان نیاز دارد که «حاکمان در کنار مردم ایستاده‌اند» و موانع و چالش‌ها نه در سطح شعار بلکه در سطح گفت‌وگوی روشن و حل‌وفصل عملی دنبال می‌شود.
مکانیسم ماشه آزمونی برای تاب‌آوری اجتماعی و سیاسی ایران است. اگر سیاست‎گذاران بتوانند انسجام داخلی، نشاط اجتماعی، حمایت معیشتی و دیپلماسی فعال را همزمان پیش ببرند، نه‌تنها اثر روانی این بحران خنثی خواهد شد، بلکه می‌توان آن را به فرصتی برای بازتعریف قدرت ملی تبدیل کرد. این پیشنهادها از جنس شعار نیست. چراکه جامعه ایرانی بارها شرایط به‌مراتب دشوارتر، از تحریم‌های فلج‌کننده تا فشارهای همه‌جانبه، را پشت سر گذاشته است. همین تجربه تاریخی نشان می‌دهد که با روایت درست و تقویت روحیه جمعی می‌توان بار روانی بحران را کاست و به مردم یادآور شد که سخت‌تر از این دوره‌ها را نیز پشت سر نهاده‌اند. مهم آن است که اجازه داده نشود اثر روانی این تحولات، بیش از اصل تحریم‌ها، زندگی و امید اجتماعی را هدف قرار دهد. این مسیر اما نیازمند درک مشترک میان دولت، نخبگان و جامعه است.

فراخبر

معنای قطعنامه روسیه و چین
رحمان قهرمانپور - فعال‌سازی مکانیسم ماشه ما را به سوی گزینه‌های حداکثری سوق خواهد داد؛ حداکثری هم به معنای تقابل نظامی و هم حداکثری به معنای توافق دیپلماتیک. به بیان ساده‌تر، در فردای پس از فعال‌سازی مکانیسم ماشه، دیگر امکان یک توافق محدود دیپلماتیک بین ایران و غرب وجود ندارد و از طرف دیگر ادامه وضع ناپایدار نظامی موجود میان ایران و اسرائیل و آمریکا نیز چندان محتمل نیست.اکنون باید دید که آیا معادلات قدرت، دوطرف را به سمت گزینه توافق حداکثری سوق خواهند داد یا در نقطه مقابل باعث محتمل‌تر شدن گزینه تقابل نظامی خواهند شد؟ این سوالی است که هنوز جواب روشنی برای آن وجود ندارد و تحولات آینده می‌تواند در فهم احتمال تحقق هر یک از این دو سناریو به ما کمک کند. قطعنامه پیشنهادی روسیه و چین برای تمدید شش ماهه مکانیسم ماشه بیشتر از آن که تلاشی برای توقف فعال‌سازی مکانیسم بوده باشد، علامتی از سوی روسیه و چین برای ایفای نقش بیشتر و موثرتر در دوران پس از فعال‌سازی اسنپ‌بک است. روسیه و چین می‌دانستند که قطعنامه آن‎ها با مخالفت جبهه غرب مواجه خواهد شد، اما در صدد بودند این پیام را به آن ها مخابره کنند که در دوران دیپلماسی هسته‌ای، غرب باید بیشتر از گذشته به دنبال جلب رضایت آن ها در مورد نحوه تعامل یا تقابل با ایران باشد.
مهدی خراتیان- قطعنامه پیشنهادی چین و روسیه رای نیاورد. اما شواهد موید دست اندازهای جدی در اعمال قطعنامه هاست و بگومگوهای صحن شورای امنیت موید نکته یادشده است. از منظر من مهم‎ترین فراز، پرخاش نماینده روسیه به نماینده فرانسه بود که در آن نماینده روسیه تهدید کرد که مانع فعال شدن کمیسیون تحریم‎ها (ذیل قطعنامه ۱۷۳۷) خواهد شد. نماینده روسیه در این سخنان با یکسان دانستن شرایط امروز با شرایط سال ۲۰۲۰ (از این حیث که اجماع وجود ندارد) که در آن آمریکا تلاش کرد اسنپ بک را فعال کند و طی نامه ای به رئیس شورای امنیت خواهان احیای کمیته تحریم‎ها شد، اعلام می‎دارد که دبیرخانه تسلیم فشار روسیه و نه فرانسه خواهد شد (به دلیل آن‎که فرایندها در کمیسیون‎های تحریمی شورای امنیت بر اساس اجماع است): «من می‌خواهم به طور خلاصه به اظهارات همکار فرانسوی‌ام واکنش نشان دهم. ژروم، توضیحات شما اکنون حتی غیرقابل‌قبول‌تر از قبل به نظر می‌رسد. بنابراین، از شما می‌خواهم که دیگر صحبت نکنید، شما خودتان را بیشتر در این باتلاق فرومی‌برید. شما مطالبی را ذکر کردید که هیچ ارتباطی با واقعیت ندارند، فراموش کردید به مهم‌ترین واقعیت اشاره کنید که امروز وزیر امور خارجه ایران به آن اشاره کرد، در مورد کشور شما. این واقعیت که توافقی، پیش‌نویس توافقی، بین ایران و تروئیکای اروپایی وجود داشت که باید تأیید می‌شد و به جلوگیری از بحران کمک می‌کرد. اما به شما اجازه داده نشد که به این توافق برسید، توسط برادر بزرگ‎ترتان یعنی ایالات متحده. شما در مورد این واقعیت فراموش کردید که بگویید و این به وضوح استقلال واقعی کشور شما را امروز در صحنه بین‌المللی نشان می‌دهد. در مورد ادعاهای شما در رابطه با دبیرخانه، من می‌خواهم به شما یادآوری کنم که یک بار، یک هیئت قبلاً تلاش کرده بود تا اسنپ‌بک را راه‌اندازی کند. و آن ها سعی کردند این کار را در شرایطی کاملاً مشابه با امروز انجام دهند، زمانی که در شورای امنیت در مورد این که این رویه مبنایی دارد، اتفاق نظر وجود نداشت. سپس، دفتر امور حقوقی سازمان ملل و دبیرخانه تصمیم گرفتند که در شرایط عدم اتفاق نظر در شورا، آن ها نمی‌توانند تحریم‌ها را مجدداً اعمال کنند و کمیته‌های تحریمی را که قبلاً منحل شده بودند، احیا کنند. ما هیچ تفاوتی بین آن وضعیت و وضعیت امروز نمی‌بینیم، بنابراین ما مطمئن هستیم که دبیرخانه سازمان ملل تصمیم مهمی خواهد گرفت و تسلیم فشار شما، نه فشار ما، نخواهد شد. چون ما در طرف عقل سلیم و حقوق بین‌الملل ایستاده‌ایم. در حالی که شما سعی می‌کنید نظمی مبتنی بر قوانینی را تحمیل کنید که خودتان اکنون در این سالن روی زانوهایتان در حال تدوین آن هستید.»
از طرف دیگر، چینی ها علاوه بر نامه سه جانبه، راسا مسئله غیرقانونی بودن اسنپ بک (با تعابیر سوءاستفاده از اختیارات شورای امنیت و باطل بودن آن) را طی نامه ای مستقل در ۵ سپتامبر توسط فو کانگ به اطلاع رئیس دوره ای شورای امنیت رسانده اند که این ادبیات، در موضع‎گیری‎های چین کم سابقه است:  «به دلیل خروج ایالات متحده، کمیسیون مشترک نمی‌تواند به‌طور مؤثر کار کند و هرگز تصمیمی برای فعال کردن سازوکار حل‌وفصل اختلافات نگرفته است. بنابراین، هیچ توجیهی برای فعال کردن سازوکار «اسنپ‌بک» وجود ندارد. هر تلاشی برای توسل به «اسنپ‌بک» با دور زدن روندهای مقرر و الزامات مندرج در قطعنامه ۲۲۳۱ (۲۰۱۵) شورای امنیت، تلاش‌های دیپلماتیک را به‌شدت تضعیف می‌کند و سوءاستفاده از اختیارات و وظایف شورای امنیت به شمار می‌رود. هرگونه اقدام برای نادیده گرفتن کمیسیون مشترک و سازوکار حل‌وفصل اختلافات و پیش بردن فعال‌سازی «اسنپ‌بک» باطل است.» با این مواضع صریح چین و روسیه (خصوصا روسیه) به احتمال زیاد شاهد دست اندازهای جدی در اعمال تحریم‎ها و فعال شدن کمیته تحریم‎ها و تصویب قطعنامه های جدید مستند به نقض قطعنامه های بازگشته توسط اسنپ بک خواهیم بود.


10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار