تیستوی سبز انگشتی

نویسنده: عفت زینلی | روزنامه نگار

مترجم:


نویسنده: موریس دروئون
مترجم: لیلی گلستان

​​​​​​​
تیستو اسم عجیبی است که در هیچ کتابی نمی‌شود پیدا کرد، نه در فرانسه و نه در هیچ کشور دیگری.
وقتی در ابتدای داستان این جملات را می خوانیم متوجه می‌شویم قرار است با شخصیتی آشنا شویم که با بقیه فرق دارد.
تیستو پسربچه‌ای است که به خاطر اینکه مدام سر کلاس می‌خوابد از مدرسه اخراج می‌شود. خانواده‌اش تصمیم می‌گیرند از طریق طبیعت به او آموزش دهند. تیستو متوجه می‌شود قدرت جادویی دارد. او وقتی تصمیم می‌گیرد و دست‌هایش را روی چیزی می‌کشد و به گلی خاص فکر می‌کند چند ساعت بعد آن گل رشد می‌کند. تنها کسی که از راز تیستو با خبر است، آقای سبیلو-باغبان- است.
تیستو از قدرتش برای اینکه دنیا را جای بهتری کند استفاده می‌کند.
او در جریان آموزش دیدن با قانون، فقر و بیکاری و بیماری آشنا می‌شود و سعی می‌کند راهکارهایی پیدا کند که به زندانیان، فقیران و بیماران کمک کند. او آن قدر مهربان است که حتی دلش برای حیواناتی که از جنگل‌های آفریقا به باغ وحش آورده شده‌اند می‌سوزد و سعی می‌کند باغ‌وحش را محیط بهتری برای زندگی آنان کند.
او حتی با استفاده از قدرت خود می‌تواند جلوی جنگ را بگیرد. با وجود این تیستو نمی‌تواند با قدرتش جلوی یک چیز مهم را بگیرد. 
اگر می‌خواهید با تیستو و ماجراهای او بیشتر آشنا شوید کتاب «تیستوی سبز انگشتی» را مطالعه کنید.
10 صفحه اول