سود 3 برابری پولدارها از  کنکور

آمارها می گوید، 55 درصد صاحبان رتبه های زیر 3 هزار کنکور از دو دهک بالا  هستند و از 4 دهک پایین فقط 17 درصد توانسته اند رتبه ها و رشته های برتر را کسب کنند؛ در این میان، وضعیت مدارس دولتی غم انگیزتر است

نویسنده: صادق غفوریان

مترجم:


نه این که امروز، بلکه سال های زیادی است که همه می دانیم کسب رتبه ها، دانشگاه ها و رشته های برتر در کنکور ارتباط مستقیم با امکانات آموزشی، پول، رفاه و شرایط مناسب معیشتی دارد. حتی این که محل زندگی در کدام نقطه از یک شهر و استان باشد نیز در کسب رتبه های برتر بی تاثیر نیست. بررسی تمامی آمارها و اظهارات مسئولان نشان می دهد راه ورود به شرایط بهتر تحصیلی در آموزش عالی و به دنبال آن دستیابی به مشاغل برتر از مسیر شرایط بهتر اقتصادی در دوران مدرسه و کنکور می گذرد.

موفقیت 3 برابری پولدارها
این که پولدارها و به‎اصطلاح دهک های بالا همواره شرایط بهتری در ورود به رشته ها و دانشگاه های برتر دارند، روایت روز گذشته  زارعی، رئیس مرکز ارزشیابی و تضمین کیفیت نظام آموزش و پرورش است که گفته: «تأثیر قطعی سوابق تحصیلی در کنکور، توانسته شکاف فرصت‌های تحصیلی میان دهک‌های اقتصادی را تا حدی کاهش دهد و فضای رقابت را برای دانش‌آموزانی که دسترسی محدودی به امکانات آموزشی بیرون مدرسه دارند، عادلانه‌تر کند. این در حالی است که دهک‌های بالای درآمدی همچنان در کسب رتبه‌های برتر کنکور موفق‌تر هستند که این تفاوت همچنان قابل توجه و نیازمند اجرای سیاست‌های جبرانی است.»
17 درصد رتبه های برتر از دهک های پایین
این مسئول، مرتبط با آمارهای خود، به استنادات بیشتری اشاره کرده و گفته است: در بررسی های کنکور 1402، حدود ۱۷ درصد از رتبه‌های برتر (رتبه‌های زیر سه‌هزار کشوری در گروه‌های آزمایشی ریاضی، تجربی و انسانی) متعلق به دهک‌های درآمدی پایین، یعنی دهک‌های اول تا چهارم بوده است. این گروه از نظر جمعیت، حدود ۳۰ درصد از کل شرکت‌کنندگان در آزمون سراسری را شامل می‌شوند.
55 درصد از دهک های بالا 
در مقابل وضعیت دهک های درآمدی پایین، آمار دهک های بالاست: دهک‌های بالای درآمدی یعنی دهک‌های هشتم تا دهم، با وجود سهم مشابه در جمعیت شرکت‌کنندگان (حدود ۳۰ درصد)، توانسته‌اند ۵۵ درصد از رتبه‌های برتر را به خود اختصاص دهند. به بیان دیگر، دهک‌های بالای درآمدی تقریباً سه برابر دهک‌های پایین درآمدی در کسب رتبه‌های برتر موفق‌تر بوده‌اند که این تفاوت همچنان قابل توجه و نیازمند اجرای سیاست‌های جبرانی است.
غصه 3 درصدی مدارس دولتی
​​​​​​​در همین زمینه، اواسط سال 1403، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در پژوهشی به همین موضوع پرداخت و در بخشی از گزارش خود آورد: نزدیک به 55 درصد رتبه های کشوری زیر 3 هزار، 50 درصد تمامی رتبه های زیر 10 هزار و 44 درصد تمامی رتبه های زیر 20 هزار کنکورهای سراسری از 2 دهک بالای درآمدی هستند؛ در حالی که سهم دو دهک پایین درآمدی از رتبه های زیر 3 هزار و 20 هزار به ترتیب حدود 3 درصد، 5 درصد و 7درصد است. وضعیت نابرابری به طور خاص در گروه آموزشی ریاضی و تجربی بیشتر از علوم انسانی است. کسب رتبه های برتر به صورت نامتقارن، طبعا دسترسی نابرابر به رشته های پرمتقاضی در دانشگاه های برتر را در میان دانشجویان دهک های مختلف درآمدی به همراه دارد.
زخم مدارس دولتی
از میان همه دردهایی که در موضوع عدالت آموزشی مطرح است، ماجرای مدارس دولتی و عقب ماندگی شان از شرایط مطلوب آموزشی، خود یک غصه بزرگ است. در این باره، علیرضا خدایی، کارشناس مسائل آموزشی می گوید: «مدارس دولتی عادی که میزبان بیش از ۷۰ درصد دانش‌آموزان ایران هستند، در بهترین حالت، تنها بین ۰ تا ۸ درصد از رتبه‌های برتر کنکور را به خود اختصاص می‌دهند. در مقابل، مدارس خاص و غیرانتفاعی با جمعیتی کمتر، حدود ۸۸ درصد این صندلی‌ها را در اختیار گرفته‌اند.»
غریبه با کیفیت آموزشی
این کارشناس آموزشی، کیفیت پایین مدارس دولتی، کمبود معلم، تراکم بالای کلاس‌های درس و نبود امکانات اولیه را از جمله دلایل این وضعیت می داند و می گوید: «سازمان سنجش با طراحی سوالاتی فراتر از کتاب‌های درسی، عملاً قبولی در کنکور را به مهارتی تبدیل کرده که در مدرسه به صورت رایگان آموخته نمی‌شود. این موضوع، خانواده‌ها را به سمت کلاس‌های کنکور پرهزینه، آزمون‌های آزمایشی و مشاوره‌های خصوصی سوق داده است. این نابرابری در کوتاه‌مدت منجر به ناامیدی و سرخوردگی گسترده در نسل جوان می‌شود و در بلندمدت، به موروثی شدن فقر و ثروت و تشدید شکاف طبقاتی دامن می‌زند.»
10 صفحه اول