آذر منصوری، ابراهیم اصغرزاده،جواد امام ، حسین کروبی و محسن امین‌زاده توسط نهادهای امنیتی و قضایی دستگیر شدند

بازداشت حلقه ضد وفاق در تقاطع جنگ ترکیبی

نویسنده:

مترجم:

 بازداشت اخیر برخی چهره‌های جریان اصلاحات مثل آذر منصوری و ابراهیم اصغرزاده به اتهام نقش‌آفرینی در یک حلقه برانداز ضدوفاق، در ظاهر یک خبر قضایی–امنیتی است؛ اما در سطح تحلیلی، باید آن را نشانه‌ای از ورود پرونده جنگ ترکیبی به فاز نرم‌تر و پیچیده‌تر دانست. در ماه‌های اخیر، محیط امنیتی ایران با فشار همزمان در چند جبهه مواجه بوده است: تشدید تهدیدهای نظامی آمریکا و اسرائیل، جنگ روانی برای القای «نزدیکی به جنگ» و تلاش برای فرسایش انسجام اجتماعی از درون. همزمان، شبکه‌های رسانه‌ای و سیاسی فعال شده‌اند تا مشروعیت تصمیم‌سازی در تهران را زیر سوال ببرند. در چنین بستری، آنچه اهمیت دارد صرفاً کنش آشکار دشمن نیست، بلکه هم‌افزایی بیرونی با برخی شبکه‌های داخلی است که مستقیم یا غیرمستقیم در امتداد معماری فشار عمل می‌کنند.
الگوی مداخله علیه ایران، دیگر صرفاً متکی بر حمله کلاسیک نیست. این معماری چندلایه، در لایه سخت بر نمایش قدرت نظامی، در لایه نیمه‌سخت بر تحریم و انزوای دیپلماتیک و در لایه نرم بر عملیات شناختی، روایت‌سازی رسانه‌ای و تحریک شکاف‌های اجتماعی استوار است. در این چارچوب، فعال‌شدن حلقه‌هایی که همزمان با تشدید تهدید خارجی، بر تولید روایت‌های شکاف‌آفرین و القای ناکارآمدی ساختاری تمرکز می‌کنند، تصادفی نیست. مسئله صرفِ انتقاد سیاسی نیست، بلکه هم‌صدایی در بزنگاه‌های امنیتی با پروژه فشار بیرونی است.
در مرحله کنونی، «انسجام ملی» به آماج اصلی عملیات بدل شده است. تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد بازدارندگی ایران فقط محصول توان سخت نیست، بلکه به همزمانی اراده سیاسی، تاب‌آوری اجتماعی و انسجام روایت داخلی وابسته است. از این منظر، دوقطبی‌سازی، مشروعیت‌زدایی از ساختار دفاعی و القای ضرورت عقب‌نشینی در شرایط تهدید علنی دشمن، عملاً مؤلفه‌های بازدارنده را تضعیف می‌کند؛ حتی اگر در پوشش نقد اصلاح‌طلبانه عرضه شود. در اغلب نظام‌های سیاسی نیز در وضعیت تهدید حاد، خطوط قرمز امنیت ملی پررنگ‌تر و کنش‌های مخربِ انسجام عمومی ذیل تهدید علیه ثبات ملی پیگیری می‌شود.
با این حال، تمایز میان «نقد درون‌زا» و «پروژه براندازانه» حیاتی است. برخورد قانونی با یک شبکه سازمان‌یافتهِ متهم به اقدام ضدامنیتی، معادل محدودسازی کلی نقد سیاسی نیست. خط قرمز، عبور از نقد به سازمان‌دهی برای تضعیف امنیت ملی و هم‌افزایی با فشار خارجی است. مشروعیت این مرزبندی به شفافیت روند قضایی، اتکای مستند به شواهد متقن و پرهیز از تعمیم برخورد امنیتی به کل فضای نقد وابسته است.
بازداشت اخیر را باید در چارچوب مواجهه ساختاری با فاز نرم جنگ ترکیبی فهم کرد؛ نه به‌مثابه تسویه‌حساب سیاسی. اگر تفکیک دقیق میان نقد مشروع و کنش ضدامنیتی به‌درستی تبیین شود، هم صیانت از امنیت ملی ممکن است و هم ظرفیت نقد درون‌زا به‌عنوان یکی از پایه‌های پایداری سیاسی حفظ می‌شود.
10 صفحه اول