آدرس غلط در سیاست خارجی واشنگتن

نویسنده: عماد سلیمانی

مترجم:


 اظهار چند روز قبل جی‌دی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، درباره «عجیب بودن دیپلماسی با ایران» از آن جهت قابل‌تأمل است که ناخواسته به یک واقعیت مهم اشاره می‌کند: مسئله اصلی آمریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی، نه صرفاً اختلاف منافع، بلکه ناتوانی در فهم سازوکار قدرت و تصمیم‌گیری در ایران است. وقتی یک سیاستمدار آمریکایی می‌گوید «حتی نمی‌توان با کسی که واقعاً مسئول کشور است (رهبری) صحبت کرد»، در واقع از شکاف شناختی میان دستگاه سیاست خارجی آمریکا و ساختار حکمرانی ایران پرده برمی‌دارد.
در منطق دیپلماسی کلاسیک غربی، قدرت سیاسی معمولاً در یک نقطه متمرکز می‌شود: رئیس‌جمهور، پادشاه یا ولیعهدی که می‌تواند با یک تماس تلفنی، یک لبخند رسانه‌ای یا یک امضای سیاسی، جهت‌گیری کلان کشور را تغییر دهد. آمریکا طی دهه‌ها عادت کرده است با چنین الگوهایی مذاکره کند؛ الگوهایی که در آن، تصمیم‌سازی اغلب شخصی‌سازی شده و تابع ملاحظات کوتاه‌مدت سیاسی یا حتی خلق‌وخوی فرد حاکم است. طبیعی است که مواجهه با مدلی متفاوت، برای واشنگتن «عجیب» به نظر برسد.
اما ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ایران، اساساً با این الگو متفاوت است. مقام رهبری نه یک «طرف مذاکره» به سبک پادشاهان یا رؤسای جمهور وابسته، بلکه مرجع تعیین جهت‌گیری‌های کلان، ترسیم خطوط قرمز راهبردی و صیانت از منافع بلندمدت ملی است. تصمیمات اجرایی و مذاکرات رسمی در چارچوب سازوکارهای نهادی، حقوقی و مبتنی بر اراده عمومی پیش می‌رود؛ از دولت و شورای عالی امنیت ملی تا مجلس و سایر نهادهای قانونی. به همین دلیل، ورود مستقیم رهبری به مذاکرات اجرایی، نه نشانه بسته‌بودن دیپلماسی، بلکه دقیقاً ناشی از تفکیک کارکردها در نظام تصمیم‌گیری است.
از این منظر، جمله ونس را می‌توان نوعی «اعتراف غیرمستقیم» به ناتوانی آمریکا در درک این معماری قدرت دانست. آمریکا تصور می‌کند اگر نتواند با «نقطه رأس» گفت‌وگو کند، پس دیپلماسی مختل است؛ در حالی که مسئله اصلی، تفاوت در منطق حکمرانی است. واشنگتن به جای فهم یک منظومه فکری–نهادی که در آن تصمیم‌ها محصول اجماع نسبی نخبگان، نهادها و مطالبات اجتماعی است، همچنان به دنبال یک فرد برای معامله سیاسی می‌گردد.
آنچه ایران را برای آمریکا «عجیب» می‌کند، نه غیرقابل‌گفت‌وگو بودن، بلکه غیرقابل‌فردی‌سازی بودن تصمیمات راهبردی است. دیپلماسی با ایران، دیپلماسی با یک شخص نیست؛ دیپلماسی با یک منطق نهادی و یک منظومه فکری است. تا زمانی که این تفاوت فهم نشود، سوءبرداشت‌ها ادامه خواهد داشت و واشنگتن همچنان از «پیچیدگی دیپلماسی با ایران» خواهد گفت، بی‌آن که ریشه پیچیدگی را در ضعف فهم خود از ساختار قدرت در ایران جست‌وجو کند.
10 صفحه اول