ترانه در دست انداز تغییر ذائقه
عبدالجبار کاکایی، در گفت وگو با خراسان از ترانه معاصر، نقش شبکههای اجتماعی بر کیفیت ترانه و تغییر سلیقه مخاطبان می گویدنویسنده: محمد بهبودی نیا
مترجم:
آیا ترانه امروز بیش از آنکه به ماندگاری فکر کند، به دیدهشدن فکر میکند؟ در روزگاری که شبکههای اجتماعی سرعت تولید و مصرف موسیقی را به شکل بیسابقهای افزایش دادهاند، بسیاری از ترانهها پیش از آنکه فرصتی برای ماندن پیدا کنند، جای خود را به آثار تازه میدهند. برخی ترانهسرایان معتقدند زبان ترانه در سالهای اخیر گرفتار نوعی شتابزدگی شده است؛ شتابی که گاهی به استفاده از واژههای نامتعارف، جملات روزمره و حتی شوکهای عاطفی برای جلب توجه مخاطب منجر میشود. در مقابل، گروهی همچنان بر این باورند که راز ماندگاری یک ترانه نه در جنجال و پربازدیدشدن ، بلکه در خلق زبان و تصویرهای ماندگار نهفته است. به بهانه کتاب «از تو چه پنهان عاشقت بودم» با عبدالجبار کاکایی، شاعر و ترانهسرایی که آثارش در ذهن چند نسل از مخاطبان موسیقی ایرانی ثبت شده، درباره نسبت زبان محاوره و معیار در ترانه ، چالشهای ترانه امروز، دلایل ماندگاری برخی آثار و سرنوشت ترانه در عصر شبکههای اجتماعی گفتوگو کردیم.
از نگاه شما مهمترین چالش ترانه امروز چیست؟
یکی از مهمترین چالشهای امروز، تغییر ذائقه مخاطبان در فضای رسانهای جدید است. با گسترش شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال، میانگین سن مخاطبان موسیقی کاهش یافته است. مخاطبان کمسنوسالتر معمولاً بیش از آنکه به ظرافتهای زبانی و زیباییشناسی واژگان توجه کنند، تحت تأثیر حس کنجکاوی قرار میگیرند. همین مسئله باعث شده است برخی آثار بیشتر بر ایجاد شگفتی یا جلب توجه لحظهای تکیه کنند تا خلق زیبایی ماندگار.در بسیاری از آثار امروز، نظام زیباییشناسی زبان کمرنگ شده است. گاهی ترانه صرفاً مجموعهای از جملات رایج گفتاری است که موزون شدهاند. در چنین شرایطی اتفاق هنری مهمی در زبان رخ نمیدهد. در حالی که اساس هنر، فاصله گرفتن از زبان روزمره و خلق یک زبان تازه است. شاعر و ترانهسرا باید بتواند از دل واژههای معمولی، بیانی متفاوت و هنرمندانه خلق کند. اگر این اتفاق نیفتد، اثر تنها حس کنجکاوی مخاطب را اقناع میکند و پس از مدت کوتاهی فراموش میشود.
به نظر شما چرا برخی ترانهها ماندگار میشوند و برخی دیگر عمر کوتاهی دارند؟
ترانهای ماندگار است که چندلایه باشد و امکان کشف و تأویل را برای مخاطب فراهم کند. مخاطب باید بتواند هر بار با شنیدن اثر، معنای تازهای در آن بیابد. نمونههای موفقی در تاریخ ترانه وجود دارند که نسلهای مختلف با آنها ارتباط برقرار کردهاند، زیرا تنها به بیان مستقیم و روزمره اکتفا نکردهاند. در مقابل، آثاری که صرفاً بر جذابیت لحظهای یا استفاده از کلمات نامتعارف تکیه دارند، معمولاً عمر کوتاهی پیدا میکنند.
در بسیاری از موارد، این رویکرد بیش از آنکه حاصل خلاقیت هنری باشد، تلاشی برای جلب توجه و برانگیختن حس کنجکاوی مخاطب است. استفاده از واژههای نامتعارف یا رکیک ممکن است در کوتاهمدت باعث دیدهشدن اثر شود، اما الزاماً به خلق ارزش هنری منجر نمیشود. ترانهسرایی موفق نیازمند تسلط بر زبان و توانایی خلق بیانی متفاوت است؛ بیانی که بتواند علاوه بر جلب توجه، حس زیباییشناسی مخاطب را نیز اقناع کند.
جناب کاکایی درمجموعه ترانه «از تو چه پنهان عاشقت بودم» که جدیدترین اثر شماست، نوعی تلفیق میان زبان معیار و زبان محاوره دیده میشود؛ موضوعی که سال هاست در آثار شما شاهد آن هستیم ، این رویکرد چگونه شکل گرفت؟
حدود ۱۵ تا ۲۰ سال است که بهطور جدی روی تلفیق زبان معیار و زبان محاوره کار میکنم. تلاشم همواره این بوده که برخی ویژگیهای زبان معیار را به زبان محاوره نزدیک کنم تا به زبانی مقبول و پذیرفتنی برای طیفهای مختلف مخاطبان برسم. اگر شعر کاملاً محاورهای باشد، ممکن است بخشی از مخاطبان آن را نپسندند؛ بهویژه کسانی که شعر را در قالبهای کلاسیک و با زبان رسمیتر ترجیح میدهند. از سوی دیگر، زبان محاوره بخش مهمی از زندگی روزمره مردم است و نمیتوان آن را نادیده گرفت. به همین دلیل تلاش کردهام میان این دو گونه زبانی تعادل برقرار کنم.
اما برخی منتقدان معتقدند استفاده از زبان محاوره در کنار معیار میتواند به سادگی بیش از حد یا حتی آشفتگی زبانی منجر شود. نظر شما چیست؟
به نظر من به کاربردن زبان محاوره درکنار زبان معیار در ذات خود آشفتگی ایجاد نمیکند. آنچه گاهی بهعنوان هرجومرج زبانی مطرح میشود، بیشتر ناشی از ناآگاهی یا کمتجربگی شاعری است که این دو زبان را در کنار یکدیگر به کار می برد . در جامعه، مردم بهصورت طبیعی از ترکیبی از زبان معیار و محاوره استفاده میکنند. حتی در محیطهای رسمی نیز بخشی از واژگان و ساختارهای محاورهای وارد گفتار میشود. تفاوت تنها در میزان و نحوه استفاده از آنهاست. افرادی که در فضاهای رسمی فعالیت میکنند، معمولاً از عناصر زبان معیار بیشتر بهره میبرند، اما این به معنای حذف کامل زبان محاوره نیست.
پس اگر افرادی بدون مطالعه و شناخت کافی وارد عرصه ترانهسرایی شوند، طبیعی است که با مشکلات زبانی مواجه شویم. اما این مسئله را نباید به زبان محاوره نسبت داد. در آثار ترانهسرایان برجسته گذشته نیز میتوان تلفیق هوشمندانه زبان معیار و محاوره را مشاهده کرد. مشکل اصلی زمانی ایجاد میشود که شاعر یا ترانهسرا بدون شناخت مقوله زبان ،صرفاً بخواهد از زبان روزمره استفاده کند، بدون آنکه آن را به زبان هنری تبدیل کند.
این رویکرد زبانی چه جایگاهی در آثار شما داشته است؟
این شیوه بخشی از آثار من در دو دهه گذشته بوده که به یک نوع ویژگی تبدیل شده است. آثاری که با ترانههایی مانند «کبوتر»، «آسمون بغضشو خالی می کنه » و... شناخته شدند، نمونههایی از همین نگاه هستند. کتابی که به تازگی منتشر کردم یعنی، «از تو چه پنهان عاشقت بودم» نیز شامل مجموعهای از شعرهای تازه با همین رویکرد زبانی است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


