مماشات نداریم حتی با عمان
ضربه به یکی از مراکز پشتیبانی عملیاتی آمریکا در بندر دقم عمان را میتوان مهمترین اقدام نظامی ایران پس از پایان جنگ ۴۰ روزه دانستنویسنده: عماد سلیمانی
مترجم:
حمله به مراکز پشتیبانی عملیاتی آمریکا در بندر دُقم عمان را باید یکی از مهمترین و معنادارترین اقدامات نظامی ایران پس از پایان جنگ چهلروزه دانست؛ اقدامی که فراتر از یک عملیات صرفاً نظامی، حامل یک پیام راهبردی روشن برای بازیگران منطقهای و فرامنطقهای است: جغرافیا، روابط سیاسی و حتی نقش میانجیگری، هیچکدام مصونیت امنیتی برای زیرساختهایی که در خدمت عملیات علیه ایران قرار بگیرند، ایجاد نخواهد کرد.
بر اساس اعلام روابط عمومی سپاه، مراکز پشتیبانی لجستیکی ناوها و سکوهای سوختگیری ناوهای هواپیمابر آمریکا در بندر دُقم هدف حملهای سنگین و غافلگیرانه قرار گرفتند. اهمیت این بندر صرفاً به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمیشود. دُقم در ساحل دریای عرب و در جنوب شرقی عمان، طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین نقاط اتصال نیروی دریایی آمریکا با محیط عملیاتی غرب آسیا تبدیل شده است؛ بندری با آبهای عمیق که توان میزبانی از ناوهای هواپیمابر و زیردریاییهای هستهای را دارد و به همین دلیل به یکی از حلقههای اصلی زنجیره پشتیبانی عملیاتهای فرامنطقهای آمریکا بدل شده است.پیام این حمله برای کشورهای منطقه روشن بود؛ ایران میان خاک کشورها و کارکرد نظامی آنها تفکیک قائل میشود. هر نقطهای که به سکوی تهدید علیه امنیت ملی ایران تبدیل شود، فارغ از نام کشور میزبان، در محاسبات بازدارندگی جمهوری اسلامی قرار خواهد گرفت. به بیان دیگر، در معادله امنیتی جدید منطقه، مصونیت نه از جغرافیا حاصل میشود و نه از روابط سیاسی؛ تنها معیار، نقشآفرینی یا عدم نقشآفرینی در زنجیره تهدید علیه ایران است.
این رویکرد البته مسبوق به سابقه است. در حملات پیشین، تمرکز ایران بر پایگاه هوایی موفق السلطی یا الازرق در اردن بود؛ پایگاهی که طی سالهای اخیر از یک تأسیسات نظامی محلی به یک مرکز عملیاتی و پشتیبانی تمامعیار آمریکا در منطقه تبدیل شده است. استقرار جنگندههای اف-۳۵، اف-۱۵ و اف-۱۶، هواپیماهای سوخترسان، پهپادهای امکیو-۹ و همچنین حضور سامانههای راداری و اطلاعاتی، این پایگاه را به یکی از مهمترین مراکز پشتیبانی عملیاتهای آمریکا در جغرافیای شام تبدیل کرده بود.اما آنچه در حملات اخیر بیش از هر چیز توجه تحلیلگران نظامی را جلب کرده، تغییر هدف از موفق السلطی به پایگاه پرنس حسن اردن است؛ پایگاهی که پیشتر با نام H-5 شناخته میشد و متعلق به نیروی هوایی سلطنتی اردن است. تغییر نقطه هدف، بیش از آنکه یک جابهجایی تاکتیکی باشد، نشانهای از اشراف اطلاعاتی و تسلط ایران بر شبکه لجستیکی و جابهجاییهای عملیاتی آمریکا در منطقه است.در واقع، پیام ایران به واشنگتن این است که تغییر مکان تجهیزات، انتقال نیروها یا جابهجایی مراکز پشتیبانی، لزوماً امنیت ایجاد نمیکند. هرجا که نقش عملیاتی در زنجیره حمله به ایران ایفا کند، در دایره پاسخ متقابل قرار خواهد گرفت. این مسئله، هزینههای لجستیکی آمریکا را به شکل قابل توجهی افزایش داده و حاشیه امن پایگاههای منطقهای آن را کاهش میدهد.از منظر راهبردی، عملیات دُقم و حملات اخیر به زیرساختهای پشتیبانی آمریکا، نشاندهنده عبور ایران از مرحله پاسخهای نمادین و ورود به مرحله هدف قراردادن شریانهای عملیاتی دشمن است. هدف قرار دادن انبار سوخت، مراکز پشتیبانی و هابهای لجستیکی، اگرچه ممکن است از نظر رسانهای به اندازه انهدام یک پایگاه مشهور بازتاب نداشته باشد، اما از منظر نظامی میتواند تأثیری بسیار عمیقتر بر توان رزمی و استمرار عملیاتهای دشمن بر جای بگذارد.شاید مهمترین پیام این تحولات آن باشد که معادلات امنیتی منطقه وارد مرحلهای جدید شده است؛ مرحلهای که در آن نه فاصله جغرافیایی، نه نام کشور میزبان و نه حتی روابط سیاسی، برای مراکزی که در خدمت تهدید علیه ایران قرار بگیرند، مصونیت ایجاد نخواهد کرد. در این معادله جدید، تنها یک معیار تعیینکننده وجود دارد: آیا این نقطه در خدمت عملیات علیه ایران قرار دارد یا نه؟ اگر پاسخ مثبت باشد، باید خود را بخشی از میدان نبرد بداند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
جسارت در انتخاب، تراژدی در اتاق عمل
-
نتانیاهو عزادار شد!
-
پرونده بهزیستی روی میز دادستان استان
-
بیمار روانی پدرش را با یک ضربه کارد کشت
-
ماجرای هنر، مدیران و فیش حقوقی
-
الاکلنگ تعامل با آمریکا
-
تبعید عروسک های نمایشی به انبار
-
پشت پرده پاداش تجاری آمریکا به ابوظبی
-
رانت دولتی ها از ناترازی برق
-
مماشات نداریم حتی با عمان
-
هنر روایت قدرت


