اظهارات سخنگوی وزارت خارجه درباره دریافت پیشنهادهای تازه، بخشی از فشار اقتصادی جنگ بر آمریکا را پیش از هر توافق عملی کاهش داد

دیپلماسی بدون محاسبه بازار

نویسنده: سلیمانی

مترجم:

​​​​​​​
اسماعیل بقایی در نشست خبری خود اعلام کرد ایران پیشنهادهایی را از طریق واسطه‌ها درباره جنگ با آمریکا دریافت کرده است، اما از واسطه‌ها، محتوای پیشنهادها و پاسخ تهران نامی نبرد. این جمله در ظاهر، خبری کوتاه و محتاطانه درباره تحرکات دیپلماتیک است؛ در واقعیت بازار اما، به‌منزله ارسال یک سیگنال مشخص عمل می‌کند: «مسیر مهار جنگ هنوز باز است.»
مسئله، مخالفت با دیپلماسی یا انکار تلاش واسطه‌ها نیست. بقایی شخصیتی انقلابی، کارآمد و مناسب برای سخنگویی وزارت امور خارجه است؛ نقد اصلی متوجه ضعف مزمن دستگاه دیپلماسی در فهم اقتصاد سیاسی جنگ و آثار فوری هر گزاره رسمی بر بازارهای جهانی است. در جنگی که نفت، تنگه هرمز، خطوط کشتیرانی، تورم آمریکا، نرخ بهره و وال‌استریت بخشی از میدان آن هستند، سخنگوی وزارت خارجه فقط برای خبرنگاران سخن نمی‌گوید؛ معامله‌گران نفت، مدیران صندوق‌های سرمایه‌گذاری و اتاق‌های تحلیل بانک‌های بزرگ نیز مخاطب هر کلمه او هستند.
اثر اظهارات بقایی تقریباً بلافاصله مشاهده شد. بهای نفت برنت، پس از تشدید درگیری‌ها، کاهش تردد نفتکش‌ها و گسترش تهدید علیه مسیرهای انتقال انرژی، تا ۹۱ دلار و ۴۲ سنت بالا رفت؛ اما با انتشار نشانه‌های مربوط به آمادگی ایران برای بررسی پیشنهادهای میانجی‌ها تا محدوده ۸۸ دلار عقب نشست. خبرگزاری رویترز نیز تصریح کرد که امید به ازسرگیری مذاکرات، اثر محاصره دریایی عربستان از سوی یمن و نگرانی درباره تنگه هرمز را خنثی کرد. این یعنی یک جمله دیپلماتیک، بخشی از صرف ریسک جنگ  را از قیمت نفت حذف کرد؛ بدون آن‌که در میدان، حملات آمریکا متوقف شود یا تضمین معتبری ارائه شده باشد. 
بازار نفت فقط به میزان واقعی عرضه واکنش نشان نمی‌دهد؛ بخش مهمی از قیمت، تابع انتظارات درباره عرضه فرداست. وقتی مقام رسمی ایران از پیشنهادها سخن می‌گوید، معامله‌گر احتمال گسترش جنگ، بسته‌تر شدن هرمز و اختلال طولانی‌مدت در صادرات انرژی را پایین‌تر ارزیابی می‌کند و این باعث کاهش تقاضا برای خرید احتیاطی، تخلیه بخشی از موقعیت‌های سفته‌بازانه و عقب‌نشینی قیمت می شود، حتی اگر یک بشکه به عرضه واقعی اضافه نشده باشد.
این پیام، همزمان به کمک وال‌استریت می‌آید. افزایش شدید نفت برای اقتصاد آمریکا صرفاً یک مسئله انرژی نیست؛ بنزین گران‌تر، افزایش هزینه حمل‌ونقل، فشار بر حاشیه سود شرکت‌ها، تقویت انتظارات تورمی و کاهش احتمال پایین‌آمدن نرخ بهره را به دنبال دارد. میانگین قیمت بنزین در آمریکا اکنون دوباره به حدود 4 دلار در هر گالن رسیده و همین مسئله، جنگ را از یک پرونده خارجی به دغدغه روزمره رأی‌دهنده آمریکایی تبدیل کرده است. 
بازار سهام آمریکا نیز هفته گذشته با فشار فروش بسته شد. تشدید جنگ و نگرانی از تورم انرژی، شاخص‌های اصلی را منفی کرد؛ زیرا سرمایه‌گذار میان جنگ طولانی، نفت گران و سخت‌ترشدن سیاست پولی رابطه مستقیم برقرار می‌کند. اعلام وجود پیشنهادهای دیپلماتیک، پیش از آن‌که آمریکا اقدامی برای توقف تجاوز انجام دهد، این چشم‌انداز منفی را تعدیل و امکان بازگشت تقاضا به سهام را تقویت می‌کند.
در بازار اوراق نیز باید از تعابیر دقیق استفاده کرد. فشار مطلوب بر اقتصاد آمریکا، مثبت‌شدن بازدهی به معنای خبری خوب نیست؛ افزایش بازده اوراق خزانه معمولاً معادل کاهش قیمت اوراق و گران‌ترشدن هزینه استقراض دولت، شرکت‌ها و خانوارهاست. نفت گران با تقویت تورم، احتمال افزایش یا تداوم نرخ‌های بهره را بالا می‌برد و بازده اوراق را افزایش می‌دهد. اما کاهش ریسک جنگ و عقب‌نشینی نفت می‌تواند بخشی از این فشار را تخلیه کند.
نفت گران، وال‌استریت منفی و بازده بالاتر اوراق، سه اهرم جداگانه نیستند؛ یک زنجیره فشارند. اختلال در انرژی، تورم آمریکا را بالا می‌برد؛ تورم، سیاست پولی را سخت‌تر می‌کند؛ نرخ‌های بالاتر، ارزش سهام را کاهش می‌دهد و تأمین مالی دولت آمریکا را گران‌تر می‌سازد. این همان نقطه‌ای است که قدرت ژئوپلیتیکی ایران به هزینه اقتصادی برای دشمن تبدیل می‌شود.
بنابراین، سکوت درباره پیشنهادهای مبهم، مخالفت با مذاکره نیست؛ بخشی از مدیریت میدان است. اگر پیشنهادی جدی وجود دارد، ابتدا باید در کانال محرمانه آزموده، تعهد عملی طرف مقابل دریافت و سپس درباره آن اطلاع‌رسانی شود. آشکارکردن زودهنگام احتمال آرامش، پیش از توقف حملات، یعنی واگذاری بخشی از امتیاز اقتصادی ایران بدون دریافت مابه‌ازای سیاسی یا نظامی.
وزارت امور خارجه به یک اتاق دائمی اقتصاد سیاسی جنگ نیاز دارد؛ اتاقی که پیش از هر نشست خبری، اثر هر عبارت را بر نفت، شاخص‌های نیویورک، اوراق خزانه، دلار و انتظارات تورمی محاسبه کند. در این مرحله از جنگ، دیپلماسی  هنر قیمت‌گذاری کلمات است. هر جمله‌ای که احتمال جنگ را پایین بیاورد، می‌تواند میلیاردها دلار از هزینه دشمن کم کند. ازاین‌رو، خبر مذاکره نیز مانند موشک، زمان شلیک دارد.
10 صفحه اول