شوهرم از زیر کار در می رود
بیش از 10 سال از شروع زندگیمشترکم میگذرد و دو فرزند دارم. شوهرم مسئولیتپذیر نیست و همیشه از زیر کار در میرود. هرجا مشغول کار میشود، بعد از چند وقت، بیرونش میکنند. این روزها همه خرج خانه با من است و کم آوردم. چه کنم؟نویسنده: فریبا البرز| کارشناسارشد مشاوره خانواده
مترجم:
مخاطب گرامی، از آنجایی که شما در مرحلهای حساس از زندگی هستید (با دو فرزند و تجربهای طولانی از این رابطه)، حل مشکل شما نیاز به یک راهکار چندجانبه دارد. مراحل زیر را به عنوان یک نقشه راه بررسی کنید:
1. تفکیک واقعیتها (تحلیل وضعیت)
ابتدا باید بین دو نوع مشکل تفکیک قائل شوید:
*مشکلات مهارت آموزی| آیا همسر شما واقعا قصد کار کردن دارد اما چون مهارت ندارد یا در محیطهای کاری با چالش رو به رو میشود (مثل عدم مدیریت هیجان یا تضاد با محیط) عذرش را میخواهند؟
*مشکلات شخصیتی و رفتاری| آیا بیمسئولیتی او یک انتخاب است؟ آیا او از این که شما بار مسئولیت را به دوش گرفتهاید سوءاستفاده میکند چون میداند در نهایت شما او را نجات میدهید؟
نکته مهم: اگر او از امنیتی که شما فراهم کردهاید لذت میبرد شما ناخواسته دارید بی مسئولیتی او را تثبیت میکنید.
2. تعیین مرزهای شخصی
در روابطی که یک طرف بسیار مسئول و طرف دیگر بیمسئولیت است، یک تعادل کاذب ایجاد میشود. شما تمام نقشهای منجی را گرفتهاید.
*توقف حمایتهای بیرویه| تا جاییکه به امنیت فرزندان و نیازهای اولیه آسیب نمیرسد سعی نکنید حفرههای ناشی از بیمسئولیتی او را با جان کندن خودتان پرکنید. وقتی شما هستید تا اشتباهات او را جبران کنید او هرگز با پیامدهای عمل خود روبه رو نمیشود تا یاد بگیرد.
*گفت وگوی شفاف و بدون اتهام| مثلا نگویید تو عرضه ماندن در کاری را نداری. به جای آن بگویید: «من از این وضعیت بسیار خستهام و احساس میکنم تنهایی دارم بار زندگی را میکشم. این وضعیت برای سلامت روحی من و آینده بچهها قابل تحمل نیست.
3. حمایت از خود(خودمراقبتی)
شما نمیتوانید به یک کشتی کمک کنید وقتی خودتان در حال غرق شدن هستید.
*سلامت روان خود را در اولویت قرار دهید| شما دچار فرسودگی مراقبتی شدهاید.
حمایت اجتماعی بگیرید. آیا خانواده یا دوستانی دارید که بتوانید با آن ها صحبت کنید؟ تنهایی در این مسیر، سنگینی بار را دو برابر میکند.
4. بررسی گزینههای آینده
شما برای خودتان باید به این سوالات پاسخ دهید:
*اگر او تا پنج سال دیگر دقیقا همینگونه بماند من چقدر میتوانم تحمل کنم؟
*آیا حضور او در زندگی من باعث ایجاد محیطی سالم برای فرزندانم میشود یا آن ها در حال یادگیری الگوهای ناسالم هستند؟
*وضعیت مالی و اجتماعی من برای هر نوع تصمیمگیری مثل تغییر سبک زندگی یا در هر کار لازم دیگر، چگونه است؟
پیشنهاد
به جای تمرکز برای تغییر دادن او روی تغییر واکنشهای خودتان تمرکز کنید. وقتی شما الگوی رفتاری خود را تغییر دهید، مثلا از حمایت بیقید و شرط دست بکشید یا مرزهای جدیتری بگذارید، قاعدتا او مجبور میشود با واقعیت رو به رو شود، شاید بخواهد رفتارهایش را تغییر دهد.
1. تفکیک واقعیتها (تحلیل وضعیت)
ابتدا باید بین دو نوع مشکل تفکیک قائل شوید:
*مشکلات مهارت آموزی| آیا همسر شما واقعا قصد کار کردن دارد اما چون مهارت ندارد یا در محیطهای کاری با چالش رو به رو میشود (مثل عدم مدیریت هیجان یا تضاد با محیط) عذرش را میخواهند؟
*مشکلات شخصیتی و رفتاری| آیا بیمسئولیتی او یک انتخاب است؟ آیا او از این که شما بار مسئولیت را به دوش گرفتهاید سوءاستفاده میکند چون میداند در نهایت شما او را نجات میدهید؟
نکته مهم: اگر او از امنیتی که شما فراهم کردهاید لذت میبرد شما ناخواسته دارید بی مسئولیتی او را تثبیت میکنید.
2. تعیین مرزهای شخصی
در روابطی که یک طرف بسیار مسئول و طرف دیگر بیمسئولیت است، یک تعادل کاذب ایجاد میشود. شما تمام نقشهای منجی را گرفتهاید.
*توقف حمایتهای بیرویه| تا جاییکه به امنیت فرزندان و نیازهای اولیه آسیب نمیرسد سعی نکنید حفرههای ناشی از بیمسئولیتی او را با جان کندن خودتان پرکنید. وقتی شما هستید تا اشتباهات او را جبران کنید او هرگز با پیامدهای عمل خود روبه رو نمیشود تا یاد بگیرد.
*گفت وگوی شفاف و بدون اتهام| مثلا نگویید تو عرضه ماندن در کاری را نداری. به جای آن بگویید: «من از این وضعیت بسیار خستهام و احساس میکنم تنهایی دارم بار زندگی را میکشم. این وضعیت برای سلامت روحی من و آینده بچهها قابل تحمل نیست.
3. حمایت از خود(خودمراقبتی)
شما نمیتوانید به یک کشتی کمک کنید وقتی خودتان در حال غرق شدن هستید.
*سلامت روان خود را در اولویت قرار دهید| شما دچار فرسودگی مراقبتی شدهاید.
حمایت اجتماعی بگیرید. آیا خانواده یا دوستانی دارید که بتوانید با آن ها صحبت کنید؟ تنهایی در این مسیر، سنگینی بار را دو برابر میکند.
4. بررسی گزینههای آینده
شما برای خودتان باید به این سوالات پاسخ دهید:
*اگر او تا پنج سال دیگر دقیقا همینگونه بماند من چقدر میتوانم تحمل کنم؟
*آیا حضور او در زندگی من باعث ایجاد محیطی سالم برای فرزندانم میشود یا آن ها در حال یادگیری الگوهای ناسالم هستند؟
*وضعیت مالی و اجتماعی من برای هر نوع تصمیمگیری مثل تغییر سبک زندگی یا در هر کار لازم دیگر، چگونه است؟
پیشنهاد
به جای تمرکز برای تغییر دادن او روی تغییر واکنشهای خودتان تمرکز کنید. وقتی شما الگوی رفتاری خود را تغییر دهید، مثلا از حمایت بیقید و شرط دست بکشید یا مرزهای جدیتری بگذارید، قاعدتا او مجبور میشود با واقعیت رو به رو شود، شاید بخواهد رفتارهایش را تغییر دهد.
10 صفحه اول


