وال‌استریت ژورنال از آمادگی ترامپ برای پایان جنگ با ایران بدون دستیابی به توافق هسته‌ای خبر دا

گیجی جنگی ترامپ

نویسنده: یوسفی

مترجم:

گزارش تازه وال‌استریت ژورنال را نباید صرفاً خبری درباره تغییر محاسبات دونالد ترامپ دانست؛ این گزارش در واقع از کوچک‌شدن تدریجی اهداف آمریکا در جنگ با ایران پرده برمی‌دارد. رئیس‌جمهوری که جنگ را با ادعای پایان‌دادن به غنی‌سازی و برچیدن تهدید هسته‌ای ایران آغاز کرده بود، اکنون به مشاورانش گفته است آماده است بدون دستیابی به توافق هسته‌ای، تنها در برابر بازگشایی کامل تنگه هرمز به جنگ پایان دهد. این جابه‌جایی هدف چیزی جز اعتراف به ناتوانی در تبدیل برتری نظامی به دستاورد سیاسی نیست. وال‌استریت ژورنال پیشتر نیز از بدبینی فزاینده دولت آمریکا نسبت به امکان دستیابی به توافق هسته‌ای خبر داده بود.تشدید درگیری‌ها طی یک ماه اخیر نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل‌فهم است. نتیجه مذاکرات اسلام‌آباد، ایران را در موقعیتی قرار داد که توانسته بود بدون واگذاری مؤلفه‌های اصلی قدرت خود، آمریکا را به پذیرش بخش مهمی از شروط تهران نزدیک کند. همین وضعیت، موجی از انتقادها را در واشنگتن و تل‌آویو علیه ترامپ برانگیخت. مخالفان او می‌پرسیدند آمریکا با این حجم از هزینه نظامی و اقتصادی، دقیقاً کدام هدف اعلامی خود را محقق کرده است؟
ترامپ برای گریز از این پرسش، بار دیگر گزینه نظامی را روی میز گذاشت. او نیاز داشت پیش از پایان جنگ، دست‌کم یکی از اهداف اولیه خود، یعنی نابودی توان غنی‌سازی ایران را به‌عنوان دستاورد نهایی عرضه کند. از همین رو، بحث حمله به مجموعه زیرزمینی کوه کلنگ به یکی از موضوعات داغ رسانه‌ها و محافل امنیتی آمریکا تبدیل شد، اما این گزینه بیش از آن که راه خروج باشد، ترامپ را با یک تله راهبردی تازه مواجه کرد.اگر آمریکا به کوه کلنگ حمله می‌کرد و نمی‌توانست آسیبی تعیین‌کننده به تأسیسات عمیق زیرزمینی آن وارد کند، عملاً به ایران و جهان نشان می‌داد که تهران به یک پناهگاه هسته‌ای مقاوم در برابر توان تهاجمی آمریکا دست یافته است. در آن صورت، تهدید ترامپ برای از بین‌بردن غنی‌سازی نه‌تنها اعتبار خود را از دست می‌داد، بلکه ایران این پیام را دریافت می‌کرد که می‌تواند فعالیت‌های حساس خود را در عمق زمین با حاشیه امنیت بیشتری دنبال کند. خودداری از حمله نیز به معنای پذیرش همین محدودیت، بدون آزمودن پرهزینه آن بود.اکنون ترامپ برای پوشاندن این بن‌بست مدعی است برنامه هسته‌ای ایران آن‌قدر آسیب دیده که در دوره ریاست‌جمهوری او امکان بازیابی معنادار ندارد. این گزاره بیش از آن که یک ارزیابی فنی باشد، معماری روایی برای خروج آبرومندانه از جنگ است، زیرا هدف قابل سنجش برچیدن غنی‌سازی را با ادعایی مبهم درباره آینده جایگزین می‌کند.
ایران البته هزینه‌های سنگینی پرداخته است، اما با حفظ توان پاسخ‌گویی در میدان، نگه‌داشتن اهرم هرمز و امتناع از واگذاری حقوق هسته‌ای زیر فشار، اجازه نداد آمریکا خواسته های خودش را دیکته کند. امروز مسئله اصلی در کاخ سفید دیگر چگونگی تسلیم ایران نیست. 
10 صفحه اول