این جا بهشت است
گفت وگو با دکتر محمد تیجانی سماوی، اندیشمند مطرح جهان اسلام از تونس؛ او تجربه هایش را از زیارت حرم امام رضا(ع) روایت می کندنویسنده: صادق غفوریان
مترجم:
دکتر محمد تیجانی سماوی که اهل تونس است، در ایران از دهه 60 با کتاب «آن گاه که هدایت شدم» مطرح و شناخته شد. این کتاب به ویژه در اواخر دهه 60 و سال های آغازین دهه 70 در سطحی وسیع در کشور ما چاپ و منتشر شد؛ تیجانی در این کتاب، ماجرای شیعه شدنش در 24 سالگی را توضیح داده است. او از ابتدای انقلاب اسلامی در سفرهای متعدد علمی و فرهنگی بارها در ایران حضور یافته و اینجا نزد بزرگان و اهل علم، شخصیتی کاملا شناخته شده است. دیدارهای مکرر او با رهبر شهید انقلاب و تمجید ایشان از کتاب «آن گاه که هدایت شدم»، از خاطرات شیرین دکتر تیجانی است. شهید آیت ا... خامنه ای درباره این کتاب به تیجانی گفتند: «اين کتاب، کتاب تو نيست بلکه نسيمی از برکات اهل بيت(ع) است.»ما با دکتر تیجانی در جریان سفر اخیرش به ایران همسخن شدیم. ما از او درباره امام رضا(ع) و تجربه هایش از زیارت شنیدیم.

جناب تیجانی، از اولین زیارتتان بگویید.
پس از تشرف به تشیع، چه زمانی به زیارت امام رضا علیه السلام آمدید؟
وقتی خداوند سبحان مرا هدایت کرد و بر من منت نهاد تا اهلبیت(ع) را بشناسم، اولین زیارتم در سال ۱۹۷۷ میلادی (1355 شمسی) بود. از مسیر زمینی، از عراق، از «عماره» و «کرمانشاه» آمدم و به تهران رسیدم و از تهران با قطار به مشهد آمدم. اما از بداقبالی من، آن روز حرم رضوی تحت تدابیر شدید امنیتی بود. چرا؟ چون تشییع پیکر یک مرجع دینی بزرگ در جریان بود و مبارزات انقلاب اسلامی در جریان بود. من و پسرم «شرف» آنجا بودیم، وقتی فهمیدند من تونسی هستم، با وجود سفر قانونی و گذرنامه، ما را دیپورت کردند و نگذاشتند زیارت کنیم. پس در آن زمان از زیارت محروم شدم و مشتاق ماندم؛ تا آن موقع تقریباً همه حضرات ائمه(ع) را زیارت کرده بودم و توفیق زیارت امام رضا(ع) را هنوز نیافته بودم. به هرحال من در تونس بودم و سفر از تونس به ایران و مشهد به دلیل دوری مسافت سخت است. درنهایت، خداوند توفیق داد که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای کنگره جهانی حضرت رضا(ع) به مشهد دعوت شدم و با عزت و احترام آمدم تا در محضر امام رضا(ع) و در این کنگره سخنرانی کنم.
بله، این کنگره در سال 1362 در حرم مطهر و با حضور مقامات کشور و استادان برجسته حوزه و دانشگاه از کشورهای اسلامی برگزار شد. می توان گفت این کنگره، نخستین رویداد مهم و بزرگ معارفی درباره حضرت رضا(ع) پس از انقلاب اسلامی بود. از جزئیات حضور و سخنرانی خودتان در آن برنامه خاطره ای دارید؟
بله، اتفاقاً آیت ا... سیدعلی خامنهای، رئیس جمهور وقت، در روز سخنرانی من در ردیف اول نشسته بودند و در کنارشان آقای هاشمی رفسنجانی و تقریباً تمام دولتمردان و بزرگان کشور حضور داشتند. من در سخنرانیام، گفتم، من هرگز متن آماده نمیکنم. من بداههگو هستم، آنچه قلبم میگوید را بر زبان میآورم. پس از تمجید خداوند و درود بر پیامبر(ص) به حاضران گفتم: «من به شما ایرانیها نقد دارم که امام رضا(ع) را «غریب الغربا» مینامید. چگونه او غریب است؟ من امروز در زیارتم هرچه تلاش کردم ضریح مطهرش را لمس کنم نتوانستم از بس انبوه زائران مثل پروانه گرداگرد او حضور دارند، پس این غربت نیست. میدانید غریب کیست؟ کمی سکوت کردم. گفتم: «غریب، آقا رسولا...(ص) است که در میان وهابیها قرار دارد؛ همانهایی که زوارش را موقع زیارت حرمش کتک میزنند و میگویند: دستت را بکش ای مشرک.» همه حاضران را به گریه انداختم. شهید آیت ا... خامنهای گریه می کرد و حتی در اخبار تلویزیون هم پخش شد؛ خلاصه این که در سالن غوغایی از گریه بود. بعد از آن، ماجرایی را تعریف کردم از مناظرهای که با یکی از علمای وهابی درباره «توسل» داشتم. او توسل را کلاً رد میکرد و نظرش این بود که «توسل به غیر از خدا شرک است.» گفتم: «اگر شهادت میدهی که عمر بن خطاب مشرک به خداست، با تو همعقیدهام! چون طبق نقل صحیح بخاری او اولین کسی بود که به عباس، عموی پیامبر(ص) توسل جست و گفت: خدایا در زمان حیات رسول خدا(ص) به ایشان توسل میکردیم و برایمان باران میفرستادی، اینک در پیشگاهت به عموی پیامبرمان توسل میجوییم، ما را سیراب گردان. راوی نقل کرده است که در پی آن، مردم از باران، سیراب شدند.این روایتی است که بخاری نقل کرده است. وقتی با این استدلال به او حجت آوردم، نتوانست انکار کند. گفت: «تو مرا شکست دادی...» به نوعی پس از آن زیارت، امام رضا علیه السلام برای من «فتح مبین» بود و بعد از آن بیشتر سالها به زیارتش مشرف می شوم و با بهترین شکل از من استقبال و پذیرایی می شود. در سال های بعد، با مجمع تقریب مذاهب اسلامی همکاری داشتم.
جناب تیجانی، می خواهم بدانم این زیارت های متعدد برای شما که از راه دور به مشهد، مشرف می شوید، چه معنایی دارد. در واقع علاقهمندم از شما بشنوم که زیارت برای زائری که از راه دور به حرم آقا مشرف می شود، چه احساس و تجربه ای است؟
من فکر می کنم زیارت بیش از آنکه جسمی باشد، روحی است. از همین جهت است که بسیاری از مستبصرین (تازه شیعه شدهها) مرا واسطه قرار میدهند و میگویند: «خدا خیرت دهد، وقتی امام رضا(ع) را زیارت کردی، برای ما هم دعا کن و سلام ما را به امام رضا(ع) برسان.» این یک ارتباط روحی است؛ انگار من واسطهای هستم بین آنها و امام رضا(ع). من بعد از انقلاب هر سال برای کنفرانس وحدت اسلامی دعوت میشدم. این حضورهای مکرر تأثیر بزرگی داشت چون من سفیر حرم امام رضا(ع) در تونس شدم. من سلام آنها را به امام(ع) میرسانم و به نیت آن ها زیارت نامه می خوانم، یعنی نایب الزیاره شان می شوم. حتی در آن سال ها که آیت ا... طبسی، تولیت آستان قدس رضوی، در قید حیات بودند، یک بار مرا برای ناهار دعوت کرد و پرچم متبرک حرم مطهر را به من هدیه داد و الحمدلله الان پرچم متبرک حرم امام رضا(ع) و پرچم حرم های سایر حضرات ائمه علیهم السلام در تونس نگهداری می شود. در حقیقت، زیارت امام رضا (ع)، نوعی پرواز روحی است که ما این زندگی را بیشتر از زندگی جسمی و فیزیکی تجربه میکنیم. چون معنای زیست معنوی و روحی اثرش بسیار بیشتر و بزرگتر است.
چه عجیب، در نوبت اول که به مشهد آمدید، زیارت از نزدیک و درحرم مطهر برایتان میسر نشد، ولی برای نوبت دوم، امام رضا(ع) خودش شما را دعوت و راه را برایتان آسان کرد و گشود. آیا موقعیتهای دیگری هم در حرم امام رضا(ع) داشتید که احساس کنید کرامتی از کرامات امام است؟
یک داستان عجیب دارم که کرامتی از کرامات امام رضا(ع) است. سال ها قبل من چهار دختر داشتم و فرزند پسر نداشتم. همسرم باردار بود و من برای یک کنفرانس به ایران آمده بودم. خب دلم پسر می خواست و وقتی به حرم برای زیارت مشرف شدم، گفتم: «خدایا به حق این امام، به من پسری روزی کن.» سبحان ا... دو روز نگذشته بود که دخترم در تماس تلفنی گفت مادرش سقط کرده و در بیمارستان بستری است. عجیب بود؛ گفتم خدایا من دعا کردم فرزند پسر به من بدهی اما حالا همسرم سقط کرده و این خیلی عجیب بود. به تونس برگشتم و همسرم دوباره باردار شد و الحمدلله «محمد علی» به دنیا آمد. گفتم سبحان ا...، خدا این دعا را به برکت امام رضا اجابت کرد؛ دختر را با پسر جایگزین کرد. لذا این را کرامتی برای خودم میدانم که هرگز آن را فراموش نمیکنم. الحمدلله الان محمدعلی در زندگی بسیار خوب و با ایمان است.
آقای دکتر تیجانی، هر بار که به زیارت امام رضا(ع) می آیید، کدام ویژگی ایشان شما را تحت تاثیر قرار می دهد؟
من فکر می کنم، عظمت وجودی امام رضا علیه السلام که از بدو ورود به آسمان شهر مشهد لمس می کنی. مثلا همین که از هواپیما و از آسمان به پایین نگاه کنی، نور بهشتی و گنبدهای طلایی و نشانههای این مقام عظیم را میبینی که نظیرش در جهان کم است.در یکی از سفرهایم همراهی فرانسوی داشتم که همسرش به تشیع گرایش یافته بود؛ وقتی پایشان را به حرم امام رضا(ع) گذاشتند، گفتند این جا بهشت است، نه زمین؛ یا اینکه بهشتی روی زمین است. آن ها مدام می گفتند، احساسشان از این مکان را نمی توانند با زبان بیان کنند.
بی شک از مهم ترین ویژگی های این قطعه از بهشت، حضور انبوه زائران و ارادتمندان امام(ع) از راه های دور و نزدیک است...
قطعا این گونه است. میلیونها نفر شامل مردان، زنان، کودکان، پیران و جوانان از هرسو برای زیارت این امام میآیند. در حج، میلیونها نفر در یک نوبت گرداگرد خانه خدا جمع میشوند، اما اینجا هر هفته یا هر دو سه روز میلیونها زائر میآیند و میروند.
علاقه مندم سخن آخرتان را بشنوم...
کلام آخرم، حرفی از اعماق قلبم برای امام رضا(ع) است؛ از خداوند متعال میخواهم که مرا در پناه خود بگیرد، یاریام کند و در کنارم باشد تا در نصرت اسلام و مسلمانان در همه جای جهان و بهویژه در تونس تلاش کنم؛ زیرا ما در تونس ارادتمندان اهل بیت(ع) زیادی داریم که باید برایشان در جهت تبیین حقایق و معارف ناب اسلامی تلاش کنیم. لذا از خداوند میخواهم که مرا در کنار امام رضا علیه السلام و در پناه اهل بیت(ع) محشور کند.

جناب تیجانی، از اولین زیارتتان بگویید.
پس از تشرف به تشیع، چه زمانی به زیارت امام رضا علیه السلام آمدید؟
وقتی خداوند سبحان مرا هدایت کرد و بر من منت نهاد تا اهلبیت(ع) را بشناسم، اولین زیارتم در سال ۱۹۷۷ میلادی (1355 شمسی) بود. از مسیر زمینی، از عراق، از «عماره» و «کرمانشاه» آمدم و به تهران رسیدم و از تهران با قطار به مشهد آمدم. اما از بداقبالی من، آن روز حرم رضوی تحت تدابیر شدید امنیتی بود. چرا؟ چون تشییع پیکر یک مرجع دینی بزرگ در جریان بود و مبارزات انقلاب اسلامی در جریان بود. من و پسرم «شرف» آنجا بودیم، وقتی فهمیدند من تونسی هستم، با وجود سفر قانونی و گذرنامه، ما را دیپورت کردند و نگذاشتند زیارت کنیم. پس در آن زمان از زیارت محروم شدم و مشتاق ماندم؛ تا آن موقع تقریباً همه حضرات ائمه(ع) را زیارت کرده بودم و توفیق زیارت امام رضا(ع) را هنوز نیافته بودم. به هرحال من در تونس بودم و سفر از تونس به ایران و مشهد به دلیل دوری مسافت سخت است. درنهایت، خداوند توفیق داد که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای کنگره جهانی حضرت رضا(ع) به مشهد دعوت شدم و با عزت و احترام آمدم تا در محضر امام رضا(ع) و در این کنگره سخنرانی کنم.
بله، این کنگره در سال 1362 در حرم مطهر و با حضور مقامات کشور و استادان برجسته حوزه و دانشگاه از کشورهای اسلامی برگزار شد. می توان گفت این کنگره، نخستین رویداد مهم و بزرگ معارفی درباره حضرت رضا(ع) پس از انقلاب اسلامی بود. از جزئیات حضور و سخنرانی خودتان در آن برنامه خاطره ای دارید؟
بله، اتفاقاً آیت ا... سیدعلی خامنهای، رئیس جمهور وقت، در روز سخنرانی من در ردیف اول نشسته بودند و در کنارشان آقای هاشمی رفسنجانی و تقریباً تمام دولتمردان و بزرگان کشور حضور داشتند. من در سخنرانیام، گفتم، من هرگز متن آماده نمیکنم. من بداههگو هستم، آنچه قلبم میگوید را بر زبان میآورم. پس از تمجید خداوند و درود بر پیامبر(ص) به حاضران گفتم: «من به شما ایرانیها نقد دارم که امام رضا(ع) را «غریب الغربا» مینامید. چگونه او غریب است؟ من امروز در زیارتم هرچه تلاش کردم ضریح مطهرش را لمس کنم نتوانستم از بس انبوه زائران مثل پروانه گرداگرد او حضور دارند، پس این غربت نیست. میدانید غریب کیست؟ کمی سکوت کردم. گفتم: «غریب، آقا رسولا...(ص) است که در میان وهابیها قرار دارد؛ همانهایی که زوارش را موقع زیارت حرمش کتک میزنند و میگویند: دستت را بکش ای مشرک.» همه حاضران را به گریه انداختم. شهید آیت ا... خامنهای گریه می کرد و حتی در اخبار تلویزیون هم پخش شد؛ خلاصه این که در سالن غوغایی از گریه بود. بعد از آن، ماجرایی را تعریف کردم از مناظرهای که با یکی از علمای وهابی درباره «توسل» داشتم. او توسل را کلاً رد میکرد و نظرش این بود که «توسل به غیر از خدا شرک است.» گفتم: «اگر شهادت میدهی که عمر بن خطاب مشرک به خداست، با تو همعقیدهام! چون طبق نقل صحیح بخاری او اولین کسی بود که به عباس، عموی پیامبر(ص) توسل جست و گفت: خدایا در زمان حیات رسول خدا(ص) به ایشان توسل میکردیم و برایمان باران میفرستادی، اینک در پیشگاهت به عموی پیامبرمان توسل میجوییم، ما را سیراب گردان. راوی نقل کرده است که در پی آن، مردم از باران، سیراب شدند.این روایتی است که بخاری نقل کرده است. وقتی با این استدلال به او حجت آوردم، نتوانست انکار کند. گفت: «تو مرا شکست دادی...» به نوعی پس از آن زیارت، امام رضا علیه السلام برای من «فتح مبین» بود و بعد از آن بیشتر سالها به زیارتش مشرف می شوم و با بهترین شکل از من استقبال و پذیرایی می شود. در سال های بعد، با مجمع تقریب مذاهب اسلامی همکاری داشتم.
جناب تیجانی، می خواهم بدانم این زیارت های متعدد برای شما که از راه دور به مشهد، مشرف می شوید، چه معنایی دارد. در واقع علاقهمندم از شما بشنوم که زیارت برای زائری که از راه دور به حرم آقا مشرف می شود، چه احساس و تجربه ای است؟
من فکر می کنم زیارت بیش از آنکه جسمی باشد، روحی است. از همین جهت است که بسیاری از مستبصرین (تازه شیعه شدهها) مرا واسطه قرار میدهند و میگویند: «خدا خیرت دهد، وقتی امام رضا(ع) را زیارت کردی، برای ما هم دعا کن و سلام ما را به امام رضا(ع) برسان.» این یک ارتباط روحی است؛ انگار من واسطهای هستم بین آنها و امام رضا(ع). من بعد از انقلاب هر سال برای کنفرانس وحدت اسلامی دعوت میشدم. این حضورهای مکرر تأثیر بزرگی داشت چون من سفیر حرم امام رضا(ع) در تونس شدم. من سلام آنها را به امام(ع) میرسانم و به نیت آن ها زیارت نامه می خوانم، یعنی نایب الزیاره شان می شوم. حتی در آن سال ها که آیت ا... طبسی، تولیت آستان قدس رضوی، در قید حیات بودند، یک بار مرا برای ناهار دعوت کرد و پرچم متبرک حرم مطهر را به من هدیه داد و الحمدلله الان پرچم متبرک حرم امام رضا(ع) و پرچم حرم های سایر حضرات ائمه علیهم السلام در تونس نگهداری می شود. در حقیقت، زیارت امام رضا (ع)، نوعی پرواز روحی است که ما این زندگی را بیشتر از زندگی جسمی و فیزیکی تجربه میکنیم. چون معنای زیست معنوی و روحی اثرش بسیار بیشتر و بزرگتر است.
چه عجیب، در نوبت اول که به مشهد آمدید، زیارت از نزدیک و درحرم مطهر برایتان میسر نشد، ولی برای نوبت دوم، امام رضا(ع) خودش شما را دعوت و راه را برایتان آسان کرد و گشود. آیا موقعیتهای دیگری هم در حرم امام رضا(ع) داشتید که احساس کنید کرامتی از کرامات امام است؟
یک داستان عجیب دارم که کرامتی از کرامات امام رضا(ع) است. سال ها قبل من چهار دختر داشتم و فرزند پسر نداشتم. همسرم باردار بود و من برای یک کنفرانس به ایران آمده بودم. خب دلم پسر می خواست و وقتی به حرم برای زیارت مشرف شدم، گفتم: «خدایا به حق این امام، به من پسری روزی کن.» سبحان ا... دو روز نگذشته بود که دخترم در تماس تلفنی گفت مادرش سقط کرده و در بیمارستان بستری است. عجیب بود؛ گفتم خدایا من دعا کردم فرزند پسر به من بدهی اما حالا همسرم سقط کرده و این خیلی عجیب بود. به تونس برگشتم و همسرم دوباره باردار شد و الحمدلله «محمد علی» به دنیا آمد. گفتم سبحان ا...، خدا این دعا را به برکت امام رضا اجابت کرد؛ دختر را با پسر جایگزین کرد. لذا این را کرامتی برای خودم میدانم که هرگز آن را فراموش نمیکنم. الحمدلله الان محمدعلی در زندگی بسیار خوب و با ایمان است.
آقای دکتر تیجانی، هر بار که به زیارت امام رضا(ع) می آیید، کدام ویژگی ایشان شما را تحت تاثیر قرار می دهد؟
من فکر می کنم، عظمت وجودی امام رضا علیه السلام که از بدو ورود به آسمان شهر مشهد لمس می کنی. مثلا همین که از هواپیما و از آسمان به پایین نگاه کنی، نور بهشتی و گنبدهای طلایی و نشانههای این مقام عظیم را میبینی که نظیرش در جهان کم است.در یکی از سفرهایم همراهی فرانسوی داشتم که همسرش به تشیع گرایش یافته بود؛ وقتی پایشان را به حرم امام رضا(ع) گذاشتند، گفتند این جا بهشت است، نه زمین؛ یا اینکه بهشتی روی زمین است. آن ها مدام می گفتند، احساسشان از این مکان را نمی توانند با زبان بیان کنند.
بی شک از مهم ترین ویژگی های این قطعه از بهشت، حضور انبوه زائران و ارادتمندان امام(ع) از راه های دور و نزدیک است...
قطعا این گونه است. میلیونها نفر شامل مردان، زنان، کودکان، پیران و جوانان از هرسو برای زیارت این امام میآیند. در حج، میلیونها نفر در یک نوبت گرداگرد خانه خدا جمع میشوند، اما اینجا هر هفته یا هر دو سه روز میلیونها زائر میآیند و میروند.
علاقه مندم سخن آخرتان را بشنوم...
کلام آخرم، حرفی از اعماق قلبم برای امام رضا(ع) است؛ از خداوند متعال میخواهم که مرا در پناه خود بگیرد، یاریام کند و در کنارم باشد تا در نصرت اسلام و مسلمانان در همه جای جهان و بهویژه در تونس تلاش کنم؛ زیرا ما در تونس ارادتمندان اهل بیت(ع) زیادی داریم که باید برایشان در جهت تبیین حقایق و معارف ناب اسلامی تلاش کنیم. لذا از خداوند میخواهم که مرا در کنار امام رضا علیه السلام و در پناه اهل بیت(ع) محشور کند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


