ای شهید ستم، ای قتیل جفا

نویسنده:

مترجم:


ای شهید ستم، ای قتیل جفا
الرضا المرتضی المجتبی المقتدا
تا تو گشتی شهید در عزایت شدند
خون جگر مصطفی، نوحه گر مرتضی
تا شدی کشته زهر مأمون دون
خون دل آمد از چشم خیرالنسا
آه کاندر دم جان سپردن بُدی
بی‌طبیب و حبیب بی‌کس و آشنا
یا رب اندر دم جان سپردن که بست
چشم‌هایت ز مهرای شهید جفا
ای دریغا نبود بر سرت خواهرت
تا بگوید ز غم یا رضا یا رضا
آه کاندر دم آخرین شد تو را
خاک غم بستر و خشت ره متکا
در خراسان شدی کشته زهر کین
یک پسر داشتی آن هم از تو جدا
«جودیا» تا زدی بیرق غم به طوس
طوس را ساختی زین‌الم کربلا

میرزاعبدالجوادجودی عنبرانی  
​​​​​​​
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار