آیا تفاهم هرمز ایران و عمان مقدمه بازگشت آمریکا به یادداشت تفاهم است؟

بازگشت به تفاهم با شروط ایران ؟

نویسنده: سلیمانی

مترجم:


آمریکا در ظاهر از آغاز مرحله تازه‌ای از فشار حداکثری سخن می‌گوید، اما همزمان در پشت پرده، مسیر دیپلماسی را نیز باز نگه داشته است. ترامپ می‌خواهد اگر مذاکرات شکست خورد، ابزار فشار را از دست ندهد و اگر توافقی شکل گرفت، آن را نه نتیجه پذیرش شروط ایران، بلکه محصول فشار اقتصادی و برتری نظامی آمریکا معرفی کند.در این میان، نهایی‌شدن تفاهم ایران و عمان درباره تنگه هرمز می‌تواند بسیار فراتر از یک توافق فنی برای عبور کشتی‌ها باشد. اطلاعات منتشرشده نشان می‌دهد این تفاهم احتمالاً نخستین قطعه از مسیری است که در نهایت می‌تواند به احیای یادداشت تفاهم و بازگشت آمریکا به چارچوبی منجر شود که پیشتر از آن فاصله گرفته بود.
دو بازی همزمان واشنگتن
راهبرد فعلی آمریکا بر دو مسیر موازی استوار است: فشار در ویترین و مذاکره در پشت صحنه. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، مأمور تشدید محاصره اقتصادی، تهدید شرکای تجاری ایران و ساختن این تصویر است که تهران به‌دلیل فشار اقتصادی ناچار به عقب‌نشینی شده است. همزمان، کانال‌های میانجیگری فعال‌اند تا شرایط ایران برای بازگشت به مسیر دیپلماتیک مشخص شود. حتی در خبرها آمده است که نخست وزیر قطر به زودی به تهران سفر می کند.مدیریت روایت پایان جنگ نیز برای ترامپ اهمیت دارد. کاخ سفید نمی‌خواهد هر توافق احتمالی به‌عنوان پذیرش نقش ایران در اداره هرمز یا عقب‌نشینی از مطالبات پیشین آمریکا دیده شود. بنابراین ابتدا فشار را به اوج می‌رساند تا بعداً هر گشایش دیپلماتیک را نتیجه تسلیم ایران بنامد.
در واقع، فشار اقتصادی در این مرحله تنها ابزار تغییر رفتار تهران نیست، بخشی از جنگ شناختی برای تصاحب روایت توافق آینده است. 
هرمز؛ توافقی فراتر از عبور کشتی‌ها
چارچوب مورد توافق تهران و مسقط در ظاهر درباره ایجاد یک کریدور موقت تجاری است، اما جزئیات آن از شکل‌گیری نظمی تازه در تنگه حکایت دارد: ورود کشتی‌ها از مسیر واقع در آب‌های ایران، خروج از مسیری مشترک با عمان، همکاری در مین‌روبی، تبادل اطلاعات دریانوردی، ایجاد سازوکار کنترل تردد و حرکت به‌سوی یک مسیر دائمی.احتمال دریافت هزینه در برابر خدمات هدایت، امنیت و کنترل ترافیک و همچنین ممنوعیت یا محدودیت عبور شناورهای نظامی، اهمیت راهبردی این تفاهم را دوچندان می‌کند. این ترتیبات، اگر تثبیت شود، به این معناست که عبور از هرمز دیگر الزاماً بر مبنای نظم پیش از جنگ و بدون توجه به اراده ایران انجام نخواهد شد.تهران نیز به‌صراحت تأکید کرده که ایجاد کریدور موقت به معنای بازگشت کامل تنگه به وضعیت سابق نیست. ایران می‌خواهد بخشی از تردد تجاری را از سر بگیرد، اما تا زمانی که طرف مقابل تعهدات خود را اجرا نکرده، اهرم هرمز را یکباره کنار نگذارد. این همان وضعیت سوم است: نه انسداد کامل تنگه و نه بازگشایی بی‌قیدوشرط آن.مهم‌ترین دستاورد احتمالی ایران در این توافق، تبدیل یک اهرم موقت نظامی به ترتیبات پایدار حقوقی و اقتصادی است. مین‌گذاری، توقیف کشتی یا محدودکردن عبور، ذاتاً ابزارهایی بحرانی و پرهزینه‌اند؛ اما سازوکار مشترک کنترل تردد، ارائه خدمات امنیتی و دریافت هزینه، می‌تواند همان قدرت را در قالبی قابل‌دوام‌تر تثبیت کند.از سوی دیگر، حضور عمان به این الگو مشروعیت منطقه‌ای می‌دهد. تهران از این طریق نشان می‌دهد امنیت هرمز باید توسط کشورهای ساحلی مدیریت شود، نه نیروی دریایی آمریکا. همین نقطه، نگرانی اصلی آمریکاست. واشنگتن بیم دارد ایران از طریق توافق با عمان، برای خود نوعی حق تنظیم‌گری یا حتی حق وتوی عملی در عبور کشتی‌ها ایجاد کند. دریافت هزینه خدمات نیز می‌تواند شکل حقوقی‌تر همان عوارضی باشد که ترامپ پیشتر با آن مخالفت کرده بود. حتی ترامپ  قبلاتهدید کرده بود در صورتی که این کشور عربی مانع حل‌وفصل مناقشه ایران و آمریکا شود، آن را به شدت بمباران خواهد کرد.
عملیات ترامپ برای مصادره نتیجه
ادعای ترامپ مبنی بر جمع‌آوری تمام مین‌های مسیر اصلی و نظارت نیروی فضایی آمریکا بر هرمز، احتمالا مقدمه‌سازی برای مصادره نتیجه یک توافق احتمالی است. ترامپ می‌خواهد از هم‌اکنون این روایت را تثبیت کند که اگر تردد کشتی‌ها افزایش یافت، نه به‌دلیل تفاهم ایران و عمان، بلکه در نتیجه عملیات نظامی آمریکا بوده است.اما ادامه محدودیت شدید تردد و فاصله محسوس آن با سطح پیش از جنگ، ادعای بازگشت کامل کنترل به آمریکا را زیر سؤال می‌برد. آمریکا هنوز نتوانسته نظم سابق را احیا کند و در مقابل، ایران نیز نتوانسته بدون تحمل هزینه‌های اقتصادی، انسداد طولانی‌مدت را ادامه دهد. همین توازن شکننده، دو طرف را به‌سمت یک راه‌حل میانی سوق داده است که با توافق ایران و عمان کفه این راه حل میانی به سمت ایران سنگینی می‌کند.
 توافق محدود، سپس احیای تفاهم
محتمل‌ترین سناریو آن است که ابتدا کریدور محدود ایران و عمان عملیاتی شود؛ بدون آنکه ایران رسماً از اهرم هرمز عقب‌نشینی کند. در مرحله بعد، اگر آمریکا تعهدات خود را اجرا کند، این سازوکار می‌تواند به مقدمه‌ای برای احیای یادداشت تفاهم تبدیل شود.ترامپ نیز احتمالاً چنین توافقی را در داخل آمریکا با چهار گزاره خواهد فروخت: مین‌ها را از بین بردیم، ایران را مهار کردیم، عبور کشتی‌ها را بازگرداندیم و سپس عملیات را با پیروزی پایان دادیم.اما پشت این ویترین، واقعیت دیگری قرار دارد، آمریکا پس از ناکامی در بازگرداندن نظم سابق هرمز، ممکن است ناچار شود ترتیباتی را بپذیرد که ایران طراح و مدیر اصلی آن است. 

خبر مرتبط
غریب آبادی: تنگه هرمز فقط با ترتیبات   ایرانی مدیریت می شود

کاظم غریب‌آبادی معاون امور حقوقی و بین‌المللی وزارت امور خارجه درباره تفاهم با عمان در خصوص تنگه هرمز گفت: این تفاهم به این معنا نیست که تنگه هرمز از همین فردا باز شود. 
معاون وزیر خارجه خاطرنشان کرد: بر اساس این تفاهم، مسیر ورودی به خلیج فارس از سمت دریای عمان کاملا در آب‌های سرزمینی ایران قرار بگیرد و خروج هم از خلیج فارس به سمت دریای عمان یک مقداری از این مسیر وارد آب‌های سرزمینی ایران می‌شود و مابقی در آب‌های سرزمینی عمان.وی گفت: این مسیر مانند یک اتوبان رفت‌ و برگشت است که فاصله بین این دو مسیر ۲ مایل است و مسیر عبور هم حدود ۲.۳ مایل که در مجموع کل کریدور حدود ۷ مایل است.معاون وزیر خارجه اظهار داشت: این مسیر موقت مشترک است. در صورت اجرایی شدن این تفاهم باید ظرف ۳۰ تا ۶۰ روز با عمان مذاکره کنیم تا درباره مسیر دائمی جدید تفاهم کنیم.غریب‌آبادی همچنین بیان کرد: در مذاکرات با عمان وزارت خارجه، سازمان بنادر و دریانوردی، سپاه اعم از نیروی دریایی و معاونت‌های ستادی و ستاد کل نیروهای مسلح حضور دارند و هدایت اصلی درباره مسیرها با مجموعه نظامی است. نقشه‌هایی که با عمان صحبت کردیم و تفاهم داریم نقشه‌هایی است که نیروهای مسلح ارائه کردند و همه درباره آن اجماع دارند. 
10 صفحه اول