پدر و مادرم اصلا هوای من را ندارند!
در یک شرکت مشغول کار هستم. برادر و خواهر کوچکتر از خودم دارم که ازدواج کردند. مشکلی که به عنوان یک دختر 32 ساله دارم این است که پدر و مادرم همه حواسشان به بچههای دیگرشان است و اصلا هوای من را ندارند. برای حل کردن مشکلاتم احساس تنهایی میکنم. درسم را هم تا ارشد خواندم و شرایط اقتصادیام متوسط است. راهنماییام کنید لطفا.نویسنده: زهرا موید | کاندیدای دکتری تخصصی مشاوره
مترجم:
مخاطب گرامی، احساس شما قابل درک است. وقتی میبینیم خواهر و برادرمان ازدواج کردهاند و بخش زیادی از توجه و نگرانی والدین به زندگی آنها معطوف شده، ممکن است در درونمان این احساس شکل بگیرد که «پس من چه؟»، «چرا کسی حواسش به من نیست؟» یا حتی «نکند من برای خانوادهام به اندازه آنها مهم نیستم؟» اما قبل از هر چیز باید بین کم شدن توجه والدین و کم شدن ارزشمندی خودمان تفاوت بگذاریم.
شرایط را دوباره معنا کنید
ازدواج خواهر و برادرها و درگیر شدن والدین با مسائل آنها لزوماً به این معنا نیست که شما فرزند کماهمیتتری هستید. گاهی والدین بدون اینکه متوجه باشند، توجه خود را بیشتر به فرزندی میدهند که در یک مرحله جدید از زندگی قرار گرفته و نیازهای آشکارتری دارد.
از طرف دیگر، ممکن است بخشی از رنج شما فقط مربوط به رفتار والدین نباشد، بلکه به این احساس عمیقتر مربوط باشد که «من باید کسی را داشته باشم که در شرایط سخت هوایم را داشته باشد.» این نیاز، یک نیاز انسانی و طبیعی است اما اگر تمام احساس امنیت و ارزشمندی ما به میزان توجه خانواده وابسته شود، هر بار که آنها درگیر زندگی خودشان میشوند، احساس تنهایی و طردشدگی خواهیم کرد.
تنهایی یا بیپناهی؟
شما در ۳۲ سالگی، تحصیلات، شغل و تجربههایی به دست آوردهاید که نشان میدهد تا امروز توانستهاید بخش مهمی از زندگیتان را خودتان پیش ببرید. شاید اکنون زمان آن باشد که مفهوم «تنها بودن» را از «بیپناه بودن» جدا کنید. البته مستقل شدن به این معنا نیست که دیگر به خانواده نیاز نداریم یا نباید از آنها کمک بخواهیم. اتفاقاً میتوانید نیازهای خود را شفاف و بدون گلایه با والدین مطرح کنید. برای مثال به جای اینکه بگویید «شما اصلاً هوای من را ندارید»، میتوانید بگویید: «این روزها درگیر چند مسئله هستم و دوست دارم گاهی بیشتر با شما صحبت کنم و حمایت عاطفیتان را احساس کنم.»
مقایسه ممنوع
مراقب باشید زندگی خود را با خواهر و برادرتان مقایسه نکنید. اینکه شرایط ازدواج برای آنها فراهم شده، به این معنا نیست که شما عقب ماندهاید یا مشکلی در شما وجود دارد. مسیر زندگی آدمها همزمان شروع نمیشود و با یک معیار هم سنجیده نمیشود. درباره ازدواج هم مهم است که مراقب باشید احساس تنهایی، شما را به سمت انتخاب فردی صرفاً برای پر کردن جای خالی خانواده سوق ندهد. ازدواج قرار نیست درمان تنهایی یا راهی برای اثبات ارزشمندی ما باشد.اگر این احساس که «کسی هوای من را ندارد» مدت زیادی است همراه شماست و باعث شده احساس طردشدگی، ناامیدی یا بیارزشی کنید، صحبت با یک روانشناس میتواند کمک کند ریشه این احساس را بهتر بشناسید و یاد بگیرید چگونه بدون قطع رابطه با خانواده، تکیهگاه درونی و شبکه حمایتی سالمتری برای خودتان بسازید.شاید مسئله اصلی این نباشد که چگونه کاری کنیم دیگران بیشتر حواسشان به ما باشد. گاهی سؤال مهمتر این است: «چطور میتوانم زندگیای بسازم که حتی وقتی دیگران مشغول زندگی خودشان هستند، احساس نکنم زندگی من متوقف شده است؟»
شرایط را دوباره معنا کنید
ازدواج خواهر و برادرها و درگیر شدن والدین با مسائل آنها لزوماً به این معنا نیست که شما فرزند کماهمیتتری هستید. گاهی والدین بدون اینکه متوجه باشند، توجه خود را بیشتر به فرزندی میدهند که در یک مرحله جدید از زندگی قرار گرفته و نیازهای آشکارتری دارد.
از طرف دیگر، ممکن است بخشی از رنج شما فقط مربوط به رفتار والدین نباشد، بلکه به این احساس عمیقتر مربوط باشد که «من باید کسی را داشته باشم که در شرایط سخت هوایم را داشته باشد.» این نیاز، یک نیاز انسانی و طبیعی است اما اگر تمام احساس امنیت و ارزشمندی ما به میزان توجه خانواده وابسته شود، هر بار که آنها درگیر زندگی خودشان میشوند، احساس تنهایی و طردشدگی خواهیم کرد.
تنهایی یا بیپناهی؟
شما در ۳۲ سالگی، تحصیلات، شغل و تجربههایی به دست آوردهاید که نشان میدهد تا امروز توانستهاید بخش مهمی از زندگیتان را خودتان پیش ببرید. شاید اکنون زمان آن باشد که مفهوم «تنها بودن» را از «بیپناه بودن» جدا کنید. البته مستقل شدن به این معنا نیست که دیگر به خانواده نیاز نداریم یا نباید از آنها کمک بخواهیم. اتفاقاً میتوانید نیازهای خود را شفاف و بدون گلایه با والدین مطرح کنید. برای مثال به جای اینکه بگویید «شما اصلاً هوای من را ندارید»، میتوانید بگویید: «این روزها درگیر چند مسئله هستم و دوست دارم گاهی بیشتر با شما صحبت کنم و حمایت عاطفیتان را احساس کنم.»
مقایسه ممنوع
مراقب باشید زندگی خود را با خواهر و برادرتان مقایسه نکنید. اینکه شرایط ازدواج برای آنها فراهم شده، به این معنا نیست که شما عقب ماندهاید یا مشکلی در شما وجود دارد. مسیر زندگی آدمها همزمان شروع نمیشود و با یک معیار هم سنجیده نمیشود. درباره ازدواج هم مهم است که مراقب باشید احساس تنهایی، شما را به سمت انتخاب فردی صرفاً برای پر کردن جای خالی خانواده سوق ندهد. ازدواج قرار نیست درمان تنهایی یا راهی برای اثبات ارزشمندی ما باشد.اگر این احساس که «کسی هوای من را ندارد» مدت زیادی است همراه شماست و باعث شده احساس طردشدگی، ناامیدی یا بیارزشی کنید، صحبت با یک روانشناس میتواند کمک کند ریشه این احساس را بهتر بشناسید و یاد بگیرید چگونه بدون قطع رابطه با خانواده، تکیهگاه درونی و شبکه حمایتی سالمتری برای خودتان بسازید.شاید مسئله اصلی این نباشد که چگونه کاری کنیم دیگران بیشتر حواسشان به ما باشد. گاهی سؤال مهمتر این است: «چطور میتوانم زندگیای بسازم که حتی وقتی دیگران مشغول زندگی خودشان هستند، احساس نکنم زندگی من متوقف شده است؟»
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


