شلیک به آرامش

وقتی تصمیمات کلان همچون مسئله این روزهای بنزین، با نارسایی در اطلاع رسانی و اقناع جامعه همراه می شود، اولین آسیب، تخریب امنیت روانی جامعه و تولید شایعه است. ما این موضوع را با یک جامعه شناس بررسی کردیم

نویسنده: صادق غفوریان

مترجم:



این روزها در حوزه‌های اجتماعی، همچون شماری از مسائل اقتصادی، به نوعی با برخی نابسامانی‌ها مواجهیم. حکمرانان گاهی به دلایل مختلف توان و امکان مدیریت درست و دقیق مسائل را ندارند؛ طبیعتاً چنین شرایطی با پدید آمدن مجموعه‌ای از چالش‌ها برای جامعه همراه می‌شود. در این میان و به موازات این نارسایی‌ها، فضای روانی و التهابات ناشی از حرف و حدیث‌ها، تفسیرهای نادرست رسانه‌ها و انسان‌رسانه‌ها، شایعه‌ها و بعضاً اظهارات نسنجیده مسئولان به مشکلات مردم دامن می‌زند و مصائب دوچندان می‌شود.بی‌شک، فضای مجازی با تمامی محاسن آن، فقدان سواد رسانه‌ای و از همه مهم‌تر، بی‌توجهی حکمران به اطلاع‌رسانی به‌هنگام و اقناع افکارعمومی در تصمیمات، همه دلایلی است که جامعه مدام در معرض اخبار نادرست و جعلی، تحلیل‌های آبکی و اظهارنظرهای غیرمسئولانه، آرامش خود را از دست می‌دهد. همین روزها مسئله بنزین و بلاتکلیفی و آشفتگی‌های ناشی از تصمیمات پیرامون آن، خود یک مصداق بارز از فقدان سیاست‌گذاری مسئولانه و اقناع‌گرانه در قبال جامعه است؛ جامعه‌ای که برای یکی از نیازهای اساسی خود یعنی بنزین، اکنون آرامش‌ خود را از دست داده است.

تأخیر در روایت اول؛ آغاز زیست شایعه
وقتی در ساحت یک جامعه، رویدادها و تصمیمات پیش از آنکه به‌درستی و با زبانی شفاف روایت شوند در هاله‌ای از ابهام رها می‌شوند، شایعه در قامت یک واقعیت بدلی جان می‌گیرد. شایعه هرگز در خلأ زاده نمی‌شود، بلکه بستر رویش آن درست در فاصله‌ای است که میان وقوع یک رخداد تا روایت دقیق و رسمی آن دهان باز می‌کند. در چنین وضعیتی، افکار عمومی که در عطش دانستن و تنظیم رفتارهای روزمره خویش است، به نخستین داده‌های در دسترس پناه می‌برد.
دکتر «غلامرضا حسنی درمیان»، جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی، در تحلیل این سازوکار رفتاری معتقد است: «الگوی رفتار جامعه، تابعی مستقیم از اطلاعاتی است که شهروندان دریافت می‌کنند. هنگامی که یک پدیده یا واقعیت اجتماعی به‌موقع و به‌هنگام تحلیل و تبیین نشود و اطلاع‌رسانی دقیق صورت نگیرد، زمینه شایعه گسترش می‌یابد. به عنوان مثال، در مسئله بنزین، وقتی نحوه و ماهیت تغییرات احتمالی به شفافیت بازگو نمی‌شود، مردم به شنیده‌ها بسنده می‌کنند. هجوم ناگهانی به صف‌های سوخت پاسخی به ابهام در اطلاعات است؛ رفتاری هیجانی که به دلیل تکرار در حافظه جمعی، خود شایعه را به یک عامل محرک تورمی و تنش‌زا در بازار تبدیل می‌کند.» 
​​​​​​​
فرسایش اعتماد اجتماعی 
طبیعی است وقتی، حکمران فاقد توانایی لازم در مدیریت یک مسئله اجتماعی همچون بنزین است، جامعه نیز در همین بستر دچار التهاب و ناآرامی روانی می شود. شاید علت این موضوع را باید در زیربنای مناسبات میان جامعه و نهادهای رسمی یعنی «سرمایه و اعتماد اجتماعی» جست‌وجو کرد. عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی با تأکید بر این که بی‌اعتمادی محصول یک‌شبه نیست، خاطرنشان می‌کند: «بی‌اعتمادی اجتماعی یک پروسه تدریجی است؛ عناصری که در طول سال‌ها و بر اثر وعده‌های عمل‌نشده یا اخبار ناهمخوان با واقعیت شکل می‌گیرند. وقتی اعتماد در سطحی بالا باشد، جامعه در برابر حرف و حدیث ها یا شایعات نوعی خودایمنی پیدا می‌کند؛ اما زمانی که باور عمومی به صحت اخبار رسمی خدشه‌دار شود، حتی غیرواقعی‌ترین ادعاها نیز پذیرش می‌یابند. در چنین اتمسفری، فضای مجازی خلأهای خبری را پر می‌کند و زمانی که یک شایعه مستقر شد، هزینه اقناع و بازسازی افکار عمومی ده‌ها برابر اطلاع‌رسانی اولیه خواهد بود.» 
هنگامی که شفافیت، قربانی مصلحت ‌اندیشی‌ های مقطعی می‌شود،  جامعه هزینه سنگین این سکوت را با تشویش، استرس مداوم و حس ناامنی نسبت به آینده پرداخت می‌کند. ترمیم این شکاف نیازمند اقدامی فراتر از تکذیبیه‌های بهنگام یا دیرهنگام است؛ فرایندی که باید از مسیر بازیابی صداقت نهادی و پاسخ‌گویی نظام‌مند عبور کند.
  راهبردهای خروج از تله اضطراب 
مهار این چرخه فرساینده و حراست از امنیت روانی جامعه، نیازمند اتخاذ تدابیری همزمان در دو سطح ساختاری و فردی است:
1-تعهد ساختاری به روایتگری پیش‌دستانه و پرهیز از تشتت اظهارنظرها: 
پیش از اتخاذ هر تصمیم اثرگذار بر معیشت و زیست شهروندان، پیوست رسانه‌ای و اقناع افکار عمومی باید در اولویت نخست قرار گیرد. اظهارات متناقض و نسنجیده از سوی مسئولان، مهم‌ترین کاتالیزور تشویش عمومی است. مسئولان باید بپذیرند که پنهان کردن ابعاد یک تصمیم، به معنای مدیریت آن نیست، بلکه سپردن نبض روانی جامعه به دست کانون‌های شایعه‌پراکنی است.
2-توانمندسازی جامعه به سواد رسانه‌ای: 
جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به مهارت پالایش اطلاعات نیازمند است. همان‌گونه که در آموزه‌های دینی و فرهنگ اصیل بر کلام متقن و هدایت به بهترین گفتار تأکید شده است، ارتقای تفکر نقادانه و خودداری آگاهانه از بازنشر پیام‌های مجهول و اضطراب‌آفرین، سدی استوار در برابر جنگ روانی است. آموزش این مهارت‌ها باید از نظام آموزشی و مدارس آغاز شده و در فرهنگ عمومی نهادینه شود.
باید باور کنیم، امنیت روانی، زیربنای سلامت، پویایی و همبستگی ملی است. صیانت از این سرمایه حیاتی در روزهای پرالتهاب، مسئولیتی دوسویه میان حکمرانان در «پاسخ‌گویی شفاف و به‌موقع» و جامعه در «سواد نقادانه و مسئولیت‌پذیری اجتماعی» است؛ پیوندی که اگر گسسته شود، ترکش‌های هر شایعه نخستین نشانه را به قلب آرامش جامعه شلیک خواهد کرد.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده