تاریخ نیشابور به روایت هنری دوکولیباف
نویسنده:
مترجم:
هنری دو کولیباف فرانسوی در سال 1860 میلادی از طرف ناصرالدین ماموریت پیدا میکند تا برای تهیه گزارش از نبرد قشون دولتی با ترکمنان تکهای به مرز رفته و همراه قشونی باشد که در اثر بیتدبیری شکست سختی از ترکمنان میخورد؛ در نتیجه او به مدت 14 ماه به اسارت درآمده و در کتابی که نوشته روایتی از سفر به محل نبرد، ماجرای جنگ و بعد هم اسارت را نقل میکند؛ در بخشی از کتاب او که روایت سفر قبل از جنگ است درباره شهر نیشابور میخوانیم: «به شهر نیشابور رسیدیم؛ کوههای بلند و کوتاهی دور تا دور شهر را فرا گرفته بود. نیشابور نیز از مناظر زیبا و باغ های میوه برخوردار بود. بر اساس اطلاعات به دست آمده شهر را تیمور لنگ بنا کرد. اما اسکندر ذوالقرنین آن را نابود میکند. شاپور اول دوباره آن را بازسازی میکند و نام خودش را بر آن مینهد در سال ۵۴۸ هجری نیشابور را ترکان دوباره منهدم میکنند. مردم هنگام حمله به میان کوهها پناه میبرند. بعد از هجوم وقتی باز میگردند میبینند شهر چنان نابود شده که هیچکس قادر به شناسایی خانهها و کلبههای خود نیست؛ اینکه نام نیشابور قبل از بازسازی آنچه بود را نتوانستم بفهمم آن طور که خود اهالی میگویند، عمر شهرشان به ۳۵۰ سال میرسد؛ نزدیک به سه هزار خانوار در آن زندگی میکردند. نیشابور از میان دیگر ولایات خراسان منحصربهفرد بود؛ بهترین و باصفاترین دشت را این شهر داشت. البته بسیاری تعداد روستاییها به رونق نیشابور کمک شایانی کرده بود. خرابههای شهر قدیمی نیشابور در ۲ مایلی آن قرار داشت و چون تپهای بلند خودنمایی میکرد. اطلاعات نشان میداد که بهترین و پررونقترین دوران نیشابور به قرن هفتم و هشتم باز میگردد. اگر شنیدههایم اغراق آمیز نباشد، بیش از ۱۲ هزار کاریز و چشمههای پر آب در آن جاری بود، هنر نیشابور از نظر کیفی و کمی در سطح بالایی قرار داشت.»
10 صفحه اول


