راهی که به بهشت می‌رسانَد

نویسنده: سید احمد میرزاده 

مترجم:

​​​​​​​

نژند و مستمند در تاریکی نشسته‌ای؛ شکسته و دلخسته‌ای! برخیز! بر طاقچه‌ات کتابی است که از آن نور می‌تراود؛ نوری که درمان دل است: استَشفُوا بنورِهِ فإنّهُ شِفاءُ الصُّدور. اگر آواز هزارآوا در گلستان دلت خاموشی گرفته اگر در این باغ جز نوحۀ زاغ نمی‌شنوی پژمردگیِ غنچه‌های دل را بهاری هست: کتاب خدا؛  فإنّهُ رَبیعُ القُلوب. دست‌نمازی کن و کتاب را بردار که لَا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ. از دیوِ مرید به حصنِ حمید پناه ببر؛ و بخوان به نام پروردگارت که آفرید. این کتاب روشنی و توانگری است. در مهمانی نور، دلت از غم به دور باد: حافظا در کنج فقر و خلوت شب های تار/  تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور
شب نیست این؛ دریچه بسته است! چه کسی بر این دریچه چندان قفل زده که حجره را تاری و سیاهی فرو پوشانده؟ قفل‌ها را بشکن و دریچه را باز کن تا نور را ادراک کنی: «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی‌ قُلُوبٍ أَقْفالُها» قرآن بخوان که پروردگار تو کریم‌ترین است. اما مباد بر ساحل اقیانوسِ کرامت به تماشا قناعت کنی. صیاد باش و در این آب، ماهی‌های شگرفِ اعماقِ ژرف را دریاب. هست قرآن حال‌های انبیا/ ماهیانِ بحرِ پاکِ کبریا.
زمین، گردان است و آسمان، گردان و در این میانه، آدمی هماره سرگردان. در این هزارتوی پیشِ رو، تنها یک جاده به چشم‌اندازهای بهشت می‌رسد. هان! تا به کژراهه در نغلتی و به درّه‌های دوزخ در نیفتی! در روشنیِ نُبی، رهنورد باش. پیشوای هشتمین فرمود: «[قرآن]، ریسمانِ سختِ خدا و استوارترین دستگیرۀ اوست. راهِ برتر است. به بهشت می‌رسانَد و از دوزخ می‌رهانَد.» 
(عیون اخبار الرضا(ع)، ج2. باب35.ح7.)
10 صفحه اول