زیارت به نیابت از شهدا

نویسنده:

مترجم:

چند روزی عجیب دلم هواشو کرده بود. بعد از این که رفت سوریه و از کنار حرم عمه سادات پر کشید تا خدا، خیلی وقت‌ها به نیابتش میرم زیارت امام رضا جان‌مون. دیشب هم دلم بی‌قرارش بود و به یاد رفیق شهیدم گفتم برم پابوس آقا. تا وارد حرم شدم و چشمم به گنبد افتاد، احساس کردم دو تا قلب در وجودم داره می‌تپه. یه دلتنگی، یه حس غریب و یه انرژی و نور خاص که می‌دونستم از یاد رفیق شهیدمه. نشستم گوشه صحن و نمازی خوندم و دعاکردم. واقعا حس کردم هنوز «شهید جهانی» مثل قدیما که با هم می‌اومدیم زیارت، کنارمه. امیدوارم نگاه ویژه امام رضا جان‌مون و همه شهدا نوری باشه تو زندگی‌مون. راه گم نکنیم و عاقبت همه‌مون ختم به خیر باشه  . 
بچه محل امام رضا، محمود ماروسی
10 صفحه اول