ناجی خستگیناپذیر حیاتوحش ایران
در روز جهانی محیطبان با «احمد بحری» فعال محیطزیست و حیاتوحش، محیطبان نمونه کشوری، خالق پویش پرطرفدار «نذر طبیعت» و ... گفتوگو کردیمنویسنده: مجید حسین زاده | روزنامهنگار
مترجم:
هرجایی از کشورمان که حیاتوحش در خطر باشد، یکی از افرادی که خیلی سریع مهیای رفتن به آنجا میشود تا هر کاری از دستش برمیآید، انجام بدهد، «احمد بحری» است. خیلیها او را یکی از تاثیرگذارترین محیطبانان ایرانی میدانند که دامنه فعالیتهایش بُعد ملی پیدا کرده است. او در شبکههای اجتماعی هم حضور فعالی دارد و با وجود شکارچیها و صیادها همچنان پایدار است و مقاوم. چه بسیار شکارچیانی که بهخاطر او دست از شکار کشیدهاند. طبیعت ایران با پویش «نذرطبیعت» که او راه انداخت، حیوانات تشنهاش را سیراب و توجهات زیادی را جذب طبیعت کرده است. در این پویش، دوستداران محیط زیست برای ساخت آبشخور و تأمین علوفه برای حیاتوحش در مناطق درگیر خشکسالی، تامین دارو و تجهیزات دام پزشکی و همچنین درختکاری در سراسر کشور کمک میکنند. امروز یعنی 31 جولای مصادف با 9 مرداد روز جهانی محیطبان است. به همین بهانه و در پرونده امروز زندگیسلام به سراغ او رفتیم.

از کودکی عاشق طبیعت بودم
او درباره این که از چه زمانی و چرا به حوزه محیط زیست و محیط بانی علاقهمند شد، میگوید: «این موضوع برمیگردد به علاقه من به طبیعت. یعنی از دوران کودکی که ما به روستای پدریام میرفتیم به خصوص در تابستانها و در کنار حیوانات و باغ و بوستان و ... بودیم، علاقهام به طبیعت بیشتر شد. زمان گذشت تا رسید به موقعی که میخواستم برای دانشگاه انتخاب رشته کنم و بعد از تحقیق با رشته منابع طبیعی آشنا شدم. سپس وارد این رشته شدم. بعد از تحصیل در مقطع کاردانی، زمان سربازیام رسید و توانستم امریه بگیرم و در اداره منابع طبیعی قم خدمتم را گذراندم. دو سال سربازیام را در آن جا بودم و با طبیعت بیشتر آشنا شدم. اواخر دوره خدمتم بود که اداره محیط زیست آگهی استخدام منتشر کرد. آن زمان درباره محیط زیست خیلی اطلاعات خاصی نداشتم ولی میدانستم که به طبیعت و حیاتوحش ربط دارد. در آزمون شرکت کردم و قبول شدم و توانستم وارد این شغل بشوم. همان سال اولی که وارد این شغل شدم، دوباره تصمیم به ادامه تحصیل گرفتم و در کارشناسی محیط زیست دانشگاه اصفهان قبول شدم. دو سال در کنار مشغول بودن در حرفه محیطبانی به اصفهان رفتوآمد میکردم و در آن جا با دانشجویانی از استانهای دیگر تبادل نظر میکردیم و اطلاعاتم از این حرفه بیشتر شد. آن دوران نقطه عطفی در زندگی من شد و با کسب اطلاعات بیشتر، خودم را به استانداردهایی که یک محیطبان باید داشته باشد، نزدیکتر کردم».

از پیگیری پسماندهای روستایی تا جلوگیری از شکار
«بحری» که سالهای زیادی برای حفاظت از طبیعت و محیطزیست تلاش کرده درباره اصلیترین فعالیتهایش در این حوزه میگوید: «فعالیتهایی که من داشتم در راستای انجام وظیفه و بحث جلوگیری از شکار و صید بوده است. از سال ۸۵ که در سازمان محیط زیست مشغول به کار شدم، چندین پرونده جلوگیری از شکار غیرمجاز و شروع به شکار را پیگیری کردیم، چندین پرونده مرتبط با منابع آلاینده بود مثل چاههای زغال، کورههای ذوب سرب که به شدت هوا را آلوده میکنند. بحث پسماند بود و پیگیری پسماندهای روستایی بود تا جلوگیری کنیم از این که در طبیعت رهاسازی شوند. یک بخش هم فرهنگسازی بود که با جوامع محلی و دانشآموزان یکسری کلاسهای آموزشی در مدارس با هماهنگی آموزشوپرورش برگزار میکردیم. طرحی بود به نام «یک ساعت با محیطبان در مدرسه» که من در مدارس حضور پیدا میکردم و برایشان درباره محیطزیست صحبت میکردم که خیلی مورد استقبالشان قرار میگرفت و بازخورد خیلی خوبی داشت. با جوامع محلی هم ارتباطات خیلی خوبی داشتیم و آنها را هم در امر حفاظت شریک و از کمکشان استفاده میکردیم و نقش بسزایی در کاهش تخلفات محیط زیستی هم داشت».

ماجرای تولد پویش «نذر طبیعت»
پویش «نذر طبیعت» که او راه انداخت، توجهات زیادی را در فضایمجازی به خودش جلب کرد. «بحری» در این باره میگوید: «ماجرای این پویش برمیگردد به سال ۹۵ که من در فضایمجازی فعالتر شده بودم. در واقع فعالیتهای محیطبانها را پوشش میدادم و اطلاعرسانی میکردم. یکی از کارهای محیطبانان بحث تامین آب بود و همچنین تامین علوفه در جاهایی که مشکل خشکسالی دارند. من این موارد را در پیجم قرار میدادم و باعث می شد که مخاطبانم عکسالعمل نشان بدهند و برای همراهی و کمک خیلی استقبال کنند. سپس برای اولین بار یک آقایی، ایدهای را مطرح کرد و من از آن استفاده کردم. این که مثلاً به یادبود درگذشتگانشان ما بتوانیم یک منبع آب را در طبیعت تعبیه کنیم که حیات وحش و حیوانات از آن استفاده کنند و یک اثر خیری را در طبیعت به جا بگذارند تا آب آبشخورها تامین شود. حتی علوفهرسانی کنیم به حیاتوحش که خیلیها اعتقاد دارند که این حیوانات وقتی که سیراب میشوند یا سیر میشوند،تاثیر مثبتش را در زندگی بانی هاخواهد گذاشت. سپس من این پویش را خودم به نام «نذر طبیعت» نام گذاری کردم که افراد میتوانند نذر کنند و اگر مشکلشان حل شد، مثلاً تصمیم بگیرند که برای حیاتوحش آب رسانی کنند یا حتی نهال بکارند. به تازگی بحث درختکاری را ما اضافه کردیم به این مورد و حتی اگر حیوان وحشی صدمه دیده در طبیعت بود، افراد میتوانند هزینههای درمانش را متقبل شوند یا حتی خودشان وقت بگذارند و اینها را زیر نظر کارشناسان تیمار کنند».

خوشحالم که فعالیتهایم الهامبخش دوستداران طبیعت شد
«همراهی مردم با پویش نذر طبیعت خیلی خوب بوده و روز به روز و سال به سال بیشتر میشود». او با این مقدمه ادامه میدهد: «ما وقتی یک آبشخوری را تهیه میکنیم و عکس یا فیلم آن را منتشر میکنیم، میبینیم خیلی بازخوردهای خوبی گرفتیم و خیلیها به این جمع اضافه میشوند. ما الان بیش از ۲۰ هزار عضو در سایت نذر طبیعت داریم که اینها در پروژههای مختلف به ما کمک میکنند، مثلا در درختکاری، آب رسانی و ... . خیلی از گروههای محلی بعد از این که ما نذر طبیعت را راهاندازی کردیم، شکل گرفت و باعث شد که گروههای محلی به صورت خودجوش برای حفظ حیات وحش منطقه خودشان آستین بالا بزنند. همچنین از نیکوکاران منطقه خودشان کمک بگیرند. این نذر طبیعت به نظر من الهامبخش بود برای دوستداران محیط زیست در شهرها و روستاهای مختلف دورافتاده کشور که از این بابت خیلی خوشحالم».

جلوگیری از شکار، شیرینترین خاطراتم است
این محیطبان نمونه کشوری در این سالها، زحمات زیادی برای حفاظت از حیات وحش کشیده است. از او میپرسم خاطره کدام کارهایتان خاصتر بوده و در ذهنتان مانده است که میگوید: «همه روزهایی که ما در طبیعت محیطبانی میکنیم، خاطره است. اتفاقات خوب و بد، تلخ و شیرین زیادی در این شغل میافتد و آدم به چشم خودش میبیند. طبیعتا مواردی که مربوط میشود به نجات حیات وحش و گونههای مختلفی که ما توانستیم در این مدت نجات بدهیم، از سقوط در استخر و چاههایی که چندین مورد مثلاً کفتار و روباه و گرگ و شغال در آنها افتاده بودند و ما با کمک همکارانمان توانستیم آنها را نجات بدهیم و مواردی که مثلاً باعث جلوگیری از شکار شدیم و شکارچیهایی که در طبیعت دیدیم و دستگیرشان کردیم یا باعث شدیم که فرار کنند و این که توانستیم در بعضی روزها عاملی شویم که در آن منطقه شکاری رخ ندهد برای من روز شیرینی بوده و جزو خاطرات شیرینم بوده است».

شکارچیهایی که دست از شکار میکشند
از «بحری» می پرسم تا حالا با شکارچیها روبهرو شدید و آیا نمیترسید که در این شغل، جانتان به خطر بیفتد که میگوید: «من در این سالها و در زمان محیطبانی، شکارچی زیاد دیدم. خیلیهایشان فرار کردند، خیلیهایشان را گرفتیم و من سعی کردم برخورد خیلی خوبی با آنها داشته باشم. حتی اگر شکاری انجام دادند، خیلی محترمانه البته با نصیحت با آنها برخورد کردم. موارد زیادی بوده که رفتار من برای آنها خیلی جالب بوده و زمانی که برخورد من را دیده بودند، خیلی برایشان حائز اهمیت بوده است. چند باری پیش آمده که آنها به من میگفتند وقتی برخورد شما را دیدیم، اصلا از کارمان خجالت زده شدیم و بعد از آن دیگر دست از شکار کشیدیم. ما سعی میکنیم که در چارچوب قانون، متخلفان را اعمال قانون کنیم اما به عنوان یک جانی با او رفتار نمیکنیم. پروندهشان را میفرستیم و هرچه دادگاه تصمیم گرفت، مثلا جریمه یا زندان برایشان در نظر گرفته میشود، اجرا خواهد شد. ما شکارچی داشتیم که دو سال رفت زندان اما چون محترمانه با او برخورد کردیم، دست از شکار برداشت و خودش هم قبول داشت که بالاخره یک خطایی کرده و باید جریمهاش را بدهد. ما نباید کاسه داغتر از آش شویم. اگر برخورد ما مهربانانه، انسانی و در چارچوب قانون باشد، میتواند تاثیرش بیشتر از تنبیه آنها و حتی جریمه و زندان برای فرد خاطی باشد. چنین رفتارهایی میتواند تاثیرگذار باشد تا فرد کمتر به شکار برود. ما مواردی داشتیم که محیطبان برخورد خیلی بد و خشنی با شکارچیهای متخلف داشته و این باعث لجبازی و لجاجت آن افراد شده است. بعد هم به قول خودشان برای این که جبران کنند، خسارتشان به حیاتوحش و طبیعت را افزایش میدهند! حتی مثلاً وقتی میروند شکار، بعدش سر شکار را میبرند داخل پاسگاه محیطبانی یا در ملأ عام پرت میکنند تا قبح این رفتار زشت را بشکنند. البته ما کوتاه نمیآییم، دوباره تاکید میکنم ما هیچوقت در برابر این تخلفات کوتاه نمیآییم و تمام تلاشمان را برای حفظ محیط زیست و حیات وحش به کار میگیریم».

ایدههای زیادی در حوزه محیطبانی دارم
«بحری» در پایان صحبتهایش و درباره دغدغههای این روزهایش در حوزه حیاتوحش و محیطبانی میگوید: «در مورد حوزه محیطبانی، من ایدههای مختلف زیادی دارم. ایدههایی که به سازمانهای مرتبط پیشنهاد دادهام. البته الان بعضیهایشان اجرا میشود، بعضیهایشان اجرا نمیشود. در حال حاضر پیگیر هستم که بتوانیم برای محیط بانها در واقع شبکهای را تشکیل بدهیم در فضای مجازی که هماندیشی صورت بگیرد. مشکلاتی که هست، تجربیاتی که هست و ... را با همدیگر به اشتراک بگذاریم. اگر هم کمبودهایی هست و اگر در حق محیطبانان اجحافهایی صورت می گیرد، بتوانیم از طریق راهکارهای قانونی پیگیری کنیم و مشکلاتمان را در ملأ عام و رسانهها مطرح نکنیم. در این راستا تا حدودی هم موفق شدیم و خدا را شکر تیم مدیریتی فعلی سازمان محیط زیست سرکار خانم دکتر انصاری و معاونانشان خیلی خوب حقوق محیطبانان را محترم میشمارند. جا دارد این جا از ایشان تشکر کنم که حق محیطبانهایی را که سالها به دنبالش بودند با یک نامه حل کنند و آن هم بحث شیفت بندی محیطبانان بود. ما از سالی که یادمان میآید، شیفتها ۱۸ شبانهروز کار در ماه بوده و فقط ۱۲روز استراحت داشت و بعدا کمی متعادل شد، یعنی شد ۱۵ روز کار و ۱۵ روز استراحت. اما بهتازگی مدیریت فعلی سازمان محیطزیست نامهای را داد که محیطبانان میتوانند ۲۴ ساعت کار کنند و در قبالش ۴۸ ساعت استراحت و این خیلی نقطه عطفی در این شغل بود تا محیط بانان بتوانند با انگیزه و تلاش بیشتری برای حفاظت از حیات وحش و محیط زیست کشور بجنگند و تلاش کنند.

از کودکی عاشق طبیعت بودم
او درباره این که از چه زمانی و چرا به حوزه محیط زیست و محیط بانی علاقهمند شد، میگوید: «این موضوع برمیگردد به علاقه من به طبیعت. یعنی از دوران کودکی که ما به روستای پدریام میرفتیم به خصوص در تابستانها و در کنار حیوانات و باغ و بوستان و ... بودیم، علاقهام به طبیعت بیشتر شد. زمان گذشت تا رسید به موقعی که میخواستم برای دانشگاه انتخاب رشته کنم و بعد از تحقیق با رشته منابع طبیعی آشنا شدم. سپس وارد این رشته شدم. بعد از تحصیل در مقطع کاردانی، زمان سربازیام رسید و توانستم امریه بگیرم و در اداره منابع طبیعی قم خدمتم را گذراندم. دو سال سربازیام را در آن جا بودم و با طبیعت بیشتر آشنا شدم. اواخر دوره خدمتم بود که اداره محیط زیست آگهی استخدام منتشر کرد. آن زمان درباره محیط زیست خیلی اطلاعات خاصی نداشتم ولی میدانستم که به طبیعت و حیاتوحش ربط دارد. در آزمون شرکت کردم و قبول شدم و توانستم وارد این شغل بشوم. همان سال اولی که وارد این شغل شدم، دوباره تصمیم به ادامه تحصیل گرفتم و در کارشناسی محیط زیست دانشگاه اصفهان قبول شدم. دو سال در کنار مشغول بودن در حرفه محیطبانی به اصفهان رفتوآمد میکردم و در آن جا با دانشجویانی از استانهای دیگر تبادل نظر میکردیم و اطلاعاتم از این حرفه بیشتر شد. آن دوران نقطه عطفی در زندگی من شد و با کسب اطلاعات بیشتر، خودم را به استانداردهایی که یک محیطبان باید داشته باشد، نزدیکتر کردم».

از پیگیری پسماندهای روستایی تا جلوگیری از شکار
«بحری» که سالهای زیادی برای حفاظت از طبیعت و محیطزیست تلاش کرده درباره اصلیترین فعالیتهایش در این حوزه میگوید: «فعالیتهایی که من داشتم در راستای انجام وظیفه و بحث جلوگیری از شکار و صید بوده است. از سال ۸۵ که در سازمان محیط زیست مشغول به کار شدم، چندین پرونده جلوگیری از شکار غیرمجاز و شروع به شکار را پیگیری کردیم، چندین پرونده مرتبط با منابع آلاینده بود مثل چاههای زغال، کورههای ذوب سرب که به شدت هوا را آلوده میکنند. بحث پسماند بود و پیگیری پسماندهای روستایی بود تا جلوگیری کنیم از این که در طبیعت رهاسازی شوند. یک بخش هم فرهنگسازی بود که با جوامع محلی و دانشآموزان یکسری کلاسهای آموزشی در مدارس با هماهنگی آموزشوپرورش برگزار میکردیم. طرحی بود به نام «یک ساعت با محیطبان در مدرسه» که من در مدارس حضور پیدا میکردم و برایشان درباره محیطزیست صحبت میکردم که خیلی مورد استقبالشان قرار میگرفت و بازخورد خیلی خوبی داشت. با جوامع محلی هم ارتباطات خیلی خوبی داشتیم و آنها را هم در امر حفاظت شریک و از کمکشان استفاده میکردیم و نقش بسزایی در کاهش تخلفات محیط زیستی هم داشت».

ماجرای تولد پویش «نذر طبیعت»
پویش «نذر طبیعت» که او راه انداخت، توجهات زیادی را در فضایمجازی به خودش جلب کرد. «بحری» در این باره میگوید: «ماجرای این پویش برمیگردد به سال ۹۵ که من در فضایمجازی فعالتر شده بودم. در واقع فعالیتهای محیطبانها را پوشش میدادم و اطلاعرسانی میکردم. یکی از کارهای محیطبانان بحث تامین آب بود و همچنین تامین علوفه در جاهایی که مشکل خشکسالی دارند. من این موارد را در پیجم قرار میدادم و باعث می شد که مخاطبانم عکسالعمل نشان بدهند و برای همراهی و کمک خیلی استقبال کنند. سپس برای اولین بار یک آقایی، ایدهای را مطرح کرد و من از آن استفاده کردم. این که مثلاً به یادبود درگذشتگانشان ما بتوانیم یک منبع آب را در طبیعت تعبیه کنیم که حیات وحش و حیوانات از آن استفاده کنند و یک اثر خیری را در طبیعت به جا بگذارند تا آب آبشخورها تامین شود. حتی علوفهرسانی کنیم به حیاتوحش که خیلیها اعتقاد دارند که این حیوانات وقتی که سیراب میشوند یا سیر میشوند،تاثیر مثبتش را در زندگی بانی هاخواهد گذاشت. سپس من این پویش را خودم به نام «نذر طبیعت» نام گذاری کردم که افراد میتوانند نذر کنند و اگر مشکلشان حل شد، مثلاً تصمیم بگیرند که برای حیاتوحش آب رسانی کنند یا حتی نهال بکارند. به تازگی بحث درختکاری را ما اضافه کردیم به این مورد و حتی اگر حیوان وحشی صدمه دیده در طبیعت بود، افراد میتوانند هزینههای درمانش را متقبل شوند یا حتی خودشان وقت بگذارند و اینها را زیر نظر کارشناسان تیمار کنند».

خوشحالم که فعالیتهایم الهامبخش دوستداران طبیعت شد
«همراهی مردم با پویش نذر طبیعت خیلی خوب بوده و روز به روز و سال به سال بیشتر میشود». او با این مقدمه ادامه میدهد: «ما وقتی یک آبشخوری را تهیه میکنیم و عکس یا فیلم آن را منتشر میکنیم، میبینیم خیلی بازخوردهای خوبی گرفتیم و خیلیها به این جمع اضافه میشوند. ما الان بیش از ۲۰ هزار عضو در سایت نذر طبیعت داریم که اینها در پروژههای مختلف به ما کمک میکنند، مثلا در درختکاری، آب رسانی و ... . خیلی از گروههای محلی بعد از این که ما نذر طبیعت را راهاندازی کردیم، شکل گرفت و باعث شد که گروههای محلی به صورت خودجوش برای حفظ حیات وحش منطقه خودشان آستین بالا بزنند. همچنین از نیکوکاران منطقه خودشان کمک بگیرند. این نذر طبیعت به نظر من الهامبخش بود برای دوستداران محیط زیست در شهرها و روستاهای مختلف دورافتاده کشور که از این بابت خیلی خوشحالم».

جلوگیری از شکار، شیرینترین خاطراتم است
این محیطبان نمونه کشوری در این سالها، زحمات زیادی برای حفاظت از حیات وحش کشیده است. از او میپرسم خاطره کدام کارهایتان خاصتر بوده و در ذهنتان مانده است که میگوید: «همه روزهایی که ما در طبیعت محیطبانی میکنیم، خاطره است. اتفاقات خوب و بد، تلخ و شیرین زیادی در این شغل میافتد و آدم به چشم خودش میبیند. طبیعتا مواردی که مربوط میشود به نجات حیات وحش و گونههای مختلفی که ما توانستیم در این مدت نجات بدهیم، از سقوط در استخر و چاههایی که چندین مورد مثلاً کفتار و روباه و گرگ و شغال در آنها افتاده بودند و ما با کمک همکارانمان توانستیم آنها را نجات بدهیم و مواردی که مثلاً باعث جلوگیری از شکار شدیم و شکارچیهایی که در طبیعت دیدیم و دستگیرشان کردیم یا باعث شدیم که فرار کنند و این که توانستیم در بعضی روزها عاملی شویم که در آن منطقه شکاری رخ ندهد برای من روز شیرینی بوده و جزو خاطرات شیرینم بوده است».

شکارچیهایی که دست از شکار میکشند
از «بحری» می پرسم تا حالا با شکارچیها روبهرو شدید و آیا نمیترسید که در این شغل، جانتان به خطر بیفتد که میگوید: «من در این سالها و در زمان محیطبانی، شکارچی زیاد دیدم. خیلیهایشان فرار کردند، خیلیهایشان را گرفتیم و من سعی کردم برخورد خیلی خوبی با آنها داشته باشم. حتی اگر شکاری انجام دادند، خیلی محترمانه البته با نصیحت با آنها برخورد کردم. موارد زیادی بوده که رفتار من برای آنها خیلی جالب بوده و زمانی که برخورد من را دیده بودند، خیلی برایشان حائز اهمیت بوده است. چند باری پیش آمده که آنها به من میگفتند وقتی برخورد شما را دیدیم، اصلا از کارمان خجالت زده شدیم و بعد از آن دیگر دست از شکار کشیدیم. ما سعی میکنیم که در چارچوب قانون، متخلفان را اعمال قانون کنیم اما به عنوان یک جانی با او رفتار نمیکنیم. پروندهشان را میفرستیم و هرچه دادگاه تصمیم گرفت، مثلا جریمه یا زندان برایشان در نظر گرفته میشود، اجرا خواهد شد. ما شکارچی داشتیم که دو سال رفت زندان اما چون محترمانه با او برخورد کردیم، دست از شکار برداشت و خودش هم قبول داشت که بالاخره یک خطایی کرده و باید جریمهاش را بدهد. ما نباید کاسه داغتر از آش شویم. اگر برخورد ما مهربانانه، انسانی و در چارچوب قانون باشد، میتواند تاثیرش بیشتر از تنبیه آنها و حتی جریمه و زندان برای فرد خاطی باشد. چنین رفتارهایی میتواند تاثیرگذار باشد تا فرد کمتر به شکار برود. ما مواردی داشتیم که محیطبان برخورد خیلی بد و خشنی با شکارچیهای متخلف داشته و این باعث لجبازی و لجاجت آن افراد شده است. بعد هم به قول خودشان برای این که جبران کنند، خسارتشان به حیاتوحش و طبیعت را افزایش میدهند! حتی مثلاً وقتی میروند شکار، بعدش سر شکار را میبرند داخل پاسگاه محیطبانی یا در ملأ عام پرت میکنند تا قبح این رفتار زشت را بشکنند. البته ما کوتاه نمیآییم، دوباره تاکید میکنم ما هیچوقت در برابر این تخلفات کوتاه نمیآییم و تمام تلاشمان را برای حفظ محیط زیست و حیات وحش به کار میگیریم».

ایدههای زیادی در حوزه محیطبانی دارم
«بحری» در پایان صحبتهایش و درباره دغدغههای این روزهایش در حوزه حیاتوحش و محیطبانی میگوید: «در مورد حوزه محیطبانی، من ایدههای مختلف زیادی دارم. ایدههایی که به سازمانهای مرتبط پیشنهاد دادهام. البته الان بعضیهایشان اجرا میشود، بعضیهایشان اجرا نمیشود. در حال حاضر پیگیر هستم که بتوانیم برای محیط بانها در واقع شبکهای را تشکیل بدهیم در فضای مجازی که هماندیشی صورت بگیرد. مشکلاتی که هست، تجربیاتی که هست و ... را با همدیگر به اشتراک بگذاریم. اگر هم کمبودهایی هست و اگر در حق محیطبانان اجحافهایی صورت می گیرد، بتوانیم از طریق راهکارهای قانونی پیگیری کنیم و مشکلاتمان را در ملأ عام و رسانهها مطرح نکنیم. در این راستا تا حدودی هم موفق شدیم و خدا را شکر تیم مدیریتی فعلی سازمان محیط زیست سرکار خانم دکتر انصاری و معاونانشان خیلی خوب حقوق محیطبانان را محترم میشمارند. جا دارد این جا از ایشان تشکر کنم که حق محیطبانهایی را که سالها به دنبالش بودند با یک نامه حل کنند و آن هم بحث شیفت بندی محیطبانان بود. ما از سالی که یادمان میآید، شیفتها ۱۸ شبانهروز کار در ماه بوده و فقط ۱۲روز استراحت داشت و بعدا کمی متعادل شد، یعنی شد ۱۵ روز کار و ۱۵ روز استراحت. اما بهتازگی مدیریت فعلی سازمان محیطزیست نامهای را داد که محیطبانان میتوانند ۲۴ ساعت کار کنند و در قبالش ۴۸ ساعت استراحت و این خیلی نقطه عطفی در این شغل بود تا محیط بانان بتوانند با انگیزه و تلاش بیشتری برای حفاظت از حیات وحش و محیط زیست کشور بجنگند و تلاش کنند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


