ادیبی چندساحتی با میراثی گرانبها
به مناسبت درگذشت استادصالح محمد خلیق، نویسنده،شاعر و مولوی پژوه افغانستانینویسنده: رضایی
مترجم:
دو سال پیش با استاد صالح خلیق در یکی از جلسات شعر مشهد دیدار و گفت و گوی کوتاهی داشتیم که حاصل آن مطلبی شد با عنوان « شکوه مولوی به روایت یک همولایتی». استاد خلیق علاوه بر شناخت عمیق از مولانا جلال الدین بلخی، شاعر و پژوهشگر چیره دستی بود.صالحمحمد خلیق در ۱۲ آبان ۱۳۳۴ در مزارشریف به دنیا آمد و دو روز پیش در سانحه تصادف در افغانستان درگذشت. او تا واپسین لحظات زندگیاش، در راه پاسداشت و اعتلای زبان فارسی تلاش کرد. ابتدا زمینشناسی خواند، اما بعدها دل به ادبیات سپرد و در دانشگاههای بلخ و ایران، تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی ادامه داد. همین نگاه چندوجهی، موجب شد شعر و پژوهشهایش همیشه سرشار از بُعدهای تازه باشد. خلیق بیش از ۲۰ مجموعه شعر منتشر کرد، از «سلام به آفتاب» تا «سوگنامه گل سرخ». در کنار آن، پژوهش های فراوانی در زمینههای فرهنگی، تاریخی و ادبی به چاپ رساند. او همچنین مدیریت نشریات «جنبش»، «بیدار» و «کیان» را بر عهده داشت و سالها رئیس اداره اطلاعات و فرهنگ بلخ بود. انجمن نویسندگان بلخ نیز با تلاش او جان گرفت و به محفلی برای گفتوگوهای فرهنگی بدل شد. در ادامه شعری از او را با هم مرور می کنیم:
گفتی که عاشقی مکن، این کار خوب نیست
رسواشدن به کوچه و بازار خوب نیست
کم کن به من نگاه، در انظار دیگران
این خیره خیره دیدنِ بسیار خوب نیست
می ترسم از زبانزد مردم شدن، «خلیق»!
از من مگیر نام در اشعار، خوب نیست
این حرف ها درست...، مگر نیست دستِ من
تا دست برکشم، دگر اصرار خوب نیست
بد نیست اندکی به مدارا عمل کنی
این روزها که حالِ منِ زار خوب نیست
آهنگِ جان نواز و روان پرور است و مست
تکیه کلامِ خوب تو، ای یار! ـ «خوب نیست»
در اقتفای تکیه کلامِ تو، در غزل
من هم ردیف ساختم این بار «خوب نیست»
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


