اقیانوس انتهای جاده

نویسنده: عفت زینلی | روزنامه نگار

مترجم:

​​​​​​​
نویسنده: نیل گیمن
مترجم: فرزاد فربد
انتشارات: پریان
این داستان درباره مرد میان‎سالی است که برای شرکت در مراسم تدفین به محلی که خانه دوران کودکی‌اش در آن‎جا قرار داشته، می‌رود. این خانه مدت‌هاست از بین رفته است. او همچنان به سوی مزرعه انتهای جاده می‌رود.
مزرعه‌ای که در هفت سالگی‌اش برای اولین بار آن را دیده و ماجراهایی عجیب و غریب برایش اتفاق افتاده بود.
او با لتی همپستاک، مادر و مادربزرگش در این مزرعه آشنا شده بود. آن‎جا تالابی داشت که لتی آن را اقیانوس می‌نامید. مرد با نشستن کنار این تالاب خاطرات هفت سالگی خود را به یاد می‌آورد، خاطراتی باورنکردنی و ترسناک.
یک روز پسرک خواب می‌بیند که عده‌ای می‌خواهند او را خفه کنند. 
از خواب می‌پرد و متوجه می‌شود چیزی در گلویش گیر کرده است. 
وقتی آن را بیرون می‌آورد متوجه می‌شود که یک سکه نقره‌ای است.
او پیش لتی می‌رود و ماجرا را به او می‌گوید. لتی همراه پسرک برای نابودی موجودات عجیب و غریب -که مادربزرگ به آن‎ها کک می‌گوید- به اقیانوس می‌روند. لتی به پسرک هشدار می‌دهد که مواظب باشد و دست او را رها نکند. پسرک برای چند لحظه دست او را رها می‌کند و این آغاز داستان پرماجرایی است که برای پسرک اتفاق می‌افتد.
با مطالعه کتاب «اقیانوس انتهای جاده» این داستان پرماجرا و فانتزی را از زبان پسرک خواهید شنید.
10 صفحه اول