جلال؛ عصبِ شعلهور و عاصی عصر!
به مناسبت سالروز درگذشت جلال آلاحمد، نگاهی به میراث فکری و ادبی او داشته ایم. نویسندهای که با نقدهای اجتماعی، دغدغههای روشنفکری و مفهوم غربزدگی، همچنان در متن گفتوگوهای فرهنگی امروز حضور داردنویسنده: سید احمد میرزاده
مترجم:
جلال آل احمد را دستکم تا به امروز میتوان نامآورترین نویسنده ایران نامید. نویسنده دیگری سراغ نداریم که این همه مدرسه و کتابخانه و خیابان و بولوار به نام او در شهرهای کشور وجود داشته باشد. بزرگترین جایزه داستانی ملی ما نیز به نام اوست. نویسندهای اثرگذار که در آغاز میانسالی، میاندار اهل قلم کشور بود. راز این اعتبار را نه فقط در آثارش، بلکه در شجاعت، صراحت و زیست بیمانندش باید جست که همچون آذرخشی در شب درخشید و رفت.

نویسندهای تمام عیار که در هیچ قالبی نمیگنجید
نخستین کتاب جلال، مجموعه داستان «دید و بازدید» در ۲۲ سالگی او به چاپ رسید. از آن پس تا سال 1348 که از دنیا رفت دهها کتاب نوشت. او خود را در هیچ قالبی محدود نکرد. آثارش از داستان کوتاه و بلند گرفته تا سفرنامه، گزارش و ترجمه را شامل میشود. از قضا بلوغ نثر او در «خسی در میقات» جلوه کرده که یک سفرنامه است. سفرنامهای دیگرگون که جانی نو در این قالب کهنه دمید.
این نثر، تقلیدکردنی نیست
آرزوی هر نویسنده است که به نثری ویژه دست یابد. نثری که همچون اثر انگشت یا امضای او باشد. بهگونهای که حتی اگر نام و امضای نویسنده پای اثر نباشد بتوان آن را از میان سایر متنها بازشناخت. جلال به نمونه درخشان چنین نثری دست یافت. او با انتخاب دقیق واژگان، با حذف بسیاری از اجزای کلام به قراین معنوی و حذف بخشی از کلمههای ضربالمثلها، نثری پرتپش، پویا و موجز به وجود آورد که به راستی سهل ممتنع است. سهل ممتنع، فریبنده است. مقلدان، آن را آسان مییابند و در تقلید از آن به دام نثری نادرست و زشت میافتند. نثر استادانه جلال، تقلید کردنی نیست.
غربزدگی، کتاب قرن
نامدارترین کتاب آل احمد، یک نوشته غیرداستانی است: « غربزدگی». با این کتاب، اصطلاح «غربزدگی» در ادبیات سیاسی و فرهنگی ما رواج یافت. کتابی که از روز انتشار تا امروز روشنفکران و فعالان مذهبی، سیاسی و اجتماعی را به خود مشغول کرده است.جلال در جایی گفته که در دیدارش با امام خمینی (ره) این کتاب را نزد ایشان دیده است. اشاره به این کتاب در کلام رهبر انقلاب هم دیده میشود. داریوش شایگان کتاب « آسیا در برابر غرب» را به تأثیر این کتاب و البته به قصد نقد و تکمیل مباحث آن از دیدگاه خود نوشت. پس از نیم قرن بازار نقد و بررسی این کتاب، هنوز داغ است. در این میان، مهم جایگاه تاثیرگذار کتابی است که دههها همگان را به واکنش واداشته است.
شعری که شاملو پس گرفت!
شاعران بسیاری درباره جلال شعر گفتهاند؛ اما آنچه شایان توجه است تعبیرات متجلی در این شعرهاست که نشان میدهد معاصران چه سیمایی از او در ذهن داشتهاند. اخوان ثالث او را « عصب شعلهور و عاصی ما» و حسن حسینی او را « شیر خروشان در بیشه» نامیده است.احمد شاملو در چاپ های پیش از انقلاب «هوای تازه» شعری برای جلال دارد که سرشار از تعابیر شکوهمند و حماسی است:«پیش از آنکه خشم صاعقه خاکسترش کند/ تسمه از گرده گاو طوفان کشیده بود»اما شاملو در سال های پس از انقلاب، از اهدای شعرش به جلال پشیمان شد و نه تنها آن را پس گرفت، بلکه از اساس انکار کرد که آن شعر را برای جلال گفته است.
جلال و ادبیات کودک و نوجوان
جلال هیچ گاه مدعی نوشتن برای کودکان و نوجوانان نبود؛ اما به اهمیت این مقوله واقف بود. هنگامی که مهدی آذریزدی نخستین جلد «قصههای خوب برای بچههای خوب» را منتشر کرد، آل احمد از نخستین کسانی بود که به او نامه نوشت. هم آذریزدی را تشویق و هم با صراحت ویژه خود، کتاب او را نقد کرد. نکته جالب در این نامه، تاکید جلال بر حفظ کودکانگی اثر است: «توضیحاتی که درباره...دادهاید یکمرتبه آدم را از دنیای کودکان بیرون میبرد...حیف نیست؟... در صفحه...کلمه ...را به کار بردهاید ...فکر نمیکنید که برای بچهها یک نوع لغتسازی بیمورد باشد؟»شخصیت اصلی برخی از داستانهای جلال، نوجوان است. از جمله «گلدستهها و فلک» و «جشن فرخنده» این دو داستان در دهه 60 از سوی گردانندگان ماهنامه سروش نوجوان به عنوان داستان هایی مناسب نوجوانان در این نشریه چاپ شد. در همان زمان، قیصر امینپور یادداشتی بر «گلدستهها و فلک» نوشت.قیصر با اشاره به معانی ثانوی کلماتی مثل «گلدسته» و «فلک» و تاکید نویسنده بر دوازده پلهای که گلدستهها دارند و ناتمام بودن یکی از گلدستهها این داستان واقعگرا را دارای لایههای ایدئولوژیکی درونی دانسته است.
غروب جلال
مرگ ناگهانی جلال در 46 سالگی نه تنها جامعه فرهنگی را در بهت فرو برد، بلکه مرگ او را به معمایی بدل کرد.برادرش شمس در کتاب « از چشم برادر» با قاطعیت مرگ جلال را کار ساواک اما سیمین دانشور، این مرگ را یک واقعه طبیعی دانسته است.اخوان ثالث در شعرش از دیدگاه خود، موضوع را این گونه جمعبندی کرده است:« گرچه در خانه و بر بستر خود رفت به خواب/ شک ندارم که یکی از شهدا بود جلال!»

نویسندهای تمام عیار که در هیچ قالبی نمیگنجید
نخستین کتاب جلال، مجموعه داستان «دید و بازدید» در ۲۲ سالگی او به چاپ رسید. از آن پس تا سال 1348 که از دنیا رفت دهها کتاب نوشت. او خود را در هیچ قالبی محدود نکرد. آثارش از داستان کوتاه و بلند گرفته تا سفرنامه، گزارش و ترجمه را شامل میشود. از قضا بلوغ نثر او در «خسی در میقات» جلوه کرده که یک سفرنامه است. سفرنامهای دیگرگون که جانی نو در این قالب کهنه دمید.
این نثر، تقلیدکردنی نیست
آرزوی هر نویسنده است که به نثری ویژه دست یابد. نثری که همچون اثر انگشت یا امضای او باشد. بهگونهای که حتی اگر نام و امضای نویسنده پای اثر نباشد بتوان آن را از میان سایر متنها بازشناخت. جلال به نمونه درخشان چنین نثری دست یافت. او با انتخاب دقیق واژگان، با حذف بسیاری از اجزای کلام به قراین معنوی و حذف بخشی از کلمههای ضربالمثلها، نثری پرتپش، پویا و موجز به وجود آورد که به راستی سهل ممتنع است. سهل ممتنع، فریبنده است. مقلدان، آن را آسان مییابند و در تقلید از آن به دام نثری نادرست و زشت میافتند. نثر استادانه جلال، تقلید کردنی نیست.
غربزدگی، کتاب قرن
نامدارترین کتاب آل احمد، یک نوشته غیرداستانی است: « غربزدگی». با این کتاب، اصطلاح «غربزدگی» در ادبیات سیاسی و فرهنگی ما رواج یافت. کتابی که از روز انتشار تا امروز روشنفکران و فعالان مذهبی، سیاسی و اجتماعی را به خود مشغول کرده است.جلال در جایی گفته که در دیدارش با امام خمینی (ره) این کتاب را نزد ایشان دیده است. اشاره به این کتاب در کلام رهبر انقلاب هم دیده میشود. داریوش شایگان کتاب « آسیا در برابر غرب» را به تأثیر این کتاب و البته به قصد نقد و تکمیل مباحث آن از دیدگاه خود نوشت. پس از نیم قرن بازار نقد و بررسی این کتاب، هنوز داغ است. در این میان، مهم جایگاه تاثیرگذار کتابی است که دههها همگان را به واکنش واداشته است.
شعری که شاملو پس گرفت!
شاعران بسیاری درباره جلال شعر گفتهاند؛ اما آنچه شایان توجه است تعبیرات متجلی در این شعرهاست که نشان میدهد معاصران چه سیمایی از او در ذهن داشتهاند. اخوان ثالث او را « عصب شعلهور و عاصی ما» و حسن حسینی او را « شیر خروشان در بیشه» نامیده است.احمد شاملو در چاپ های پیش از انقلاب «هوای تازه» شعری برای جلال دارد که سرشار از تعابیر شکوهمند و حماسی است:«پیش از آنکه خشم صاعقه خاکسترش کند/ تسمه از گرده گاو طوفان کشیده بود»اما شاملو در سال های پس از انقلاب، از اهدای شعرش به جلال پشیمان شد و نه تنها آن را پس گرفت، بلکه از اساس انکار کرد که آن شعر را برای جلال گفته است.
جلال و ادبیات کودک و نوجوان
جلال هیچ گاه مدعی نوشتن برای کودکان و نوجوانان نبود؛ اما به اهمیت این مقوله واقف بود. هنگامی که مهدی آذریزدی نخستین جلد «قصههای خوب برای بچههای خوب» را منتشر کرد، آل احمد از نخستین کسانی بود که به او نامه نوشت. هم آذریزدی را تشویق و هم با صراحت ویژه خود، کتاب او را نقد کرد. نکته جالب در این نامه، تاکید جلال بر حفظ کودکانگی اثر است: «توضیحاتی که درباره...دادهاید یکمرتبه آدم را از دنیای کودکان بیرون میبرد...حیف نیست؟... در صفحه...کلمه ...را به کار بردهاید ...فکر نمیکنید که برای بچهها یک نوع لغتسازی بیمورد باشد؟»شخصیت اصلی برخی از داستانهای جلال، نوجوان است. از جمله «گلدستهها و فلک» و «جشن فرخنده» این دو داستان در دهه 60 از سوی گردانندگان ماهنامه سروش نوجوان به عنوان داستان هایی مناسب نوجوانان در این نشریه چاپ شد. در همان زمان، قیصر امینپور یادداشتی بر «گلدستهها و فلک» نوشت.قیصر با اشاره به معانی ثانوی کلماتی مثل «گلدسته» و «فلک» و تاکید نویسنده بر دوازده پلهای که گلدستهها دارند و ناتمام بودن یکی از گلدستهها این داستان واقعگرا را دارای لایههای ایدئولوژیکی درونی دانسته است.غروب جلال
مرگ ناگهانی جلال در 46 سالگی نه تنها جامعه فرهنگی را در بهت فرو برد، بلکه مرگ او را به معمایی بدل کرد.برادرش شمس در کتاب « از چشم برادر» با قاطعیت مرگ جلال را کار ساواک اما سیمین دانشور، این مرگ را یک واقعه طبیعی دانسته است.اخوان ثالث در شعرش از دیدگاه خود، موضوع را این گونه جمعبندی کرده است:« گرچه در خانه و بر بستر خود رفت به خواب/ شک ندارم که یکی از شهدا بود جلال!»
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


