مبانی و اصول جمهوری اسلامی که همیشه به منزله ناموس فکری و نظری نظام تلقی میشد از نگاه آزاداندیشانه رهبر حکیم انقلاب، امکان نقد و نظر و حتی تکمیل و اصلاح را خواهد داشت
مبانی بر مدار تکمیل و اصلاح
نویسنده: جعفر یوسفی
مترجم:
بیانات اخیر رهبر انقلاب در چند هفته گذشته را میتوان نقطه عطفی در مسیر جمهوری اسلامی دانست. برای نخستین بار، با صراحت از «اصلاح و تکمیل مبانی انقلاب» سخن گفته شد. آن هم با تأکید بر اینکه تخریب بنیانها و نفی اصول جایگاهی ندارد، اما اصلاح و بازاندیشی در ساختارها و شیوهها نه تنها پذیرفته، بلکه ضرورتی تاریخی است. این سخن در بستر شرایطی مطرح شد که کشور پس از جنگ ۱۲ روزه با رژیم صهیونیستی و همراهی بینظیر مردم با نظام و رهبری، در موقعیت تثبیتشدهای قرار گرفته است. اکنون بیش از هر زمان دیگری امکان اجماعسازی فراهم است. اجماعی که میتواند زمینهساز تصمیمات بزرگ و اصلاحات ساختاری شود.
از «دفاع از مبانی» تا «تکمیل مبانی»
رهبر انقلاب با ترسیم مرز ظریف میان «تخریب» و «تکمیل»، رویکردی نو به مسئله اصلاحات ارائه دادند. تأکید ایشان بر آن است که مبانی انقلاب، نه همچون سنگی صُلب و غیرقابل تغییر، بلکه بهمنزله موجودی زنده و پویا قابل بازآراییاند. این نگاه، انقلاب را از حالت دفاع صرف و تثبیت گذشته به مرحلهای بالاتر ارتقا میدهد. مرحلهای که در آن، بازتعریف و بازسازی مبانی با حفظ هویت اصیل، نه تهدید بلکه ضرورت است. چنین تفکیکی پیام روشنی دارد، نقد و نوآوری، اگر در خدمت تکامل باشد، بخشی از وفاداری به انقلاب است، نه خروج از آن. این گذار معرفتی نشان میدهد جمهوری اسلامی پس از چهار دهه، به نقطهای از بلوغ تاریخی رسیده که میتواند با اعتمادبهنفس، خود را در مدار اصلاح و تکمیل بازتعریف کند. تغییری که از قدرت و اطمینان به ظرفیتهای درونی برمیخیزد؛ هر چند توجیه کردن برخی عناصر داخلی که اصلاح برخی مبانی را لایتغیر میدانند، کار آسانی نیست و نیاز به اجماع و همدلی همه دلسوزان داخلی دارد.
سبکسازی دولت؛ اصلاحی سخت اما ضروری
تأکید رهبر انقلاب بر «سبکسازی بدنه دولت» را میتوان یکی از کلیدیترین نشانههای ورود نظام به مرحلهای تازه از حکمرانی دانست. مرحلهای که در آن دیگر تداوم بوروکراسی حجیم و دستگاههای کماثر نشانه ثبات نیست. حذف نهادهایی که وجود یا عدمشان تفاوتی در کارآمدی ملی ندارد، در واقع دعوت به بازآرایی ساختاری است؛ بازآراییای که مستلزم عبور از محافظهکاری و جسارت در مواجهه با مقاومتهای درونی دستگاههاست. چنین اصلاحی، برخلاف تغییرات سطحی گذشته، مستلزم شجاعت تصمیمگیری کلان، اجماع نخبگانی و همراهی قوای سهگانه است. جمهوری اسلامی در شرایطی که سرمایه اجتماعی بار دیگر در جنگ اخیر نمایان شد، باید در عمق ساختارها دست به جراحی بزند. جراحیای که اگر بهموقع و هوشمندانه انجام شود، میتواند آغازگر فصلی تازه در کارآمدی و مشروعیت نظام باشد. در این مسیر، نقش متخصصان هر حوزه حیاتی است. آنان باید با تکیه بر دادهها و استدلالهای منطقی، فهرستی از نهادها و مجموعههایی که مصداق «وجود یا عدم یکسان» هستند، ارائه دهند تا قوای سهگانه بدون تعلل و بر اساس اجماع کارشناسی، فرایند کوچکسازی دولت را آغاز کنند.
فرصت اجماع و آزمون شجاعت
رهبر انقلاب با تصریح بر اینکه امروز «امکان اجماعسازی» بیش از گذشته فراهم است، درواقع چشماندازی تازه از ظرفیت سیاسی کشور ترسیم کردند. ظرفیتی که بر بستر همدلی قوای سهگانه و همراهی بدنههای تصمیمگیر شکل گرفته و این سخن، بهنحوی تأیید ضمنی ایده «وفاق» رئیسجمهور نیز هست. ایدهای که بر ضرورت اجماع نخبگانی و همگرایی سیاسی برای پیشبرد اصلاحات اساسی تأکید دارد. با این همه، پرسش محوری همچنان باقی است: آیا نیروهایی با توان کارشناسی، شجاعت عبور از محافظهکاری و قدرت اتخاذ تصمیمات کلان در سیاست ایران حضور دارند تا این فرصت تاریخی را به دستاوردی پایدار بدل کنند؟ تجربههای گذشته نشان داده که بسیاری از چهرهها یا در بند ملاحظات سیاسی گرفتار میشوند یا توان عبور از جایگاههای اجرایی روزمره را ندارند. درست در همین نقطه، نیاز به نسلی از مدیران اصلاحگر شجاع بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
جنگ ۱۲ روزه و ضرورت بازتعریف
جنگ اخیر با رژیم صهیونیستی و همراهی فوقالعاده مردم ایران در این آزمون تاریخی، قدرت نرم و انسجام داخلی نظام را به رخ کشید. اما همین موقعیت، مسئولیت سنگینتری را متوجه حاکمیت میکند و آن استفاده از سرمایه اجتماعی برای بازسازی ساختارها و تصحیح مسیرهای انباشته از ناکارآمدی است. در غیر این صورت، سرمایه اجتماعی به جای پشتیبان اصلاح، ممکن است دچار فرسایش شود. امروز جمهوری اسلامی در موقعیتی قرار دارد که میتواند یک بار دیگر تعریف خود را در جهان و در داخل بازسازی کند. پذیرش اصلاح مبانی، نشانه اعتمادبهنفس تاریخی است. اعتمادبهنفسی که از پایداری چهار دههای و تجربههای سخت بهدست آمده است. اما این مسیر تنها با حضور سیاستمدارانی ممکن میشود که هم جرئت تصمیم بزرگ دارند، هم توان کارشناسی و هم شجاعت عبور از محافظهکاریهای مرسوم.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


