رفتارهای نمایشی و غیرحرفهای سخنگوی دولت، دستگاه سخنگویی را از کارکرد اصلی خود تهی کرده است
بیربط ترین سخنگوی دولت
نویسنده: سید عماد سلیمانی
مترجم:
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، هفته گذشته با نشان دادن علامت قلب با دستانش در نشست خبری، به سوژه اول شبکههای اجتماعی بدل شد. حرکتی که بیشتر شبیه ژستی برای استوریهای اینستاگرام بود تا تریبون رسمی دولت. ظاهراً این بازتاب مجازی آنقدر به مذاق خانم سخنگو خوش آمده که این هفته نیز با شکلی تازه همان حرکت را تکرار کرده است. در حالیکه بیرون از حیاط دولت، مردم درگیر قیمت نان، اجاره خانه و آینده مبهم معیشتاند و کشور در فضای سنگین پساجنگ و بیم از تنشهای تازه به سر میبرد. رفتاری که در منطق بازاریابی شخصی شاید برای ایشان خوب باشد، اما در منطق ارتباطات حکمرانی آن هم در میانه فشارهای معیشتی، تبعات پساجنگ و سایه تنشهای آتی به خطای نشانهشناختی میماند. سخنگو در لحظهای که باید ابهامات و دغدغه های عمومی را با اطلاعات دقیق و بهموقع پاسخ دهد، پیامِ فاقد محتوا مخابره میکند. رفتارهایی که بهجای پاسخ، پرسشهای تازه تولید میکند که دولت چه میگوید؟ برنامه چیست؟
نکته مهم آن است که این رفتار چندبار تکرار شده است. از ابتدای آغاز بهکار دولت، بارها درباره ضعف دستگاه رسانهای و ناهماهنگی پیام هشدار داده شد. سخنگو، بنا بر تعریف، در واقع حلقه اصلی انتقال پیام دولت به مردم است؛ کسی که باید روایت واحد و روشن دولت را به زبان ساده برای جامعه توضیح دهد. قبلا نیز اظهار نظری در حوزه سیاست خارجی از سوی سخنگو با قرائت رسمی وزارت خارجه همخوان نبود، وقتی از یک دولت چند صدا شنیده میشود، مردم نمیدانند کدام را باور کنند، این پراکندگی صداها بزرگترین دشمن اعتماد عمومی است. پیامِ نامنسجم، بازار شایعه را گرم میکند، هزینه اعتماد عمومی را بالا میبرد و در نهایت، ظرفیت اقناع دولت را میسوزاند.
در شرایط پساجنگ، سخنگو باید سه کار همزمان انجام دهد:
یک) روایتسازی مبتنی بر داده درباره هزینه فایده تصمیمات؛
دو) زمانبندی شفاف برای سیاستها و پاسخگویی به پرسشهای مهم مردم
سه) ایجاد پیوستهای توضیحی برای اقشار مختلف (از رسانههای نخبگانی تا شبکههای اجتماعی). تکرار نمایشهای رسانه ای برای ترند شدن در فضای مجازی، ولو با نیت همدلی، در ذهن مخاطب به فرار از پاسخ تعبیر میشود. همان شکاف خطرناکی که سرمایه اجتماعی را کاهش می دهد.
اگر پس از یکسال هنوز ارتباط مؤثر با جامعه شکل نگرفته و تریبون دولت توان اقناع مردم را ندارد، مسئله فردی نیست، ساختاری است. اما نقش فردی که در رأس تریبون میایستد تعیینکننده است. دولت یا باید فوری تیم سخنگویی را بازآرایی کند، یا گزینهای را برگزیند که زبان رسانه را بفهمد، شرایط حساس را درک کند و در برابر سوالات سخت و به حق مردم صورتمسئله را روشنتر از پیش کند. خلاصه این که تریبون دولت صفحه اینستاگرام شخصی سخنگو نیست محل گفت وگوی اقناعی با مردم است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
خطر تداوم افت علمی
-
مسیر خروج از بنبست بنزینی
-
بیربط ترین سخنگوی دولت
-
افقهای تازه در مسیر روابط راهبردی
-
7 میلیارد برای دو کشتی؟
-
پیام های پیروزی ممدانی
-
طنین هنر ایرانی در قلب فرانسه
-
قتل «شکارچی کوهستان» با شلیک گلوله!
-
بهتر از پارسال، بدتر از بهار!
-
موشک یا توافق کاغذی
-
عصر جدید نیویورک با مهاجری مسلمان


