شیفتگان آدرنالین و خطر

فیلم «اوج» با سکانسی نفس‌گیر از صخره عمودی «ترول» در نروژ، ما را با سوالی عمیق مواجه می‌کند: چرا برخی افراد جان خود را برای صعود از دیوار‌ه‌ای عمودی و مخوف به خطر می‌اندازند؟

نویسنده: سید مصطفی صابری  |  روزنامه‌نگار

مترجم:

  اکران فیلم «اوج» یاApex  با بازی خیره‌کننده‌ شارلیز ترون، تنها نمایش یک ماجرای نفس‌گیر در دل طبیعت نیست؛ پنجره‌ای است به جهان هیجان، ترس و میلِ انسان به زیستن در لبه پرتگاه. فیلم با تصویری خیره‌کننده از صخره‌ باشکوه «ترول» در نروژ آغاز می‌شود؛ جایی که باد، برف و سنگ در نبرد همیشگی‌اند و انسان میان آن‌ها همچون نقطه‌ای لرزان ایستاده است. از آن‌جا تا جنگل‌های خشن و بکر استرالیا، موجودی زنده و رها به نام «طبیعت» به جانِ قهرمان داستان چنگ می‌زند، اما در عمق روایت، پرسش بزرگ‌تری پنهان است: چرا ما، در جهانی پر از آسایش و کنترل، هنوز شیفته خطر و ارتفاعیم؟ چگونه ممکن است گروهی از انسان‌ها، داوطلبانه، شبانه‌روز را میان زمین و آسمان سپری کنند و از دیواره‌ای عمودی بالا بروند فقط برای لمس چند ثانیه هیجان ناب؟ همین سؤالِ ساده، «اوج» را از یک فیلم‌ِ اکشن صرف، به جست‌وجویی عمیق درباره‌ ذاتِ ما بدل می‌کند. 

چالشی پیش‌روی اراده انسان
«ترول وال» یا دیواره‌ ترول، تنها یک سازه طبیعی نیست؛ یک اسطوره سربرافراشته است. بلندترین دیواره سنگی عمودی اروپا با ارتفاعی که چشم را حیران می‌کند و خطوط شکسته‌اش همچون چهره‌ای عبوس از دل کوهستان بیرون زده‌اند. این دیواره‌ عظیم در قلب رشته‌کوه رومسدالن قرار دارد؛ جایی که مه، باد و ریزش‌های ناگهانی بخشی از واقعیت روزمره‌اند و مسیرهای صعود، بیش از آن‌که فهرستی از مسیرها باشند، روایت‌هایی از مقاومت و جسارت انسان محسوب می‌شوند. تاریخچه‌ ترول وال آمیخته با روایت فاتحان و شکست‌خوردگان است. اولین صعودهای موفق در دهه‌ ۱۹۶۰ انجام شد؛ دوره‌ای که هنوز تجهیزات پیشرفته امروزی وجود نداشت و هر قدم، بازی شجاعت با ناشناخته‌ها بود. اما اکران فیلم Apex موج تازه‌ای از کنجکاوی جهانی را به‌سوی این دیواره هدایت کرد. صحنه‌ آغازین فیلم، که شارلیز ترون و هم‌نوردش در دل توفان روی دیواره معلق‌اند، تصویری سینمایی اما واقع‌نما از خطرات این منطقه ارائه می‌دهد: سقوط سنگ‌های ناگهانی، تغییرات شدید آب‌وهوا و ارتفاعاتی که کوچک‌ترین خطا را به فاجعه تبدیل می‌کند. همین نمایش پرتنش باعث شد بسیاری برای نخستین‌بار نام «ترول وال» را بشنوند و حیرت کنند که چگونه این دیواره عمودی هنوز میدان رؤیاها و کابوس‌های صخره‌نوردان حرفه‌ای است. 

صخره‌نوردی، ورزش یا سبک زندگی؟
برای بسیاری از صخره‌نوردان، صعود از دیواره‌های سنگی تنها یک فعالیت ورزشی نیست؛ نوعی شیوه‌ زیستن است. آن‌ها در دل صخره‌ها چیزی بیش از یک مسیر فنی می‌بینند: مواجهه‌ای مستقیم با طبیعت، با ترس‌های درونی و با مرزهای توانایی انسان. صعود، لحظه‌ای است که ذهن باید از هیاهوی روزمره جدا شود و تنها بر حرکت بعدی تمرکز کند؛ جایی که هر گیره‌ کوچک سنگ می‌تواند تفاوت میان سقوط و ادامه‌ مسیر باشد. همین تمرکز مطلق، برای بسیاری از صخره‌نوردان نوعی تجربه ناب از «زندگی در لحظه» محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، ترس نه دشمن، بلکه بخشی از بازی است. صخره‌نوردان یاد می‌گیرند ترس را مهار کنند و آن را به نیرویی برای دقت، تمرکز و تصمیم‌گیری تبدیل کنند. احساس آزادی در ارتفاع، تماس مستقیم با سنگ و چشم‌اندازهایی که تنها از دل دیواره‌ها دیده می‌شوند، برای بسیاری تجربه‌ای است که در هیچ محیط دیگری تکرار نمی‌شود. با این حال، پشت این هیجان ظاهراً بی‌پروا، دنیایی از آموزش، مهارت و تجهیزات ایمنی قرار دارد. طناب‌های تخصصی و دیگر ابزارهای حمایت تنها بخشی از سیستم پیچیده‌ای هستند که برای کاهش خطر به کار می‌روند. صخره‌نوردان حرفه‌ای سال‌ها تمرین می‌کنند تا بدانند چگونه بدن، ذهن و تجهیزات خود را در هماهنگی کامل به کار بگیرند. بنابراین آن‌چه از بیرون شبیه جسارتی بی‌محابا به نظر می‌رسد، در واقع ترکیبی از دانش، تجربه و احترام عمیق به قدرت طبیعت است. 

روان‌شناسی هیجان‌طلبی؛ 
چرا ریسک می‌کنیم؟

برای فهمیدن این‌که چرا برخی انسان‌ها داوطلبانه به دل خطر می‌زنند، باید کمی وارد مغز شویم. در موقعیت‌های پرتنش، بدن هورمونی به نام آدرنالین ترشح می‌کند؛ ماده‌ای که ضربان قلب را بالا می‌برد، تنفس را تندتر می‌کند، خون را به سمت عضلات می‌فرستد و تمرکز را افزایش می‌دهد. در این حالت، بدن در وضعیت «بجنگ یا بگریز» قرار می‌گیرد. بسیاری از صخره‌نوردان می‌گویند در لحظه‌های صعود دشوار، ذهن‌شان شفاف‌تر از همیشه کار می‌کند و درد یا خستگی را کمتر حس می‌کنند. این تجربه موجی از انرژی روانی و جسمی دارد که می‌تواند به‌تدریج به نوعی وابستگی روانی تبدیل شود. در روان‌شناسی، نظریه «حس‌جویی» ماروین زاکرمن توضیح می‌دهد که برخی افراد به‌طور ذاتی نیاز بیشتری به تجربه‌های تازه، پیچیده و پرشدت دارند. این افراد در مقیاس حس‌جویی امتیاز بالاتری می‌گیرند و بیشتر جذب فعالیت‌هایی مانند صخره‌نوردی، سقوط آزاد یا موج‌سواری می‌شوند. اما ماجرا فقط هیجان خام نیست؛ صعود برای بسیاری شکلی از خودشکوفایی است، راهی برای عبور از محدودیت‌های شخصی و لمس احساس تسلط بر خویشتن. از منظر اجتماعی نیز می‌توان پرسید: آیا زندگی مدرن، با روزمرگی‌های امن و کنترل‌شده‌اش، عطش تجربه‌های شدیدتر را در ما بیشتر نکرده است؟ شاید صخره‌نوردی واکنشی باشد به جهانی بیش از حد قابل پیش‌بینی؛ تلاشی برای بازپس‌گیری حس اراده، انتخاب و حضور واقعی در لحظه.

10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار