گزارش تحقیقی خراسان از سقوط مقبولیت نتانیاهو در افکار عمومی عبری با مطالعه کنشگری کاربران عبری در شبکه های اجتماعی
مرد بازنده!
نویسنده: مهدی نجفی
مترجم:
بنیامین نتانیاهو که روزگاری با برند «آقای امنیت» بر اریکه قدرت تکیه زده بود، امروز در افکار عمومی ساکنان سرزمینهای اشغالی با برچسب «آقای بازنده» شناخته میشود. بررسی دقیق و روزانه فضای رسانهای عبریزبان و تحلیل لایههای پنهان افکار عمومی یهودیان اشغالگر، نشاندهنده گسستی عمیق میان ادعاهای دولتی و باورهای مردمی است.
درک وضعیت امروز بنیامین نتانیاهو بدون رجوع به لایههای زیرین افکار عمومی در فضای رسانهای عبری ممکن نیست. آنچه در رسانههای رسمی و بیانیههای دولتی بهعنوان «دستاورد امنیتی» و «برتری میدانی» روایت میشود، در سطح کاربران و مخاطبان عبری، بهویژه در شبکههای اجتماعی و کانالهای خبری غیررسمی، با قرائتی کاملاً متفاوت بازنمایی میشود.
رصد بیش از ۱۰۰ کانال تلگرامی و پلتفرمهای اجتماعی و داده کاوی نظر کاربران عبری نشان میدهد که جامعه صهیونیستی، فراتر از محاسبات ریاضی فایده و ضرر کردن جنگ، به دنبال «حس امنیت» بود که ۷ اکتبر آن را برای همیشه ویران کرد و کلیدواژه «آقای امنیت» برای نتانیاهو در میان کاربران، جای خود را به تعبیر « مرد بازنده» داده است.
کاربران عبری، برخلاف رسانههای رسمی، معیار پیروزی را نه در حجم تخریب یا تعداد اهداف مورد حمله، بلکه در «تحقق اهداف اعلامی» جستوجو میکنند؛ معیاری که در چهار جبهه اصلی درگیری، بهزعم آنان، محقق نشده است.
جبهه لبنان شکست دکترین بازدارندگی
بزرگ ترین ضربه به پرستیژ نتانیاهو در جبهه شمال و در تقابل با حزبا... وارد شد. نتانیاهو پس از ترورهای زنجیرهای و عملیات موسوم به «پیجرها» و پس از آن ترور تمام رده های فرماندهی حزب ا... لبنان با غرور از پایان توان عملیاتی حزبا... سخن گفت و وعده بازگشت ساکنان شمال را داد. اما واقعیت میدان، روایت دیگری را تحمیل کرد.
در جبهه لبنان، شکاف میان روایت رسمی و ادراک عمومی حتی عمیقتر است. دولت اسرائیل بارها از تضعیف شدید حزبا... لبنان سخن گفته، اما واقعیت میدانی که در فضای عبری بازتاب مییابد، چیز دیگری است: تداوم حملات پهپادی، شلیک موشکها، تخلیه مجدد مناطق شمالی و افزایش تلفات.
سوال تکراری در فضای مجازی عبری این است: «اگر حزبا... نابود شده، این کدام نیروست که پس از دو بار آتشبس، همچنان با عملیاتهای سهرقمی و پهپادهای انتحاری، ارتش ما را به فرسایش کشانده است؟» کاربران، حزبا... فعلی را کابوسی میبینند که حتی پس از ضربات سنگین، قدرت نظامی خود را حفظ کرده و «معادلات نصرالله» را احیا کرده است.
جبهه غزه؛ پیروزیهای تاکتیکی، شکستهای استراتژیک
در غزه، بهرغم استقبال جامعه صهیونیستی از جنایت و کشتار، کاربران آن را «پیروزی» نمیدانند. کشف تونلهای جدید حماس پس از سه سال جنگ و حضور نیروهای حماس در خیابانها برای تامین امنیت انتخابات محلی، خشم کاربران را برانگیخته است.
از منظر آنان، وقتی ساختار فرماندهی دفتر سیاسی حماس همچنان فعال است و نتانیاهو پس از جنگ و کشتار فراوان مجبور به انجام مذاکرات برای تبادل اسرا شد، ادعای «پیروزی قاطع» دیگر معنایی ندارد. حتی برخی کاربران با صراحت تأکید میکنند که «تخریب فیزیکی» بدون «حذف تهدید» پیروزی نیست این نگاه، عملاً مهمترین سرمایه نمادین بنیامین نتانیاهو یعنی «کارآمدی امنیتی» را در معرض تردید قرار داده است و هر از گاهی نیز ارتش محافظه کار صهیونیستی اخبار رسمی مبنی بر زخمی شدن نیروهای خود در غزه را منتشر می کند.
اخیرا نیز ارتش اسرائیل تایید کرد یک نیروی حماس به صورت مسلح وارد اردوگاه اسرائیل در غزه شده و توانسته است تا اتاق فرماندهی پیشروی کند! این که همچنان بعد از نابودی تمام زیرساخت ها و حتی ساختمان های مسکونی غزه، حماس می تواند عملیات انجام دهد برای کاربران عبری مخصوصا طرفداران نتانیاهو قابل قبول نیست.
جبهه سوریه؛ شکست در موازنه منطقهای
در جبهه سوریه، هرچند تحولات اولیه بهعنوان یک دستاورد مهم معرفی شد، اما در سطح تحلیلهای عبری، این دستاوردها پایدار تلقی نمیشود. ورود بازیگران منطقهای دیگر و بهویژه نقشآفرینی ترکیه، این برداشت را تقویت کرده که اسرائیل در شکلدهی به نظم پساجنگ، ابتکار عمل را از دست داده است.
عدم تحقق سناریوهای مورد انتظار – ورود زمینی نیروهای جولانی به لبنان برای درگیر ساختن حزب ا... در مرزهای سوریه و تغییر موازنه به نفع تلآویو – موجب شده است کاربران عبری، تحولات سوریه را صرفاً یک «دستاورد موقت و شکننده» ارزیابی کنند.
در این چارچوب، آنچه بیش از هر چیز به چشم میآید، ناتوانی در تبدیل موفقیتهای میدانی به «برتری پایدار ژئوپلیتیکی» است؛ مسئلهای که بهطور مستقیم بر تصویر کلی از کارآمدی نتانیاهو تأثیر گذاشته است.
جبهه ایران؛ از ادعای نابودی تا واقعیت موشکها
در مواجهه با ایران، مسئله صرفاً به میدان نظامی محدود نمیشود، بلکه به سطح «اعتبار راهبردی» کشیده شده است. ادعاهای مکرر درباره نابودی یا تضعیف توان موشکی و هستهای ایران، در فضای عبری با تردید و حتی تمسخر مواجه شده است. در جبهه تقابل با ایران، شکاف میان ادعای ارتش و باور مردم به اوج رسیده است. ادعای نتانیاهو و ترامپ مبنی بر نابودی ۹۰ درصد توان موشکی ایران، در فضای رسانهای عبری به یک «میم» (طنز تصویری) تبدیل شده است. کاربران با کنایه میگویند: «۹۰ درصد نابود شده اما ۳۱۰ درصد دیگر باقی مانده است!»
کاربران عبری با اشاره به تداوم و حتی تشدید پاسخهای ایران، این پرسش را مطرح میکنند که اگر توان نظامی ایران تضعیف شده، چرا شدت و دقت حملات کاهش نیافته است؟ همین مسئله باعث شکلگیری نوعی بیاعتمادی ساختاری به آمارها و روایتهای رسمی شده است.
از سوی دیگر، نقش دونالد ترامپ در مدیریت آتشبسها و کنترل دامنه درگیری، در ذهن کاربران عبری بهعنوان نشانهای از «وابستگی تصمیمگیری نتانیاهو» تعبیر میشود. در نتیجه، نهتنها روایت پیروزی زیر سوال رفته، بلکه استقلال راهبردی نتانیاهو نیز مورد تردید قرار گرفته است.
افکار عمومی عبری برخلاف رسانههای غربی، معتقدند نتانیاهو بازیچه سیاستهای انرژی و انتخاباتی ترامپ شده است. تلقی عمومی این است که «بیبی» جرئت تصمیمگیری مستقل ندارد و چشم به توئیتهای ترامپ دوخته است؛ مذاکرات واشنگتن با تهران در پاکستان از دید آنها نشانه شکست مطلق راهبرد نظامی اسرائیل است.
کاربران عبری معتقدند نتانیاهو منافع بلندمدت اسرائیل را فدای منافع کوتاه مدت ترامپ کرده است و در هر چهارجبهه این ترامپ بوده است که مانع تحقق هدف اصلی یعنی نابودی بنیادی تهدید علیه اسرائیل شده است و آن را صرفا به دلیل ضعف و وابستگی بیش از حد نتانیاهو به آمریکا و ترامپ می دانند.
کودتای سفید
نتانیاهو اکنون نه تنها با دشمنان خارجی، بلکه با موجی از رادیکالیسم داخلی روبه روست. چهرههایی چون «بنت» و «لاپید» با استفاده از ادبیاتی به شدت تند علیه ایران و حزبا...، نتانیاهو را به «پیری»، «ضعف» و «خیانت» متهم میکنند. اتحاد اخیر بنت و لاپید که در رسانهها به «زلزله سیاسی» تعبیر شد، نشاندهنده تلاشی برای عبور از نتانیاهو است.
نتانیاهو همزمان با بحران مشروعیت نیز مواجه شده است حتی انتشار فیلمهای بدن سازی نتانیاهو برای اثبات سلامتی پس از افشای ابتلای او به سرطان پروستات، نتوانست موج منفی را مهار کند. جامعه از مخفیکاری دو ساله او شاکی است و میپرسد: «دیگر چه حقایقی از ما پنهان شده است؟»
نارضایتی اقتصادی در سرزمین های اشغالی
فراتر از میدانهای نبرد، دادههای عبری نشان میدهد که فشارهای اقتصادی، افزایش قیمتها، اختلال در پروازها، ناامنی در مناطق شمالی و حتی اعتراضات داخلی، بهطور مستقیم به حساب دولت نوشته میشود. بیاعتمادی به آمارهای رسمی، بهویژه در حوزه تورم، نشانهای دیگر از شکاف دولت–جامعه در سرزمینهای اشغالی است. تحلیل کامنتهای کاربران نشاندهنده یک سرخوردگی عمیق اقتصادی است، در حالی که دولت مدعی کاهش تورم است، کاربران از افزایش ۲۰ درصدی قیمت لبنیات و مواد غذایی، گرانی انرژی و افزایش مالیاتها نالان هستند. تداوم وضعیت اضطراری در مناطق شمالی و تصاویر کودکان لرزان در پناهگاههای شمال، حس «بنبست» را در جامعه القا کرده است.
داده کاوی ها نشان میدهد که نتانیاهو تنها به یک دلیل هنوز در نظرسنجیها شانس دارد: «منفوریتِ رقبای او». جامعه صهیونیستی میان «بیبی» که او را ناتوان میبیند و «اپوزیسیون» که به آنها بیاعتماد است، در یک بنبست سیاسی گرفتار شده است. با این حال، برند «آقای امنیت» برای همیشه فروپاشیده و نتانیاهو اکنون تنها برای بقا میجنگد، نه پیروزی . او رهبری است که درگیر «جنگهای بدون پایان» شده و جامعهای را نمایندگی میکند که در عین مطالبه قتلعام و وحشیگری بیشتر، اعتماد خود را به توانمندی ارتش و دولتمردانش از دست داده است.
آنچه از رصد و داده کاوی فضای رسانهای عبری برمیآید، شکلگیری یک شکاف عمیق میان «روایت رسمی» و «ادراک عمومی» است. نتانیاهو، که زمانی با تولید و مدیریت ادراک تهدید، خود را بهعنوان ضامن امنیت معرفی میکرد، امروز با بحرانی در همان حوزه مواجه شده است یعنی بحران اعتماد.
اگر این روند تداوم یابد، مسئله اصلی دیگر «پیروزی یا شکست در میدان» نخواهد بود، بلکه «ناتوانی در اقناع افکار عمومی» به مهمترین چالش ساختاری دولت او تبدیل خواهد شد؛ چالشی که حتی پیروزیهای تاکتیکی نیز قادر به جبران آن نخواهند بود.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


