هی سالواتوره کجایی؟  

نویسنده:

مترجم:

​​​​​​​
سالواتوره اسکیلاچی، آن «شهاب‌سنگ» دنیای فوتبال، قصه‌ای است که گویی نه درمستطیل سبز،که درصفحات یک رمان رئالیسم جادویی نوشته شده است. اوتجسمِ لحظه‌هایی است که زمان درفوتبال متوقف می‌شود تا معجزه‌ای رخ دهد وبلافاصله، بی‌آن‌که رد پایی ماندگارباقی بماند، درغبارفراموشی محو شود.
تصورکنید؛ فقط دوسال زمان کافی بود تا «توتو»،ازگمنامی سری‌های پایین ایتالیا وخاک پیراهن مسینا، به بلندترین قله فوتبال جهان برسد. برای ما که جام جهانی۱۹۹۰را با آن موسیقی سحرانگیز به یاد می‌آوریم، اسکیلاچی سیمای همان «اتفاق غیرمنتظره» است. درآن شب‌های ایتالیایی،وقتی ایتالیا در گرداب اضطراب میزبان بودن گرفتار بود، اوبا آن چهره استخوانی وچشمان لبریزازمعما پشت سرهم دروازه تقدیر را می‌گشود وپیش می‌رفت تا آقای گلی. 
آن جام جهانی، ضیافت اوبود. مردی که پیش ازآغازمسابقات، حتی درتیم ملی هم غریبه بود، چنان با تور دروازه‌ها انس گرفت که گویی سال‌هاست آن جا خانه دارد. شش گل دریک تورنمنت؛ هربازی که می‌گذشت، اسکیلاچی درخشان‌ترمی‌شد؛ درهرمرحله ازبازی‌های حذفی گل زد، تا این‌که عنوان بهترین بازیکن جام را به شکلی باورنکردنی درحضورمارادونا، ماتئوس، لینه‌کر، برمه، کلیزمن، کانی‌گیا و... به چنگ آورد. بازی او، آمیزه‌ای ازغریزه و بی‌قراری بود؛ نه تکنیک اتوکشیده‌ ستاره‌ها را داشت و نه ابهت نام‌های بزرگ را، اما «گرسنگی» عجیبی درپاهایش بود که توپ را به سمت دروازه می‌کشید.
اما تراژدی اسکیلاچی درهمان سرعت صعودش نهفته بود.اوبه همان سرعتی که ازخاک برخاست، درافق فوتبال ناپدید شد. او قبل ازجام جهانی هیچ گل ملی نداشت و بعدش هم فقط یک گل دیگربرای لاجوردی‌پوشان زد. انگار سرنوشت به او فرصتی کوتاه داده بود تا فقط یک «خوابِ شیرین» برای فوتبال‌دوستان باشد. پس ازجام جهانی، دوران افول دریوونتوس واینتر و سپس کوچ زودهنگام به ژاپن، گویی اورا ازمتن تاریخ به حاشیه‌ آن راند.
مرگ زودهنگام او در۵۹ سالگی، درسپتامبر۲۰۲۴، آخرین فصل این داستان پرتناقض بود. اسکیلاچی برای ما، نماد تمام آن چیزهایی است که درفوتبال «نادر» و«شکننده» است؛ نماد لحظه‌هایی که یک انسان معمولی می‌تواند به اوج برسد، بدون آن‌که برای همیشه‌ماندن ساخته شده باشد. اورفت، اما هروقت نام جام جهانی۱۹۹۰می‌آید، تصویرآن فریادهای بی‌صدا وچشمان خیره‌اش، دوباره درحافظه جمعی ما زنده می‌شود؛ یادآوراین‌که فوتبال، مانند زندگی، چقدر می‌تواند درعین زیبایی، بی‌رحم وگذرا باشد.
10 صفحه اول