حالا همه رامین را دوست دارند
رضاییان درشرایطی تاریخسازشدکه ما بارها اورا بهخاطرحواشی زیاد زیربارانتقادگرفته بودیم باید قدر این رگ غیرت ایران دوستی اش را بدانیمنویسنده: مجید حسین زاده | روزنامهنگار
مترجم:
سوت پایان بازی که به صدا درآمد، بغض رامین رضاییان شکست.اوبا اینکه تمام تلاشش را کرده بود وبهترین گلزن تاریخ ایران درجامهای جهانی شد، روبه دوربین وبه مردم گفت: شرمندهایم که نتوانستیم دلتان را آنطورکه شایسته بود شاد کنیم.درخوشحالی بعد از گلش هم دستهایش را تا آخربازکرد وانگارمیخواست درعوض تمام سالهایی که دربارهاش حرف زده بودند را یکجا فریاد بزند. آن لحظه فقط یک شادی گل نبود؛ شبیه مردی بود که ازمیان قضاوتها، حاشیهها، تمسخرها وسوءتفاهمها عبورکرده وحالا درست وسط بزرگترین صحنه فوتبال جهان ایستاده وسربلند است. فوتبال ایران سالها رامین را با چیزهای زیادی به یاد آورد؛با استوریهای عجیب، پوشش متفاوت، نمایش زندگی لاکچری،حرفهای جنجالی،تصمیمهای احساسی وبعضا اشتباه و رفتارهایی که گاهی بیشترازفوتبالش دیده میشدند.بارها اورا نقد کردیم، بارها ازاو ایرادگرفتیم وبارها تصورکردیم که این بازیکن هرگزنمیتواند به یک ستاره تبدیل شود.اما2دوره اخیرجامجهانی برای اوجایی بود که خودش را ثابت کند. او مقابل ولزدرقطرگل زده بود وحالا دراین جام دوباره نامش را روی تابلوی گلزنان ثبت کرد؛ آن هم در36سالگی که بسیاری از فوتبالیستها مدتهاست ازتیمملی خداحافظی کردهاند.شاید رازمحبوب شدن دوباره رامین همین باشد؛اوهرگزتسلیم نشد.دراین مطلب نگاهی متفاوت وکوتاه به این ستاره بلامنازع ایران درجام جهانی خواهیم داشت که ازدل حاشیهها درخشید.

قصه پر پیچ و خم رامین
جداییاش که همه را عصبانی کرد
تیغ تند وتیزانتقادها به رامین ازسال1395شروع شد، جایی که جداییاش از پرسپولیس وانتقال به ریزهاسپورترکیه یکی ازجنجالیترین نقلوانتقالات تاریخ لیگ کشورمان را رقم زد.رفتن ناگهانی، بازگشت دوباره واختلافات بعدی باعث شد ماهها تیتر اول رسانهها باشد. بسیاری ازهواداران از او ناراحت شدند وهیچ وقت دلشان با او صاف نشد.
پدریعنی عشق ...
رامین شاید یکی ازفعالترین فوتبالیستهای ایرانی درشبکههای اجتماعی باشد.استوریهای کنایهآمیز، واکنش به انتقادها، پیامهای احساسی و جملات خاص اوبارها درفضایمجازی پربازدید شد.مشهورترین آن ها همان استوری معروف«پدریعنی عشق،جنگ نکنید»بود؛ متنی که سالها بعد به یکی ازسوژههای شبکههای اجتماعی تبدیل شد.
احساس ارزشمندی با نمایش داراییها
درسالهای اخیر، چندین باربه صحبتها ورفتارهای رامین ازمنظر روانشناسی انتقاد کرده بودیم. به عنوان مثال،27مهر1399درصفحه خانواده ومشاوره زندگی سلام نوشته بودیم: «استوری بازیکن تیمملی فوتبال کشورمان که درکناریک جمله انگیزشی،ساعت،کتانی،دستبند وانگشترش را هم به نمایش گذاشته ازمنظرروانشناسی پیامهایی دارد؛احساس ارزشمندی با نمایش داراییها!» همچنین ماشینهای گرانقیمت، سفرهای خارجی، تصاویرخاص وسبک زندگی متفاوت اوهمیشه مورد توجه کاربران قرار میگرفت. برخی این رفتارها را نشانه نداشتن اعتمادبهنفس وغیرضروری تلقی میکردند.
درقفس ببرچی کارمیکردی؟
انتشارتصاویرحضور رضاییان درکناریک ببروحشی دریکی ازسفرهای خارجیاش، یکی ازعجیبترین تصاویرسالهای اخیر او بود. عکسی که واکنشهای فراوانی درشبکههای اجتماعی به همراه داشت.
شادی گلهای کنایهآمیز
رامین هیچگاه بازیکنی نبودکه گل بزند ویک خوشحالی معمولی انجام دهد. شادیهای خاص، حرکات احساسی، اشک، فریاد وواکنشهای اوبعداز گلها همواره بخشی ازشخصیت فوتبالیاش بودهاند. حتی شادی گل اخیر اودرجام جهانی هم به یکی ازتصاویرماندگارفوتبال ایران وجهان تبدیل شده است.
و پسری که جنگید تا قهرمان شود
اما ازدل همه این حواشی، رامین مانند یک ستاره درخشید. بازیکنی که حتی چند ماه پیش از این احتمال داشت درفهرست اولیه تیم ملی حضور نداشته باشد، حالا به عنوان بهترین مدافع راست دوراول جام جهانی ۲۰۲۶ معرفی شده است.اودیگرفقط یک بازیکن پرحاشیه نیست. اوبازیکنی است که ازمیان تمام قضاوتها عبورکرد، ازتمام انتقادها جان سالم به دربرد و سرانجام دربزرگترین ویترین فوتبال جهان، نامش را درتاریخ ثبت کرد. شاید هنوزهم خیلیها رامین رضاییان را دوست نداشته باشند. شاید هنوز هم استوریهایش، رفتارهایش یا سبک زندگیاش محل بحث باشد. اما حالا یک حقیقت را نمیتوان انکارکرد: رامین رضاییان، ستاره پرحاشیه فوتبال ایران، سرانجام به یکی ازدوستداشتنیترین قهرمانان نسل خود تبدیل شده است.
حسرت برای درخشش دیرهنگام رامین وشجاع
صابر|جام جهانی برای تیم ملی ما درمرحله گروهی با تساوی مقابل مصربه پایان رسید؛ زمانی که این یادداشت نوشته میشود هنوزتکلیف صعود روشن نیست. با این حال، چه صعودی درکارباشد وچه نباشد،یک پرسش مهم و شاید تلخ همچنان پابرجاست: چرا بازیکنانی مثل شجاع ورامین اینقدردیر دیده شدند؟ نگاهی به ترکیب تیم ملی کافی است تا این واقعیت خود را نشان دهد. چرا رامین رضاییان باید در۳۶سالگی یکی ازگزینههای جدی تیم ملی باشد، آن هم درشرایطی که دیگرچشمانداز روشنی برای حضور در لیگهای سطح اول اروپا ندارد؟ چرا شجاع خلیلزاده باید در۳۷سالگی تازه اولین بازی خود را درجام جهانی تجربه کند، درحالی که درچهاردوره مختلف یا درآستانه حضور بوده یا تا یک قدمی میدان رفته است؟ اینها فقط دو نمونهاند؛درترکیب تیم ملی از این حسرتها کم نیست. چرا این بازیکنان درزمان درستی شانس درخشش پیدا نکردند؟ بسیاری ازبازیکنان مستعد میتوانستند خیلی زودتربه سطح اول فوتبال ایران برسند وبا اعتماد سرمربیان باشگاهی، بدون سایه سنگین دلالی و مناسبات غیرحرفهای، در سنین پایینتربه ستارههای ثابت تیم ملی تبدیل شوند. اما این مسیر برای بسیاری ازآنها به تأخیرافتاد. حتی بازیکنانی مانند رامین رضاییان، میلاد محمدی، احسان حاجصفی یا محمدحسین کنعانیزادگان که امروز چندمین جام جهانی خود را تجربه میکنند نیزهیچگاه به شکل پایدار دربالاترین سطح ممکن فوتبال قرارنگرفتند. درکنارآنها نسل بعدی، بازیکنانی مثل محبی، ترابی یا قائدی هم هنوزآنگونه که باید فرصت بروز کامل تواناییهای خود را پیدا نکردهاند. ازاین نسل گذشت، اما جام جهانی، صرفنظرازنتیجه، باید لحظهای برای بازاندیشی باشد. فوتبال ایران بیش از هرچیز به یک تصمیم شجاعانه نیازدارد: عبورتدریجی از پیله نتیجهگرایی کوتاهمدت و سرمایهگذاری بر نسلی تازه، نسلی باانگیزه وآماده که بتواند برای چند دوره جام جهانی آینده، تیم ملی را بیمه کند. اگرچنین تصمیمی گرفته نشود، شاید چند سال دیگرهمین پرسشها دوباره تکرار شوند.
تراژدی درفاصله11متری
ازضربه چیپ عجیب یحیی گلمحمدی تا پنالتیهای ازدست رفته ستارههایی مانند مهدی طارمی وعلی دایی؛ مروری برتلخترین ضربات پنالتی فوتبال ایران که رویای قهرمانی و صعود را برباد دادند
شایان
دردهههای اخیر ودرتورنمنتهای مهم،کم نداشتهایم پنالتیهایی که بازیکنانمان قدرآنها را ندانستند وبا ازدست دادنشان، حسرتهای بزرگی را برای فوتبال ایران به جا گذاشتند.ازپنالتیهای تلخ جام ملتهای 1996 گرفته تا ضربه چیپ عجیب یحیی گلمحمدی وبه تازگی پنالتی مهدی طارمی که تاریخ فوتبال ما پرازاین لحظات دلهرهآوراست. پنالتی خراب شده ستاره بوشهری کشورمان، اگرچه ما را مستقیما ازتورنمنت حذف نکرد، اما اولین پنالتی ازدست رفته تاریخ تیم ملی ایران درجام جهانی بود که شاید میتوانست روند بازی را کاملا به سود ما تغییردهد.
طارمی که دومین گلزن برترتاریخ تیم ملی ازروی نقطه پنالتی است، پیش ازاین سابقه گلزنی در جام جهانی را ازروی نقطه پنالتی داشت با این حال ازدست رفتن آن ضربه باعث شد نام اوهم درکناربازیکنانی قراربگیرد که درمقاطع حساس پنالتیهایی سرنوشتساز را ازدست دادهاند.
به همین بهانه بد نیست نگاهی به برخی از مهمترین پنالتیهای ازدست رفته تاریخ تیم ملی ایران درمسابقات بزرگ بیندازیم؛ ضرباتی که بعضی ازآنها رؤیای قهرمانی یا صعود را از فوتبال ایران گرفتند.

محمد پنجعلی مقابل عربستان (جام ملتهای ۱۹۸۴)
درمرحله نیمهنهایی جام ملتهای آسیا 1984، تیم ملی ایران شانس بسیار بالایی برای صعود به فینال داشت اما تساوی دروقتهای قانونی واضافی،کار را به ضربات پنالتی کشاند.
دوتیم تا ضربه سوم پایاپای پیش رفتند وتمامی توپها گل شد. با این حال، وقتی نوبت به پنالتی چهارم رسید، محمد پنجعلی، مدافع وبازیکن بسیارباتجربه فوتبال کشورمان به شکل کاملا غیرمنتظرهای ضربه خود را ازدست داد.
درسوی مقابل، عربستانیها پنالتیهای چهارم و پنجم خود را تبدیل به گل کردند تا ایران که در آن سال مدعی اصلی قهرمانی آسیا بود ، راهی ردهبندی شود.
دایی مقابل عربستان (جام ملتهای ۱۹۹۶)
بعد از یک شروع بد و باخت مقابل عراق در مرحله گروهی، تیم ملی ناگهان اوج گرفت و تایلند را 3 بر یک و عربستان را 3 بر صفر برده بود. در مرحله یکچهارم نهایی هم کرهجنوبی را با نتیجه وحشتناک 6 بر 2 تحقیر کرده بود. شاگردان محمد مایلیکهن در نیمهنهایی یک بار دیگر مقابل عربستان قرار گرفتند و با وجود ارائه نمایشی برتر، درجریان بازی به گل نرسیدند تا ضیافت پنالتیها تعیینکننده باشد.
پنالتی اول را برای ما علی دایی، ستاره بیچونوچرای تورنمنت زد، همه منتظر بودند شهریار فوتبال ایران به ر احتی دروازه را باز کند اما در کمال ناباوری او توپ را به بیرون زد. هرچند احمدرضا عابدزاده یکی ازپنالتیهای عربستان را مهارکرد، اما درادامه داریوش یزدانی هم پنالتی خود را ازدست داد. با وجود گل شدن ضربات استیلی وباقری، مهارپنالتی خاکپورتوسط محمد الدعایه وگل شدن ضربه آخرعربستان باعث شد ایران از رسیدن به فینال بازبماند.
یحیی گلمحمدی مقابل چین(جام ملتهای آسیا ۲۰۰۴)
یکی ازمعروفترین ودردناکترین پنالتیهای ازدست رفته تیم ملی، به ضربه چیپ یحیی گلمحمدی درجام ملتهای 2004 اختصاص دارد. تیم پرستاره برانکوایوانکوویچ پس از پیروزی درخشان 4 بر3 مقابل کره جنوبی، در نیمهنهایی حریف چین میزبان شد.اخراج ستارزارع باعث شد ایران تا دقیقه 120 با یک یارکمتر مقاومت کند و بازی به پنالتی کشیده شود.
با توجه به پنالتی گیر نبودن میرزاپور، امیدها به گلزنی بازیکنان بود. چینیها یک پنالتی را خراب کردند وسه ضربه اول ما گل شد. اما بعد ازآن ایمان مبعلی ضربه چهارم را به تیرکوبید تا کار به تساوی کشیده شود. پس ازگل شدن پنالتی پنجم چین، یحیی گلمحمدی پشت توپ ایستاد. یحیی با خونسردی بیش از حد و درتصمیمی عجیب، حساسترین پنالتی بازی را چیپ زد که توپ به راحتی توسط دروازهبان چین مهارشد. با این ضربه، تیم ملی یکی ازبهترین شانسهای خود برای قهرمانی آسیا را ناباورانه ازدست داد.
مهدویکیا مقابل کرهجنوبی (جام ملتهای آسیا ۲۰۰۷)
دریکچهارم نهایی جام ملتهای 2007، تیم ملی با هدایت امیرقلعهنویی به مصاف کره جنوبی رفت. پس از120 دقیقه تلاش بدون گل، وحید طالبلو به عنوان دروازهبان پنالتیگیر جایگزین رودباریان شد.
فریدون زندی ضربه اول را گل کرد، اما مهدی مهدویکیا پنالتی دوم را ازدست داد؛ اتفاقی که تا سالها مورد انتقاد قلعهنویی قرارگرفت. اگرچه طالبلو پنالتی سوم کره را مهارکرد و رضا عنایتی ضربه خود را به گل تبدیل کرد، اما درنهایت رسول خطیبی پنالتی حساس خود را ازدست داد تا تیم ملی ایران درمیان ناباوری ازگردونه مسابقات حذف شود و رویای قهرمانی باردیگر برباد برود.
وحید امیری مقابل عراق (جام ملتهای آسیا ۲۰۱۵)
درجام ملتهای آسیا 2015، تیم کارلوس کیروش با اقتدار به مرحله یکچهارم نهایی رسید تا مقابل تیم ملی عراق صفآرایی کند. اخراج بسیار سختگیرانه مهرداد پولادی دراواخرنیمه اول، ایران را دهنفره کرد تادریک رالی نفسگیر، پرهیجان و تاریخی که بارها سرنوشت تیم صعودکننده تغییرکرد، کار به ضربات پنالتی کشیده شود.
احسان حاجصفی پنالتی اول را به بیرون زد، اما خراب شدن ضربه اول عراق توسط عبدالامیر، ما را درجام نگه داشت. شش پنالتی بعدی دوتیم پیاپی به گل تبدیل شد تا نوبت به ضربه حساس هشتم برسد. وحید امیری پشت توپ ایستاد؛ بازیکنی که با وجود نمایش عالی درجریان مسابقه، با بدشانسی محض مواجه شد.اودروازهبان را کاملا فریب داد اما ضربهاش به پایه تیرعمودی برخورد کرد وگل نشد.
معمای دنیس اکرت پیشروی ژنرال
درتاریخ فوتبال ایران،بازیکنان دورگه یا دوتابعیتی کم نبودهاند؛ از فریدون زندی ورضا قوچاننژاد تا سامان قدوس.اغلب این نامها، دستکم یک منطق روشن با خود داشتند:یا کیفیتی به تیم ملی اضافه میکردند،یا درمقطعی مشخص به یک نیازفنی پاسخ میدادند.اما درباره دنیس اکرت،ماجرا بیش ازآنکه شبیه یک تصمیم فنی باشد، به یک پرسش بیپاسخ تبدیل شده است.
اکرت ۲۹ ساله، بدون سابقه بازی ملی،به فهرست نهایی ایران برای جام جهانی ۲۰۲۶ رسید؛تصمیمی که به قیمت حذف بازیکنانی مثل هاشمنژاد تمام شد و درعمل،محمودی را هم به مسافری تزئینی درکاروان ایران بدل کرد. این انتخاب،ازهمان ابتدا شبیه یک معما بود که کادرفنی دقیقاً چه چیزی دراکرت دیده بود که دراستعدادهای داخلی لیگ یا حتی بازیکنی مثل اللهیار صیادمنش نبود؟
ابهام اما زمانی جدیترشد که تیم ملی درسه بازی، دقیقاً به همان چیزی نیازداشت که اکرت دقیقاً برای آن دعوت شده بود: انرژی تازه، تحرک درخط حمله ویک گزینه متفاوت درلحظات فرسودگی وگره خوردن بازی، به ویژه برابرمصر،طارمی خسته بود،مغانلوازلحظهای که آمدکارایی لازم رانداشت، محبی هم روزکمفروغی را پشت سر گذاشت؛با این حال،اکرت طی270 دقیقه حتی یک دقیقه هم به میدان نرفت.
اینجا دیگربا یک انتخاب ساده روبهرونیستیم،بلکه باتناقضی آشکارمواجهیم.
اگراکرت درحد تیم ملی نبود،چرا اساساً به جام جهانی آورده شد؟واگربود، چرا درست دربزنگاههایی که تیم به تغییر نیاز داشت،هیچ اعتمادی به اونشد؟
تیم ملی جای آزمون و خطا یا تصمیمهای نمایشی نیست.درسطح جام جهانی،هرنام درفهرست نهایی بایدتوجیه فنی،نقش مشخص وکارکرد واقعی داشته باشد وگرنه «دعوت» بهجای آنکه نشانه اعتماد باشد، به معمایی تبدیل میشود که فقط هزینهاش بردوش تیم ملی میماند.
اعدام هیجان لحظهها باحکم VAR
صابر
فوتبال،پیش ازآنکه به دادگاه فریمهای منجمد وخطوط دیجیتال سپرده شود،قلمروخطای انسانی،جسارت و بیواسطگی بود؛جهانی که درآن، شورلحظه برهمهچیزتقدم داشت. بامداد روز گذشته ،درتساوی ایران برابر مصر، یک باردیگراین پرسش قدیمی با تلخی به میان آمد:آیا فوتبال،در عصرVAR، هنوزهمان بازی زنده وانسانی است یا به محاکمهای سرد دراتاق تصویرتبدیل شده است؟
برای فوتبال ایران،این فقط یک بحث فنی یا داوری نیست؛یک حافظه تاریخی است.ما پیش ازورود VAR طعم بیعدالتی را بارها چشیدهایم.درجام ۱۹۹۸، خطای آشکاردروازهبان آمریکا روی خداداد عزیزی،درموقعیتی که خداداد با دروازه خالی مواجه بود ازچشم داور پنهان ماند.درجام ۲۰۱۴، تیم ملی برابرآرژانتین نه فقط شجاعانه وزیبا بازی کرد،بلکه درصحنهای روشن، پنالتی روی اشکان دژاگه نادیده گرفته شد؛حقی که میتوانست یکی ازمهمترین شبهای تاریخ فوتبال ایران را طوردیگری بنویسد.اماتناقض تلخ اززمانی آغازشدکه قراربود فناوری،مرهم این زخمها باشد.VAR آمد تا خطاهای انسانی را کاهش دهد،اما برای ایران،بیش ازآنکه جبرانکننده باشد،به تعلیق مکرر شادی بدل شد:گل عزتاللهی به اسپانیا در2018،گل قلیزاده به ولز، ضربه طارمی به بلژیک وحالا گل دقیقه۹۰ شجاع به مصر؛صحنههایی که درآن، فوتبال نه درمیدان، بلکه درمیلیمترها شکست خورد. مسئله این نیست که VAR توطئهای علیه ایران است. مسئله عمیقتراست: غلبه ذات خشک فناوری برروح بازی. آنچه ازفوتبال گرفته میشود، فقط یک گل یا یک نتیجه نیست؛ جریان سیال فوتبال است، همان لحظه ناب وغیرقابل تکراری که تماشاگر وبازیکن را دریک انفجار مشترک به هم پیوند میزند.VAR شاید خطا را کم کند،اما همزمان، هیجان، سیالیت و بیواسطگی را هم به اتاقک کمک داورویدیویی تبعید میکند. فوتبال همیشه با امکان اشتباه، درام میآفرید؛اکنون اما در جستوجوی کمال ماشینی،چیزی ازحقیقت واصالت خود را ازدست داده است.شاید عدالت دقیقترشده باشد،اما آیا فوتبال مثل گذشته زنده مانده است؟

قصه پر پیچ و خم رامین
جداییاش که همه را عصبانی کرد
تیغ تند وتیزانتقادها به رامین ازسال1395شروع شد، جایی که جداییاش از پرسپولیس وانتقال به ریزهاسپورترکیه یکی ازجنجالیترین نقلوانتقالات تاریخ لیگ کشورمان را رقم زد.رفتن ناگهانی، بازگشت دوباره واختلافات بعدی باعث شد ماهها تیتر اول رسانهها باشد. بسیاری ازهواداران از او ناراحت شدند وهیچ وقت دلشان با او صاف نشد.
پدریعنی عشق ...
رامین شاید یکی ازفعالترین فوتبالیستهای ایرانی درشبکههای اجتماعی باشد.استوریهای کنایهآمیز، واکنش به انتقادها، پیامهای احساسی و جملات خاص اوبارها درفضایمجازی پربازدید شد.مشهورترین آن ها همان استوری معروف«پدریعنی عشق،جنگ نکنید»بود؛ متنی که سالها بعد به یکی ازسوژههای شبکههای اجتماعی تبدیل شد.
احساس ارزشمندی با نمایش داراییها
درسالهای اخیر، چندین باربه صحبتها ورفتارهای رامین ازمنظر روانشناسی انتقاد کرده بودیم. به عنوان مثال،27مهر1399درصفحه خانواده ومشاوره زندگی سلام نوشته بودیم: «استوری بازیکن تیمملی فوتبال کشورمان که درکناریک جمله انگیزشی،ساعت،کتانی،دستبند وانگشترش را هم به نمایش گذاشته ازمنظرروانشناسی پیامهایی دارد؛احساس ارزشمندی با نمایش داراییها!» همچنین ماشینهای گرانقیمت، سفرهای خارجی، تصاویرخاص وسبک زندگی متفاوت اوهمیشه مورد توجه کاربران قرار میگرفت. برخی این رفتارها را نشانه نداشتن اعتمادبهنفس وغیرضروری تلقی میکردند.
درقفس ببرچی کارمیکردی؟
انتشارتصاویرحضور رضاییان درکناریک ببروحشی دریکی ازسفرهای خارجیاش، یکی ازعجیبترین تصاویرسالهای اخیر او بود. عکسی که واکنشهای فراوانی درشبکههای اجتماعی به همراه داشت.
شادی گلهای کنایهآمیز
رامین هیچگاه بازیکنی نبودکه گل بزند ویک خوشحالی معمولی انجام دهد. شادیهای خاص، حرکات احساسی، اشک، فریاد وواکنشهای اوبعداز گلها همواره بخشی ازشخصیت فوتبالیاش بودهاند. حتی شادی گل اخیر اودرجام جهانی هم به یکی ازتصاویرماندگارفوتبال ایران وجهان تبدیل شده است.
و پسری که جنگید تا قهرمان شود
اما ازدل همه این حواشی، رامین مانند یک ستاره درخشید. بازیکنی که حتی چند ماه پیش از این احتمال داشت درفهرست اولیه تیم ملی حضور نداشته باشد، حالا به عنوان بهترین مدافع راست دوراول جام جهانی ۲۰۲۶ معرفی شده است.اودیگرفقط یک بازیکن پرحاشیه نیست. اوبازیکنی است که ازمیان تمام قضاوتها عبورکرد، ازتمام انتقادها جان سالم به دربرد و سرانجام دربزرگترین ویترین فوتبال جهان، نامش را درتاریخ ثبت کرد. شاید هنوزهم خیلیها رامین رضاییان را دوست نداشته باشند. شاید هنوز هم استوریهایش، رفتارهایش یا سبک زندگیاش محل بحث باشد. اما حالا یک حقیقت را نمیتوان انکارکرد: رامین رضاییان، ستاره پرحاشیه فوتبال ایران، سرانجام به یکی ازدوستداشتنیترین قهرمانان نسل خود تبدیل شده است.
حسرت برای درخشش دیرهنگام رامین وشجاع
صابر|جام جهانی برای تیم ملی ما درمرحله گروهی با تساوی مقابل مصربه پایان رسید؛ زمانی که این یادداشت نوشته میشود هنوزتکلیف صعود روشن نیست. با این حال، چه صعودی درکارباشد وچه نباشد،یک پرسش مهم و شاید تلخ همچنان پابرجاست: چرا بازیکنانی مثل شجاع ورامین اینقدردیر دیده شدند؟ نگاهی به ترکیب تیم ملی کافی است تا این واقعیت خود را نشان دهد. چرا رامین رضاییان باید در۳۶سالگی یکی ازگزینههای جدی تیم ملی باشد، آن هم درشرایطی که دیگرچشمانداز روشنی برای حضور در لیگهای سطح اول اروپا ندارد؟ چرا شجاع خلیلزاده باید در۳۷سالگی تازه اولین بازی خود را درجام جهانی تجربه کند، درحالی که درچهاردوره مختلف یا درآستانه حضور بوده یا تا یک قدمی میدان رفته است؟ اینها فقط دو نمونهاند؛درترکیب تیم ملی از این حسرتها کم نیست. چرا این بازیکنان درزمان درستی شانس درخشش پیدا نکردند؟ بسیاری ازبازیکنان مستعد میتوانستند خیلی زودتربه سطح اول فوتبال ایران برسند وبا اعتماد سرمربیان باشگاهی، بدون سایه سنگین دلالی و مناسبات غیرحرفهای، در سنین پایینتربه ستارههای ثابت تیم ملی تبدیل شوند. اما این مسیر برای بسیاری ازآنها به تأخیرافتاد. حتی بازیکنانی مانند رامین رضاییان، میلاد محمدی، احسان حاجصفی یا محمدحسین کنعانیزادگان که امروز چندمین جام جهانی خود را تجربه میکنند نیزهیچگاه به شکل پایدار دربالاترین سطح ممکن فوتبال قرارنگرفتند. درکنارآنها نسل بعدی، بازیکنانی مثل محبی، ترابی یا قائدی هم هنوزآنگونه که باید فرصت بروز کامل تواناییهای خود را پیدا نکردهاند. ازاین نسل گذشت، اما جام جهانی، صرفنظرازنتیجه، باید لحظهای برای بازاندیشی باشد. فوتبال ایران بیش از هرچیز به یک تصمیم شجاعانه نیازدارد: عبورتدریجی از پیله نتیجهگرایی کوتاهمدت و سرمایهگذاری بر نسلی تازه، نسلی باانگیزه وآماده که بتواند برای چند دوره جام جهانی آینده، تیم ملی را بیمه کند. اگرچنین تصمیمی گرفته نشود، شاید چند سال دیگرهمین پرسشها دوباره تکرار شوند.
تراژدی درفاصله11متری
ازضربه چیپ عجیب یحیی گلمحمدی تا پنالتیهای ازدست رفته ستارههایی مانند مهدی طارمی وعلی دایی؛ مروری برتلخترین ضربات پنالتی فوتبال ایران که رویای قهرمانی و صعود را برباد دادند
شایان
دردهههای اخیر ودرتورنمنتهای مهم،کم نداشتهایم پنالتیهایی که بازیکنانمان قدرآنها را ندانستند وبا ازدست دادنشان، حسرتهای بزرگی را برای فوتبال ایران به جا گذاشتند.ازپنالتیهای تلخ جام ملتهای 1996 گرفته تا ضربه چیپ عجیب یحیی گلمحمدی وبه تازگی پنالتی مهدی طارمی که تاریخ فوتبال ما پرازاین لحظات دلهرهآوراست. پنالتی خراب شده ستاره بوشهری کشورمان، اگرچه ما را مستقیما ازتورنمنت حذف نکرد، اما اولین پنالتی ازدست رفته تاریخ تیم ملی ایران درجام جهانی بود که شاید میتوانست روند بازی را کاملا به سود ما تغییردهد.
طارمی که دومین گلزن برترتاریخ تیم ملی ازروی نقطه پنالتی است، پیش ازاین سابقه گلزنی در جام جهانی را ازروی نقطه پنالتی داشت با این حال ازدست رفتن آن ضربه باعث شد نام اوهم درکناربازیکنانی قراربگیرد که درمقاطع حساس پنالتیهایی سرنوشتساز را ازدست دادهاند.
به همین بهانه بد نیست نگاهی به برخی از مهمترین پنالتیهای ازدست رفته تاریخ تیم ملی ایران درمسابقات بزرگ بیندازیم؛ ضرباتی که بعضی ازآنها رؤیای قهرمانی یا صعود را از فوتبال ایران گرفتند.

محمد پنجعلی مقابل عربستان (جام ملتهای ۱۹۸۴)
درمرحله نیمهنهایی جام ملتهای آسیا 1984، تیم ملی ایران شانس بسیار بالایی برای صعود به فینال داشت اما تساوی دروقتهای قانونی واضافی،کار را به ضربات پنالتی کشاند.
دوتیم تا ضربه سوم پایاپای پیش رفتند وتمامی توپها گل شد. با این حال، وقتی نوبت به پنالتی چهارم رسید، محمد پنجعلی، مدافع وبازیکن بسیارباتجربه فوتبال کشورمان به شکل کاملا غیرمنتظرهای ضربه خود را ازدست داد.
درسوی مقابل، عربستانیها پنالتیهای چهارم و پنجم خود را تبدیل به گل کردند تا ایران که در آن سال مدعی اصلی قهرمانی آسیا بود ، راهی ردهبندی شود.
دایی مقابل عربستان (جام ملتهای ۱۹۹۶)
بعد از یک شروع بد و باخت مقابل عراق در مرحله گروهی، تیم ملی ناگهان اوج گرفت و تایلند را 3 بر یک و عربستان را 3 بر صفر برده بود. در مرحله یکچهارم نهایی هم کرهجنوبی را با نتیجه وحشتناک 6 بر 2 تحقیر کرده بود. شاگردان محمد مایلیکهن در نیمهنهایی یک بار دیگر مقابل عربستان قرار گرفتند و با وجود ارائه نمایشی برتر، درجریان بازی به گل نرسیدند تا ضیافت پنالتیها تعیینکننده باشد.
پنالتی اول را برای ما علی دایی، ستاره بیچونوچرای تورنمنت زد، همه منتظر بودند شهریار فوتبال ایران به ر احتی دروازه را باز کند اما در کمال ناباوری او توپ را به بیرون زد. هرچند احمدرضا عابدزاده یکی ازپنالتیهای عربستان را مهارکرد، اما درادامه داریوش یزدانی هم پنالتی خود را ازدست داد. با وجود گل شدن ضربات استیلی وباقری، مهارپنالتی خاکپورتوسط محمد الدعایه وگل شدن ضربه آخرعربستان باعث شد ایران از رسیدن به فینال بازبماند.
یحیی گلمحمدی مقابل چین(جام ملتهای آسیا ۲۰۰۴)
یکی ازمعروفترین ودردناکترین پنالتیهای ازدست رفته تیم ملی، به ضربه چیپ یحیی گلمحمدی درجام ملتهای 2004 اختصاص دارد. تیم پرستاره برانکوایوانکوویچ پس از پیروزی درخشان 4 بر3 مقابل کره جنوبی، در نیمهنهایی حریف چین میزبان شد.اخراج ستارزارع باعث شد ایران تا دقیقه 120 با یک یارکمتر مقاومت کند و بازی به پنالتی کشیده شود.
با توجه به پنالتی گیر نبودن میرزاپور، امیدها به گلزنی بازیکنان بود. چینیها یک پنالتی را خراب کردند وسه ضربه اول ما گل شد. اما بعد ازآن ایمان مبعلی ضربه چهارم را به تیرکوبید تا کار به تساوی کشیده شود. پس ازگل شدن پنالتی پنجم چین، یحیی گلمحمدی پشت توپ ایستاد. یحیی با خونسردی بیش از حد و درتصمیمی عجیب، حساسترین پنالتی بازی را چیپ زد که توپ به راحتی توسط دروازهبان چین مهارشد. با این ضربه، تیم ملی یکی ازبهترین شانسهای خود برای قهرمانی آسیا را ناباورانه ازدست داد.
مهدویکیا مقابل کرهجنوبی (جام ملتهای آسیا ۲۰۰۷)
دریکچهارم نهایی جام ملتهای 2007، تیم ملی با هدایت امیرقلعهنویی به مصاف کره جنوبی رفت. پس از120 دقیقه تلاش بدون گل، وحید طالبلو به عنوان دروازهبان پنالتیگیر جایگزین رودباریان شد.
فریدون زندی ضربه اول را گل کرد، اما مهدی مهدویکیا پنالتی دوم را ازدست داد؛ اتفاقی که تا سالها مورد انتقاد قلعهنویی قرارگرفت. اگرچه طالبلو پنالتی سوم کره را مهارکرد و رضا عنایتی ضربه خود را به گل تبدیل کرد، اما درنهایت رسول خطیبی پنالتی حساس خود را ازدست داد تا تیم ملی ایران درمیان ناباوری ازگردونه مسابقات حذف شود و رویای قهرمانی باردیگر برباد برود.
وحید امیری مقابل عراق (جام ملتهای آسیا ۲۰۱۵)
درجام ملتهای آسیا 2015، تیم کارلوس کیروش با اقتدار به مرحله یکچهارم نهایی رسید تا مقابل تیم ملی عراق صفآرایی کند. اخراج بسیار سختگیرانه مهرداد پولادی دراواخرنیمه اول، ایران را دهنفره کرد تادریک رالی نفسگیر، پرهیجان و تاریخی که بارها سرنوشت تیم صعودکننده تغییرکرد، کار به ضربات پنالتی کشیده شود.
احسان حاجصفی پنالتی اول را به بیرون زد، اما خراب شدن ضربه اول عراق توسط عبدالامیر، ما را درجام نگه داشت. شش پنالتی بعدی دوتیم پیاپی به گل تبدیل شد تا نوبت به ضربه حساس هشتم برسد. وحید امیری پشت توپ ایستاد؛ بازیکنی که با وجود نمایش عالی درجریان مسابقه، با بدشانسی محض مواجه شد.اودروازهبان را کاملا فریب داد اما ضربهاش به پایه تیرعمودی برخورد کرد وگل نشد.
معمای دنیس اکرت پیشروی ژنرال
درتاریخ فوتبال ایران،بازیکنان دورگه یا دوتابعیتی کم نبودهاند؛ از فریدون زندی ورضا قوچاننژاد تا سامان قدوس.اغلب این نامها، دستکم یک منطق روشن با خود داشتند:یا کیفیتی به تیم ملی اضافه میکردند،یا درمقطعی مشخص به یک نیازفنی پاسخ میدادند.اما درباره دنیس اکرت،ماجرا بیش ازآنکه شبیه یک تصمیم فنی باشد، به یک پرسش بیپاسخ تبدیل شده است.
اکرت ۲۹ ساله، بدون سابقه بازی ملی،به فهرست نهایی ایران برای جام جهانی ۲۰۲۶ رسید؛تصمیمی که به قیمت حذف بازیکنانی مثل هاشمنژاد تمام شد و درعمل،محمودی را هم به مسافری تزئینی درکاروان ایران بدل کرد. این انتخاب،ازهمان ابتدا شبیه یک معما بود که کادرفنی دقیقاً چه چیزی دراکرت دیده بود که دراستعدادهای داخلی لیگ یا حتی بازیکنی مثل اللهیار صیادمنش نبود؟
ابهام اما زمانی جدیترشد که تیم ملی درسه بازی، دقیقاً به همان چیزی نیازداشت که اکرت دقیقاً برای آن دعوت شده بود: انرژی تازه، تحرک درخط حمله ویک گزینه متفاوت درلحظات فرسودگی وگره خوردن بازی، به ویژه برابرمصر،طارمی خسته بود،مغانلوازلحظهای که آمدکارایی لازم رانداشت، محبی هم روزکمفروغی را پشت سر گذاشت؛با این حال،اکرت طی270 دقیقه حتی یک دقیقه هم به میدان نرفت.
اینجا دیگربا یک انتخاب ساده روبهرونیستیم،بلکه باتناقضی آشکارمواجهیم.
اگراکرت درحد تیم ملی نبود،چرا اساساً به جام جهانی آورده شد؟واگربود، چرا درست دربزنگاههایی که تیم به تغییر نیاز داشت،هیچ اعتمادی به اونشد؟
تیم ملی جای آزمون و خطا یا تصمیمهای نمایشی نیست.درسطح جام جهانی،هرنام درفهرست نهایی بایدتوجیه فنی،نقش مشخص وکارکرد واقعی داشته باشد وگرنه «دعوت» بهجای آنکه نشانه اعتماد باشد، به معمایی تبدیل میشود که فقط هزینهاش بردوش تیم ملی میماند.
اعدام هیجان لحظهها باحکم VAR
صابر
فوتبال،پیش ازآنکه به دادگاه فریمهای منجمد وخطوط دیجیتال سپرده شود،قلمروخطای انسانی،جسارت و بیواسطگی بود؛جهانی که درآن، شورلحظه برهمهچیزتقدم داشت. بامداد روز گذشته ،درتساوی ایران برابر مصر، یک باردیگراین پرسش قدیمی با تلخی به میان آمد:آیا فوتبال،در عصرVAR، هنوزهمان بازی زنده وانسانی است یا به محاکمهای سرد دراتاق تصویرتبدیل شده است؟
برای فوتبال ایران،این فقط یک بحث فنی یا داوری نیست؛یک حافظه تاریخی است.ما پیش ازورود VAR طعم بیعدالتی را بارها چشیدهایم.درجام ۱۹۹۸، خطای آشکاردروازهبان آمریکا روی خداداد عزیزی،درموقعیتی که خداداد با دروازه خالی مواجه بود ازچشم داور پنهان ماند.درجام ۲۰۱۴، تیم ملی برابرآرژانتین نه فقط شجاعانه وزیبا بازی کرد،بلکه درصحنهای روشن، پنالتی روی اشکان دژاگه نادیده گرفته شد؛حقی که میتوانست یکی ازمهمترین شبهای تاریخ فوتبال ایران را طوردیگری بنویسد.اماتناقض تلخ اززمانی آغازشدکه قراربود فناوری،مرهم این زخمها باشد.VAR آمد تا خطاهای انسانی را کاهش دهد،اما برای ایران،بیش ازآنکه جبرانکننده باشد،به تعلیق مکرر شادی بدل شد:گل عزتاللهی به اسپانیا در2018،گل قلیزاده به ولز، ضربه طارمی به بلژیک وحالا گل دقیقه۹۰ شجاع به مصر؛صحنههایی که درآن، فوتبال نه درمیدان، بلکه درمیلیمترها شکست خورد. مسئله این نیست که VAR توطئهای علیه ایران است. مسئله عمیقتراست: غلبه ذات خشک فناوری برروح بازی. آنچه ازفوتبال گرفته میشود، فقط یک گل یا یک نتیجه نیست؛ جریان سیال فوتبال است، همان لحظه ناب وغیرقابل تکراری که تماشاگر وبازیکن را دریک انفجار مشترک به هم پیوند میزند.VAR شاید خطا را کم کند،اما همزمان، هیجان، سیالیت و بیواسطگی را هم به اتاقک کمک داورویدیویی تبعید میکند. فوتبال همیشه با امکان اشتباه، درام میآفرید؛اکنون اما در جستوجوی کمال ماشینی،چیزی ازحقیقت واصالت خود را ازدست داده است.شاید عدالت دقیقترشده باشد،اما آیا فوتبال مثل گذشته زنده مانده است؟
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
مهندسی تسلیم یا عادی سازی؟
-
ایران درجمع 5 قدرت برترمغزمصنوعی
-
عقبنشینی قیمت مرغ و تخممرغ در بازار
-
عاملان قتل «دختربهزیستی»به اعدام محکوم شدند
-
زبان فارسی در تاجیکستان جان میگیرد
-
حالا همه رامین را دوست دارند
-
سرنوشت عشق در عصر اسکرول
-
آتش در کمین مراتع استان
-
بهار داغ قیمتها
-
زورهای آخر یانکی ها در تنگه


