روایت سلوک و منش مبارزاتی رهبر شهید انقلاب از زبان حجتالاسلام علی عسکری، معاون استاندار خراسان رضوی در گفتوگو با خراسان
ماجرای نمد دوران طلبگی در اتاق ریاست جمهوری
نویسنده: هانیه غلامی
مترجم:
رهبر شهید انقلاب، فرزند خطه خورشید بود و نخستین جلوههای اندیشه و سلوک مبارزاتی او در مشهد شکل گرفت؛ ازاینرو بسیاری از فعالان فرهنگی و سیاسی از همان سالها با این سید خوشسیما و خوشسیرت آشنا شدند و از طریق او قدم در مسیر نهضت امام خمینی(ره) گذاشتند. حجتالاسلام تیمورعلی عسکری، معاون فرهنگی و اجتماعی استانداری خراسان رضوی، میگوید نخستینبار نام امام خمینی(ره) را به عنوان مرجع تبعیدی از زبان ایشان شنیده است. او روایت میکند که در سیل سال ۱۳۵۵ قوچان، مقام معظم رهبری بهنمایندگی از امام(ره) برای کمکرسانی اعزام شده بودند، در حالیکه ساواک قوچان از سختگیرترین واحدهای منطقه بود.
آقا را فردی خطرناک معرفی می کردند!
وی ادامه میدهد: در آن زمان، بنده طلبهای از فاروج بودم که در قالب کمکرسانی عازم قوچان شدیم. نخستینبار در مسجد جامع قوچان با ایشان آشنا شدم؛ شخصیتی بسیار جذاب، صریحاللهجه و اثرگذار که همراهانی از فضلای مشهد نیز در کنار ایشان بودند. با توجه به فعالیتهای مبارزاتی ایشان، حساسیت ویژهای وجود داشت؛ نه تنها جریانهای حاکم، بلکه حتی برخی افراد «مقدسمآب» در حوزه، ایشان را فردی خطرناک معرفی میکردند. اما هرچه این فضاسازیها بیشتر میشد، کنجکاوی ما برای شناخت حقیقت افزونتر میگشت. در عمل میدیدیم که ایشان از دلسوزترین افراد نسبت به مردم سیلزده بودند.
علی عسکری بیان میکند: در آن ایام، گاه امکاناتی که برای مردم فراهم میکردیم، به دست کسانی میرسید که برای شاه دعا میکردند. در چنین شرایطی، معظمله فرمودند: «هرگاه دیدید مأموران ژاندارمری و شهربانی حضور ندارند، به مردم بگویید این کمکها از طرف آقای خمینی است.» این نخستین بار بود که بنده از زبان ایشان با حضرت امام خمینی(ره) به عنوان مرجع تبعیدی آشنا شدم. پس از آن، ساواک برای دستگیری ایشان وارد عمل شد که لحظات خروج ایشان از مسجد جامع قوچان هرگز از یادم نمیرود. به دلیل جذابیت شخصیت و عمق فکری ایشان، از فاروج برای شرکت در جلساتشان به مساجد امام حسن(ع) و کرامت در مشهد میآمدم و بنیان فکری بنده نیز در همان جلسات شکل گرفت. خروج ایشان از قوچان بسیار مظلومانه بود؛ بهویژه زمانی که یکی از چهرههای منتسب به طیف مقدسمآب که بعدها در جایی امامجمعه شد، با لحنی نامناسب گفت: «اینجا یا جای من است یا جای سیدعلی خامنهای!» در آن لحظه، یکی از دوستان که از این برخورد به خشم آمده بود، ضربهای به وی زد، اما معظمله با بزرگواری و درایت، آن دوست را توبیخ کردند و با سعهصدر مانع از ادامه درگیری شدند و فرمودند: «نباید این کار را میکردی؛ حالا او سخنی گفت...»
تحول آفرین، خداترس و مسیحا دم
معاون استاندار ادامه میدهد: ایشان همواره از نوآوری فکری ویژهای برخوردار بودند و اندیشههای نوینی را ارائه میکردند. طبیعی است جوانی که در پی یافتن پاسخها و افکار تازه و پویاست، جذب چنین نگاههای نوگرایانهای میشود. علاوه بر این، سلوک فردی و سبک زندگی ایشان نیز نقش بسیار مؤثری در جذب افراد داشت؛ شخصیتی بسیار سادهزیست داشتند و همهچیز را با روحیه مشارکتجویی پیش میبردند؛ یعنی آنچه را در اختیار داشتند، با گشادهدستی با دیگران تسهیم میکردند. به هیچ وجه دلبسته به مادیات نبودند و این ویژگی ارزشمند در وجود ایشان ملکه شده بود؛ چنانکه همسر محترمشان نیز چنین بودند و فرزندانشان را نیز با همین منش تربیت کردند. از جهت شخصیتی نیز ایشان انسانی تحولآفرین و خداترس بودند که ابهت هیچ قدرتی جز پروردگار در دلشان راه نداشت. این شجاعت و خداترسی موجب میشد در دوران مبارزات، اقشار مختلف به شدت جذب ایشان شوند. علی عسکری می افزاید: به یاد دارم در مقطعی که ایشان ممنوعالمنبر شده بودند، پس از اقامه نماز، متناسب با پرسشهایی که از سوی مردم مطرح میشد، آیهای از قرآن یا روایتی را قرائت و تفسیر میکردند. حتی در شرایط سخت، یارانشان به دیدار ایشان در تبعیدگاهها میرفتند؛ ایشان مانند شخصیتی مسیحادم در دوران تاریک طاغوت، پناهگاه و الگویی بیبدیل برای اقشار مختلف، بهویژه نسل جوان، به شمار میرفتند.
نشانی از اصالت در اوج قدرت
معاون استاندار اظهار میکند: خاطرهای که هرگز از یاد نمیبرم مربوط به یکی از دیدارها در مقر ریاستجمهوری است. یک روز که به اتاق ایشان رفتم، دیدم هوا بسیار سرد است و معظمله در حالی که نور آفتاب بر آن نقطه تابیده بود، روی یک «نمد» کهنه و مندرس نشستهاند. با اجازه ایشان در محضرشان نشستم و با تعجب پرسیدم: «این از عتیقههای شماست؟ از کجا آوردید؟» ایشان با لحنی تأملبرانگیز فرمودند: «این همان نمدی است که در دوران طلبگی در مدرسه میرزاجعفر مشهد داشتم. بر روی آن مینشینم و با خود میگویم یادت باشد، سیدعلی! تو همان طلبه مدرسه میرزاجعفری؛ درست است که اکنون در جایگاه مسئولیت هستی، اما مبادا این جایگاه تو را از گذشتهات جدا کند.»
محاسبه، مراقبه و بخشش
حجت الاسلام علی عسکری اضافه می کند: در دوران پس از رهبری، ایشان فشارهای سیاسی و بیمهریهای بیشماری را متحمل شدند. برخی از این جفاها از سوی کسانی بود که انتظارش نمیرفت. در دیدارها تأکید داشتند: «شما که نزدیک امام رضا(ع) هستید، دعا کنید خداوند به من توفیق دهد تا جفایِ آنان را که در حق من سخنرانی کردند، تشکیک روا داشتند و تضعیفم کردند، فراموش کنم و همه را دوست بدارم.» حتی در یک مورد، پس از اصرار ما، ایشان نام دو تن از کسانی را که مواضع تندی علیه ایشان داشتند، بر زبان آوردند، اما بلافاصله فرمودند: «شما را به خدا، وقتی به مشهد برگشتید، نزد امام رضا(ع) دعا کنید که خدا این جفاها را از دلم بیرون کند.» این روحیه، ریشه در «محاسبه و مراقبه» عمیقی داشت که یادآور سیره عرفانیِ بزرگان، همچون مرحوم علامه طباطبایی بود؛ انسانی که در اوج سختیها، چهرهای پاک و اثرگذار از خود به جای گذاشت. به یاد دارم درباره یکی از همین افراد، ایشان نقل میکردند که روزی همسرِ همان فرد، در شرایط بیماریِ فرزندشان به ایشان پناه آورده بود و معظمله با بزرگواری برای رفع مشکل آنان اقدام کردند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
نه به قولنامه های متزلزل!
-
سرگیجه بانکی
-
ماجرای نمد دوران طلبگی در اتاق ریاست جمهوری
-
حرم مطهر رضوی بسته نمی شود
-
آمادگی حوزه غذا و دارو برای میزبانی از مراسم وداع با «قائد شهید»
-
تکاپویِ مشهد برای تشییع رهبر شهید انقلاب
-
از ویرانههای کاخک و فردوس تا آغوش خراسان
-
روایتی عاشقانه از دیدار یار
-
حرم مطهر رضوی بسته نمی شود
-
برنامه ریزی توزیع کالاهای اساسی ویژه ایام تشییع رهبر شهید در استان
-
آمادگی حوزه غذا و دارو برای میزبانی از مراسم وداع با «قائد شهید»
-
مجموعه آبی موجهای خروشان مشهد فاقد تاییدیه استاندارد است


