اینفانتینورؤیا میفروشد،فیفا پول میشمارد
نویسنده: سید مصطفی صابری
مترجم:
جیانی اینفانتینورئیس فیفا دراظهاراتی عجیب گفته:«64تیمی شدن جامجهانی رابه طورجدی بررسی میکنیم.تحقیق دراین مورد بلافاصله پس ازپایان این دوره ازبازیها آغازمیشود. مسابقات جامجهانی متعلق به تمام جهان است،نه فقط اروپا وآمریکای جنوبی!هرکشوری باید این حق را داشته باشدکه رؤیای حضوردر جامجهانی را درسربپروراند.» این جملات درظاهرلحنی دموکراتیک و طرفدارعدالت فوتبالی دارند، اما درلایه زیرین خود حامل یک مغالطه روشناند:یکی گرفتن«افزایش تعداد تیمها» با «گسترش عدالت فوتبالی».
دروهله اول، کسی نمیتواند انکارکند که جام جهانی فقط متعلق به اروپا وآمریکای جنوبی نیست. فوتبال درآفریقا، آسیا، آمریکای شمالی و حتی درکشورهای کوچکتراقیانوسیه هم بخشی ازهویت جمعی، غرورملی ورویاهای اجتماعی است. تجربه جام جهانی48 تیمی هم نشان داد که گسترش میدان، لزوماً فاجعه مطلق نیست؛این تورنمنت از منظرفرهنگی واجتماعی امکان دیده شدن روایتهای تازه، پرچمهای تازه وتجربههای تازه را فراهم کرد،حتی اگرازنظرفنی همیشه در بالاترین سطح هیجان نبود. اما همینجا باید مرزمیان افزایش معقول تیمها وتورم بیحد جام را دید.
مغالطه اینفانتینوآنجاست که طوری سخن میگویدکه انگاراگر فرصت برابروجود ندارد، تنها راهحلش بزرگترکردن ویترین است. در حالی که اگرشیوه انتخابی، توزیع سهمیهها وساختارصعودعادلانه نیست، مسئول اصلی آن خود فیفاست.عدالت را باید درنظام انتخابی، درتوسعه زیرساختها، درسرمایهگذاری آموزشی و درکاهش شکاف میان قارهها جستوجوکرد،نه صرفاً دراضافه کردن چند ده بازی بیشتر به تقویم مسابقات.
ازمنظرفوتبالی هم مسئله روشن است.حتی اگر64تیم یا100تیم در جام جهانی حاضرشوند، احتمالاً درپایان همان قدرتهای سنتی در جمع هشت تیم پایانی خواهند بود وجام بازهم به یکی ازکشورهای اروپا یا آمریکای جنوبی خواهد رسید. چون مسئله اصلی، تعداد شرکتکنندگان نیست؛ مسئله، نابرابری عمیق درکیفیت لیگها، امکانات، استعدادیابی، تجربه بینالمللی واقتصاد فوتبال است. افزایش تیمها این شکاف را ازبین نمیبرد؛ فقط تعداد بازیهای کمکیفیتتررا بیشترمیکند.
نکته آخرهم این است که بخشی ازشکوه جام جهانی، پیش ازشروع خود تورنمنت شکل میگیرد:درمسیردشواروپرهیجان انتخابی. زمانی صعود به جام جهانی خود یک فتح بزرگ بود وهمین دشواری، ارزش نمادین حضور درآن را بالا میبرد.اگررسیدن به جام جهانی بیش ازحد آسان شود، خود «رؤیا» هم کوچک میشود.برای همین،64 تیمی شدن بیش ازآنکه نشانه عدالت باشد،به تمسخر شأن جام جهانی شبیه است؛ تصمیمی که بوی تجارت میدهد، نه توسعه. اینفانتینواگرصادق باشد، بهتراست به جای پنهان شدن پشت واژههای زیبا، بگوید مسئله اصلی همان درآمد بیشتراست.
دروهله اول، کسی نمیتواند انکارکند که جام جهانی فقط متعلق به اروپا وآمریکای جنوبی نیست. فوتبال درآفریقا، آسیا، آمریکای شمالی و حتی درکشورهای کوچکتراقیانوسیه هم بخشی ازهویت جمعی، غرورملی ورویاهای اجتماعی است. تجربه جام جهانی48 تیمی هم نشان داد که گسترش میدان، لزوماً فاجعه مطلق نیست؛این تورنمنت از منظرفرهنگی واجتماعی امکان دیده شدن روایتهای تازه، پرچمهای تازه وتجربههای تازه را فراهم کرد،حتی اگرازنظرفنی همیشه در بالاترین سطح هیجان نبود. اما همینجا باید مرزمیان افزایش معقول تیمها وتورم بیحد جام را دید.
مغالطه اینفانتینوآنجاست که طوری سخن میگویدکه انگاراگر فرصت برابروجود ندارد، تنها راهحلش بزرگترکردن ویترین است. در حالی که اگرشیوه انتخابی، توزیع سهمیهها وساختارصعودعادلانه نیست، مسئول اصلی آن خود فیفاست.عدالت را باید درنظام انتخابی، درتوسعه زیرساختها، درسرمایهگذاری آموزشی و درکاهش شکاف میان قارهها جستوجوکرد،نه صرفاً دراضافه کردن چند ده بازی بیشتر به تقویم مسابقات.
ازمنظرفوتبالی هم مسئله روشن است.حتی اگر64تیم یا100تیم در جام جهانی حاضرشوند، احتمالاً درپایان همان قدرتهای سنتی در جمع هشت تیم پایانی خواهند بود وجام بازهم به یکی ازکشورهای اروپا یا آمریکای جنوبی خواهد رسید. چون مسئله اصلی، تعداد شرکتکنندگان نیست؛ مسئله، نابرابری عمیق درکیفیت لیگها، امکانات، استعدادیابی، تجربه بینالمللی واقتصاد فوتبال است. افزایش تیمها این شکاف را ازبین نمیبرد؛ فقط تعداد بازیهای کمکیفیتتررا بیشترمیکند.
نکته آخرهم این است که بخشی ازشکوه جام جهانی، پیش ازشروع خود تورنمنت شکل میگیرد:درمسیردشواروپرهیجان انتخابی. زمانی صعود به جام جهانی خود یک فتح بزرگ بود وهمین دشواری، ارزش نمادین حضور درآن را بالا میبرد.اگررسیدن به جام جهانی بیش ازحد آسان شود، خود «رؤیا» هم کوچک میشود.برای همین،64 تیمی شدن بیش ازآنکه نشانه عدالت باشد،به تمسخر شأن جام جهانی شبیه است؛ تصمیمی که بوی تجارت میدهد، نه توسعه. اینفانتینواگرصادق باشد، بهتراست به جای پنهان شدن پشت واژههای زیبا، بگوید مسئله اصلی همان درآمد بیشتراست.
10 صفحه اول


