«ناصر ارمنی» چشم انتظار آقای نویسنده
همزمان با انتشار چاپ نوزدهم «ناصر ارمنی»، از رازهای ماندگاری رضا امیرخانی، نویسندهای که پس از سانحه پاراگلایدر هنوز در بستر درمان است، نوشتهایمنویسنده: محمد بهبودی نیا
مترجم:
مجموعه داستان «ناصر ارمنی» نوشته رضا امیرخانی، این روزها در حالی به چاپ نوزدهم رسیده که نویسندهاش هنوز در منزل، روزهای درمان را پشت سر میگذارد. امیرخانی نهم آذرماه سال گذشته در ارتفاعات مشاء دماوند، هنگام پرواز با پاراگلایدر، دچار سانحه سقوط شد و بهشدت آسیب دید؛ حادثهای که او را ماهها از حضور در محافل فرهنگی و ادبی دور کرد.روز گذشته برای اطلاع از آخرین وضعیت سلامتی رضا، با شماری از دوستان و همکارانش تماس گرفتیم. همه آنها از روند امیدوارکننده درمان امیرخانی گفتند و ابراز امیدواری کردند که او در آیندهای نهچندان دور به فعالیتهای ادبی بازگردد. اما وقتی صحبت به ویژگیهای نویسندگی و راز محبوبیت آثارش رسید، تقریباً همه ترجیح دادند گفتوگو را به زمانی موکول کنند که امیرخانی سلامتی کامل خود را به دست آورد و بار دیگر قلم به دست بگیرد.رضا امیرخانی در بیش از سه دهه فعالیت ادبی، آثاری چون «ارمیا»، «منِ او»، «ازبه»، «جانستان کابلستان»، «نیمدانگ پیونگیانگ»، «ناصر ارمنی» و... را در حوزه رمان، مجموعه داستان و سفرنامه منتشر کرده است.اما چه شد که آثار این نویسنده، سالهاست از کانون توجه مخاطبان ایرانی خارج نمیشود؟

شجاعت و صراحت، اصل اول نویسندگی
در میان ویژگیهایی که نام رضا امیرخانی را از بسیاری از نویسندگان همنسلش جدا میکند، صراحت بیش از هر چیز به چشم میآید. این صراحت فقط در رمانها و سفرنامههایش خلاصه نمیشود؛ هر جا که پای سخن گفتن از ادبیات و مسائل فرهنگی به میان آمده، او همان اندازه بیپرده حرف زده که در آثارش می نویسد. نمونه روشن آن، گفتوگوی آبان ۱۴۰۲ او با روزنامه خراسان بود؛ مصاحبهای که با تیتر «ادعای جهانیشدن ادبیات معاصر؛ لطفاً دروغ نگویید!» بازتاب فراوانی پیدا کرد. امیرخانی در آن گفتوگو، برخلاف فضای رایج، تأکید کرد که ادبیات داستانی ایران هنوز به معنای واقعی جهانی نشده است. از نگاه او، جهانی شدن نه با ترجمه چند کتاب و نه با حضور در چند نمایشگاه بینالمللی به دست میآید؛ یک اثر زمانی مرزهای جغرافیا را پشت سر میگذارد که بتواند مسئلهای انسانی را برای مخاطبی از هر فرهنگ و زبانی روایت کند. همین نگاه نشان میدهد برای امیرخانی، نویسندگی پیش از آن که به مهارت قلم ارتباط داشته باشد، به شجاعتِ بیان وابسته است.
دستیابی به مرز باریک واقعیت و داستان
در آثار امیرخانی، واقعیت، ماده خام داستان است. او پیش از آن که پشت میز بنشیند و بنویسد، سفر میکند، میبیند، گفتوگو میکند و جزئیات زندگی آدمها را از نزدیک لمس میکند. بعد، همین تجربهها را از صافی تخیل عبور میدهد و به روایت ادبی تبدیل میکند. به همین دلیل، سفرنامههای او فقط در پی ثبت مسیر و مکان ها نیستند؛ او در سفرنامه هایش رگه هایی از داستان را می آورد روایت آدمها، فرهنگها و موقعیتهایی که نویسنده در دل آنها زندگی کرده است. «جانستان کابلستان» نمونه روشن این شیوه است. امیرخانی در این کتاب، افغانستان را از دریچه آمار و گزارش، روایت نمی کند او در این اثر به دنبال روایت فرهنگ،سیاست و زندگی است. او به مرزهای باریک میان سفرنامه و داستان نویسی اشراف دارد و همین ویژگی، کتاب را به یکی از ماندگارترین آثار غیرداستانی سالهای اخیر تبدیل کرده است.
مسئله مندی، موتور محرکه داستان
کمتر رمانی از رضا امیرخانی را میتوان پیدا کرد که از دل یک مسئله اجتماعی متولد نشده باشد. مهاجرت، هویت، عدالت، مدیریت شهری، سرمایهداری، جنگ، دین و سبک زندگی، موضوعهایی هستند که بارها به جهان داستانی او راه پیدا کردهاند. تفاوت امیرخانی با بسیاری از نویسندگان، در انتخاب همین مسئلههاست؛ او معمولاً سراغ موضوعهایی میرود که درباره آنها اختلاف نظر وجود دارد، او نمی ترسد و از نزدیک شدن به آنها پرهیز نمیکند. برای رضا امیرخانی، داستان نویسی فرصتی است برای طرح پرسشی که ذهن جامعه را درگیر کرده است. رمان «بیوتن» نمونه روشنی از این رویکرد به شمار میرود. روایت عشق یک جانباز ایرانی به دختری آمریکایی، در ظاهر یک داستان عاشقانه است، اما در لایههای زیرین خود، نسبت هویت، مهاجرت، سنت و مدرنیته را به چالش میکشد.
امضای خاص آقای نویسنده
نثر امیرخانی صاحب هویت است. زبان او نه کاملاً به نثر کلاسیک تکیه دارد و نه تسلیم زبان محاوره میشود. بازی با ظرفیت واژهها، ساخت ترکیبهای تازه، جملههای آهنگدار و استفاده حسابشده از زبان امروز، نثری ساخته که تشخیص نویسنده آن برای مخاطبان جدی ادبیات چندان دشوار نیست. اما این سبک، فقط حاصل بازی با زبان نیست. امیرخانی پیش از نوشتن، درباره موضوع رمانهایش مطالعه میکند، گفتوگو میکند و اطلاعات لازم را به دست میآورد. از شهرسازی در «رهش» گرفته تا مهاجرت در «بیوتن» و اقتصاد نفتی در «نفحات نفت»، هر موضوعی پس از یک دوره تحقیق وارد جهان داستانی او میشود. همین ویژگی هاست که همواره خواننده را با پرسشی تازه از کتاب جدا میکند؛ پرسشی که تا مدتها بعد از بستن آخرین صفحه، ذهن او را رها نمیکند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
سرمایهداری رو به زوال؟
-
ابن سینا؛ در برزخِ فرسودگی و کمبود امکانات
-
«ناصر ارمنی» چشم انتظار آقای نویسنده
-
اعترافات تکان دهنده مردی که جسد سوخته همسرش خوراک حیوانات درنده شد
-
وقت چرخش راهبردی صدا و سیما
-
دربی زودهنگام در فشردهترین لیگ تاریخ!
-
ابهام در ایست تورمی
-
هم نمیفهمد، هم نمیخواهد که بفهمد
-
جهش تجارت ریلی
-
له له جنگ طلبانه تل آویو


