زن و شوهر دعوا کنند؛کودکان هم باورکنند!
تعارض میان والدین فقط به رابطه زوجی محدود نمیماند؛کیفیت ارتباط آنها میتواند براحساس امنیت،رفتار،روابط اجتماعی وحتی عملکرد تحصیلی فرزندان اثربگذاردنویسنده: فریبا البرز | کارشناسی ارشد مشاوره
مترجم:
رابطه میان زن وشوهریکی ازمهمترین عوامل تشکیل دهنده فضای عاطفی خانواده است.کودکان حتی اگرمستقیما دربحثهای والدین دخالت نداشنه باشند،تنش وسردی یا محبت میان آنها را احساس میکنند. رابطه سالم زوجین میتواند احساس امنیت و آرامش را درفرزندان افزایش دهد.درمقابل اختلافهای شدید وحل نشده ممکن است بر سلامت روان ورفتاروموفقیت تحصیلی آنان اثرمنفی بگذارد.درادامه به بررسی ابعاد روانشناختی تعارض وتنش میان والدین وتاثیرات مخرب آن بر فرزندان پرداختیم.
رابطه سالم؛ مدرسه امنیت
والدین وقتی با احترام با یکدیگرصحبت میکنند،اختلافها را منطقی حل میکنند و محبت خود را نشان میدهند،فرزندان معمولا احساس امنیت بیشتری دارند.چنین محیطی به کودک کمک میکند:
*اعتماد به نفس وآرامش بیشتری داشته باشد.
*احساس کند خانواده جای امنی برای حمایت و بیان احساسات است.
*مهارت گفت وگو وهمکاری وحل مسئله را یاد بگیرد.
*روابط اجتماعی سالمتری با دوستان ودیگران برقرارکند.
*دربرابرمشکلات و فشارهای زندگی سازگاری بهتری نشان دهد.
کودکان بسیاری ازرفتارهای ارتباطی را ازوالدین خود میآموزند. بنابراین شیوه صحبت کردن عذرخواهی یا همدلی وحل اختلاف والدین الگویی برای روابط آینده فرزند است.
اختلافنظریا جنگ؟
اختلاف نظرمیان زوجین طبیعی است. اما زمانی که درگیری های مکرر وشدید همراه با توهین وتهدید وتحقیر یا سکوت طولانی یا خشونت باشد،کودک احساس ناامنی میکند. پژوهشها تعارض شدید و حل نشده والدین را با مشکلات عاطفی و رفتاری و اجتماعی و تحصیلی کودکان مرتبط دانستهاند.
برخی پیامدهای احتمالی عبارتند از:
*اضطراب، ترس، غمگینی یا احساس گناه
*پرخاشگری ، لجبازی یا نافرمانی
*گوشهگیری وکاهش اعتماد به نفس
*اختلال خواب وکاهش تمرکز
*افت تحصیلی و دشواری دریادگیری
*مشکل دربرقراری ارتباط با همسالان
*ترس ازجدایی یا نگرانی درباره آینده کودک
اگرکودک تصورکند علت اختلاف والدین اوست ممکن است خود را سرزنش کند. به ویژه اختلافهایی که مستقیما درباره کودک رخ میدهند،میتوانند احساس تهدید و سرزنش خود را افزایش دهند.
کودک نباید داوردعوای والدین باشد
خودجدایی همیشه به اندازه درگیری دایمی وخصمانه آسیبزا نیست.اگروالدین پس از جدایی با احترام همکاری کنند،کودک را میان خود واسطه قرارندهند ودرباره او تصمیمهای هماهنگ بگیرند،امکان سازگاری کودک بیشترمیشود.درمقابل، ادامه دعوا و بدگویی ازوالددیگریا مجبورکردن فرزند به انتخاب یکی از والدین، فشار روانی زیادی ایجاد میکند. روانشناسان تاکید میکنند که کیفیت و شدت تعارض والدین نه فقط تهدیدکننده زندگی مشترک یا عامل جدایی بلکه عامل مهمی دربه خطرانداختن سلامت روان کودک است.
برای کاهش اثراختلاف های زوجین برفرزندان بهتراست والدین:
1 اختلافهای جدی را دورازحضورکودک مطرح کنند.
2ازتوهین و تهدید و خشونت کلامی یا جسمی پرهیزکنند.
3کودک را پیام رسان داور یا طرف دعوا قرارندهند.
4 پس ازبحث با رفتارآرام به کودک اطمینان دهند که مسئول اختلافها نیست.
5 درباره قوانین تربیت و نیازهای اساسی فرزند تا حد امکان هماهنگ باشند.
6 احساسات کودک را بشنوند و آنها را کوچک یا بیاهمیت جلوه ندهند.
7 درصورت تداوم اختلاف ازمشاورخانواده یا روانشناس کمک بگیرند.
قرارنیست همیشه همنظر باشیم
رابطه زوجین مستقیما برفضای روانی خانه و رشد فرزندان اثرمیگذارد. محبت، احترام، همکاری وحل سازنده اختلافها پایههای خانوادهای سالم هستند. والدین لازم نیست همیشه با یکدیگر موافق باشند. مهم این است که اختلافها را به شیوهای محترمانه و بدون ایجاد ترس و ناامنی برای فرزندان مدیریت کنند.
رابطه سالم؛ مدرسه امنیت
والدین وقتی با احترام با یکدیگرصحبت میکنند،اختلافها را منطقی حل میکنند و محبت خود را نشان میدهند،فرزندان معمولا احساس امنیت بیشتری دارند.چنین محیطی به کودک کمک میکند:
*اعتماد به نفس وآرامش بیشتری داشته باشد.
*احساس کند خانواده جای امنی برای حمایت و بیان احساسات است.
*مهارت گفت وگو وهمکاری وحل مسئله را یاد بگیرد.
*روابط اجتماعی سالمتری با دوستان ودیگران برقرارکند.
*دربرابرمشکلات و فشارهای زندگی سازگاری بهتری نشان دهد.
کودکان بسیاری ازرفتارهای ارتباطی را ازوالدین خود میآموزند. بنابراین شیوه صحبت کردن عذرخواهی یا همدلی وحل اختلاف والدین الگویی برای روابط آینده فرزند است.
اختلافنظریا جنگ؟
اختلاف نظرمیان زوجین طبیعی است. اما زمانی که درگیری های مکرر وشدید همراه با توهین وتهدید وتحقیر یا سکوت طولانی یا خشونت باشد،کودک احساس ناامنی میکند. پژوهشها تعارض شدید و حل نشده والدین را با مشکلات عاطفی و رفتاری و اجتماعی و تحصیلی کودکان مرتبط دانستهاند.
برخی پیامدهای احتمالی عبارتند از:
*اضطراب، ترس، غمگینی یا احساس گناه
*پرخاشگری ، لجبازی یا نافرمانی
*گوشهگیری وکاهش اعتماد به نفس
*اختلال خواب وکاهش تمرکز
*افت تحصیلی و دشواری دریادگیری
*مشکل دربرقراری ارتباط با همسالان
*ترس ازجدایی یا نگرانی درباره آینده کودک
اگرکودک تصورکند علت اختلاف والدین اوست ممکن است خود را سرزنش کند. به ویژه اختلافهایی که مستقیما درباره کودک رخ میدهند،میتوانند احساس تهدید و سرزنش خود را افزایش دهند.
کودک نباید داوردعوای والدین باشد
خودجدایی همیشه به اندازه درگیری دایمی وخصمانه آسیبزا نیست.اگروالدین پس از جدایی با احترام همکاری کنند،کودک را میان خود واسطه قرارندهند ودرباره او تصمیمهای هماهنگ بگیرند،امکان سازگاری کودک بیشترمیشود.درمقابل، ادامه دعوا و بدگویی ازوالددیگریا مجبورکردن فرزند به انتخاب یکی از والدین، فشار روانی زیادی ایجاد میکند. روانشناسان تاکید میکنند که کیفیت و شدت تعارض والدین نه فقط تهدیدکننده زندگی مشترک یا عامل جدایی بلکه عامل مهمی دربه خطرانداختن سلامت روان کودک است.
برای کاهش اثراختلاف های زوجین برفرزندان بهتراست والدین:
1 اختلافهای جدی را دورازحضورکودک مطرح کنند.
2ازتوهین و تهدید و خشونت کلامی یا جسمی پرهیزکنند.
3کودک را پیام رسان داور یا طرف دعوا قرارندهند.
4 پس ازبحث با رفتارآرام به کودک اطمینان دهند که مسئول اختلافها نیست.
5 درباره قوانین تربیت و نیازهای اساسی فرزند تا حد امکان هماهنگ باشند.
6 احساسات کودک را بشنوند و آنها را کوچک یا بیاهمیت جلوه ندهند.
7 درصورت تداوم اختلاف ازمشاورخانواده یا روانشناس کمک بگیرند.
قرارنیست همیشه همنظر باشیم
رابطه زوجین مستقیما برفضای روانی خانه و رشد فرزندان اثرمیگذارد. محبت، احترام، همکاری وحل سازنده اختلافها پایههای خانوادهای سالم هستند. والدین لازم نیست همیشه با یکدیگر موافق باشند. مهم این است که اختلافها را به شیوهای محترمانه و بدون ایجاد ترس و ناامنی برای فرزندان مدیریت کنند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


